جبار باغچهبان: بنیانگذار نخستین کودکستان و الفبای ناشنوایان در ایران
آغاز یک راه تازه: کودکستان و الفبای ویژه
باغچهبان در سال ۱۳۰۳ خورشیدی نخستین کودکستان ایران را در تبریز ساخت. پیش از آن، بیشتر بچهها تا دبستان بازی و شادیِ سازمانیافته نداشتند. او فهمیده بود که بازی و نقاشی میتواند به کودکان کمک کند تا بهتر یاد بگیرند. در آن کودکستان، بچهها با خمیربازی، شعرهای ساده و دستورزی، آمادهٔ رفتن به دبستان میشدند. همزمان، دلش برای کودکانی میسوخت که نمیتوانستند بشنوند. او الفبای دستی برای ناشنوایان ساخت؛ راهی که در آن هر شکل دست برابر یک حرف الفبا بود. بعدها این الفبا بهتدریج در مدرسهٔ ناشنوایان تهران هم به کار رفت.
| ویژگیها | کودکستان باغچهبان | کودکستانهای امروزی |
|---|---|---|
| بازی و آموزش | بازی با خمیر، شن و آوازهای ساده | بازیهای فکری، کاردستی و قصه |
| ابزارها | تخته سیاه، گچ، الفبای دستی | اسباببازیهای چوبی، کتابهای رنگی، تبلت آموزشی |
| هدف اصلی | آمادگی برای دبستان و آموزش ناشنوایان | رشد اجتماعی، عاطفی و شناختی |
کاربرد آموزههای باغچهبان در زندگی روزمرهٔ ما
شاید باورتان نشود، اما هر روز از راهی که باغچهبان باز کرد استفاده میکنید. وقتی در مدرسه برای دوست ناشنوایتان با دست اشاره میکنید یا شکل حرفی را روی کف دستش میکشید، همان ایدهٔ الفبای دستی را به کار میبرید. یا هنگامی که معلم در کلاس با بازی و مسابقه لغت جدید یاد میدهد، از روش کودکستان باغچهبان پیروی میکند. حتی نقاشیهایی که در خانه میکشید و برای مادرتان تعریف میکنید، شباهت زیادی به همان تمرینهای سادهٔ کودکستان او دارد. باغچهبان نشان داد که هر بچهای میتواند یاد بگیرد؛ فقط باید راه یادگیری را برایش ساده کرد.
یکی از دانشآموزان ناشنوای باغچهبان بعدها توانست خلبان شود. این نشان میدهد که اگر کسی راه درست یادگیری را پیدا کند، هیچ مانعی نمیتواند جلوی رویاهایش را بگیرد.
چالشهایی که باغچهبان با آن روبهرو شد (پرسش و پاسخ)
پاسخ: بسیاری فکر میکردند بچهها باید زودتر نوشتن و حساب یاد بگیرند و بازی اتلاف وقت است. همچنین بعضی نمیدانستند کودکستان چه فایدهای دارد. باغچهبان با حوصله به خانوادهها توضیح داد که بازی به رشد فکر و خلاقیت بچهها کمک میکند.
پاسخ: تا پیش از آن، کسی در ایران برای ناشنوایان مدرسهای نساخته بود. باغچهبان خودش روشی ابداع کرد که ناشنوا بتواند با دیدن حرکت دستِ گوینده، کلمه را بفهمد. او ماهها تمرین کرد تا سادهترین شکل دست برای هر حرف پیدا شود. حتی بعضی از مردم میگفتند ناشنوایان نمیتوانند بخوانند، اما او خلاف آن را ثابت کرد.
پاسخ: بله، او خودش بیشتر درسها را میداد. اما بعداً شاگردانی که پیش او آموزش دیده بودند، به دیگر ناشنوایان کمک میکردند. همسرش نیز در ادارهٔ کودکستان و مدرسه همراهیاش میکرد. بهتدریج چند معلم دیگر هم به آنها پیوستند.
نکتههای پایانی: جبار باغچهبان نشان داد که یک ایدهٔ ساده میتواند زندگی خیلی از آدمها را تغییر دهد. او نخستین کسی بود که در ایران کودکستان را رسمی کرد و برای ناشنوایان الفبا ساخت. امروز همهٔ کودکستانها و مدارس ناشنوایان در کشور، وامدار زحمتهای او هستند. اگر به اطرافتان نگاه کنید، هنوز هم ردپای روش او را در کلاسهای شاد و بازیهای آموزشی میبینید.
برای ما دانشآموزان، باغچهبان یک الگوی خوب است: کسی که به فکر دیگران بود و برای رسیدن به هدفش از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.