واژهسازی با «ـنده»: پسوند فاعلی
پسوند «ـنده» چیست و چگونه کار میکند؟
وقتی میخواهیم بگوییم «کسی که میبیند»، بهجای اینکه هر بار یک جملهٔ کامل بسازیم، از پسوند «ـنده» کمک میگیریم و میگوییم «بیننده». این پسوند همیشه به بن مضارع فعل میچسبد. بن مضارع همان بخشی از فعل است که در زمان حال بهکار میرود؛ مثلاً بن مضارع فعل «دیدن» میشود «بین»، و وقتی «ـنده» را به آن اضافه کنیم، «بیننده» ساخته میشود.
این واژههای تازه را اسم فاعل مینامند، چون نشان میدهند چه کسی یا چه چیزی کاری را انجام میدهد. گاهی این واژهها بهجای صفت هم بهکار میروند؛ مثلاً «آب روان» یعنی آبی که جاری است و میرود.
| فعل | بن مضارع | واژهٔ ساختهشده | معنی |
|---|---|---|---|
| دیدن | بین | بیننده | کسی که میبیند |
| گفتن | گوی | گوینده | کسی که میگوید |
| شنیدن | شنو | شنونده | کسی که میشنود |
| نوشتن | نویس | نویسنده | کسی که مینویسد |
| خواندن | خوان | خواننده | کسی که میخواند |
| دویدن | دو | دونده | کسی که میدود |
این واژهها در زندگی روزمره
هر روز با این واژهها سروکار داریم، حتی اگر به آنها توجه نکنیم. وقتی تلویزیون تماشا میکنی، تو بیننده هستی. وقتی معلمت درس میدهد، او گوینده است و تو شنونده. وقتی دوستت داستانی مینویسد، او نویسنده است. وقتی در مسابقهٔ ورزشی میدوی، دونده هستی.
جالب است بدانی که یک واژه میتواند در جملههای مختلف نقشهای گوناگونی داشته باشد. «خواننده» هم به کسی گفته میشود که کتاب میخواند و هم به کسی که آواز میخواند. این نشان میدهد که زبان فارسی چقدر منعطف و توانمند است.
چالشهای مفهومی
بله، «زننده» از فعل «زدن» ساخته شده و بن مضارع آن «زن» است. وقتی «ـنده» به «زن» اضافه میشود، «زننده» بهدست میآید. این واژه یعنی «کسی که میزند» یا «چیزی که میزند». در فارسی امروز گاهی «زننده» را بهمعنای چیزی که حس ناخوشایندی ایجاد میکند هم بهکار میبریم، مثلاً «بوی زننده».
نه همیشه. برخی واژههایی که به «ـنده» ختم میشوند دیگر کارِ اسم فاعل نمیکنند و معنی مستقل پیدا کردهاند. مثلاً «بنده» در فارسی امروز بیشتر بهعنوان ضمیر فروتنانه برای «من» بهکار میرود، نه لزوماً بهمعنای کسی که بسته است. پس باید به کاربرد واژه در جمله توجه کنیم.
از بیشتر فعلها میتوان با «ـنده» واژه ساخت، اما همهٔ آنها در زبان روزمره بهکار نمیروند. مثلاً «خورنده» از فعل «خوردن» ساختنی است، اما ما در گفتگوی روزمره بیشتر میگوییم «کسی که میخورد». واژههایی مثل «بیننده»، «نویسنده» و «دونده» چون پُرکاربرد بودند، در زبان جا افتادند و ماندگار شدند.