گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ذات: وجود، هستی

بروزرسانی شده در: 19:00 1405/03/9 مشاهده: 22     دسته بندی: کپسول آموزشی

هستی و وجود؛ یعنی چه چیزی هست و چه چیزی نیست؟

آشنایی با مفهوم «بودن» و «نبودن» در زندگی روزمره
چکیده: در این مقاله می‌خواهیم بفهمیم «هستی» و «وجود» یعنی چه. کلمهٔ «هستی» یعنی همهٔ چیزهایی که هستند، مثل تو، دوستت، مداد، خورشید و حتی فکرهای توی مغزت. «وجود» هم یعنی «بودن» یک چیز. یاد می‌گیریم فرق چیزهایی که واقعاً بیرون از ما هستند با چیزهایی که فقط توی ذهنمان هستند چیست. همچنین می‌فهمیم چطور می‌شود دربارهٔ «نبودن» یا «هیچی» فکر کرد.

دو دنیای هستی: دنیای بیرون و دنیای درون

فرض کن صبح از خواب بیدار می‌شوی. تختخوابت هست؟ بله، می‌بینی‌اش. کیف مدرسه‌ات هست؟ هست. این‌ها چیزهایی هستند که در دنیای بیرون وجود دارند. یعنی هر کس دیگری هم به خانه‌ات بیاید، آن‌ها را می‌بیند. به این می‌گویند وجود عینی. «عینی» یعنی چیزی که می‌شود آن را لمس کرد، دید یا شنید.

اما یک دنیای دیگر هم هست: دنیای درون تو. مثلاً رویای دیشب را به خاطر می‌آوری؟ آن رویا «بود» اما فقط توی ذهنت بود. یا وقتی به تعطیلات نوروز فکر می‌کنی، آن فکر وجود دارد، ولی کسی نمی‌تواند آن را بردارد و نگاه کند. به این می‌گویند وجود ذهنی. «ذهنی» یعنی چیزی که فقط برای خودت واقعی است.

نوع وجود مثال در زندگی دانش‌آموز چه کسی می‌تواند ببیند؟
وجود عینی (بیرونی) مداد، دفتر، خوراکی، درخت حیاط مدرسه همهٔ انسان‌ها
وجود ذهنی (درونی) خاطرهٔ تولدت، نگرانی برای امتحان، آرزوی قهرمان شدن فقط خودت (مگر اینکه تعریف کنی)

هر روز با هستی سروکار داری

حالا بیا توی کارهای روزانه‌ات نگاه کن. وقتی می‌گویی «مدادم را گم کردم» یعنی مداد قبلاً وجود داشت، ولی حالا در جای خودش نیست. تو داری دربارهٔ بودن و نبودن حرف می‌زنی. یا وقتی معلم می‌پرسد «جواب سؤال در ذهنت هست یا نه؟» یعنی وجود آن جواب را در ذهنت بررسی می‌کند.

یک مثال دیگر: فرض کن دوستت به تو می‌گوید «من یک اژدهای سبز رنگ در حیاط خانه‌ام دارم». تو می‌دانی که آن اژدها در دنیای بیرون وجود ندارد، مگر اینکه دوستت شوخی کند. اما آیا ایدهٔ اژدها وجود دارد؟ بله. این ایده توی ذهن دوستت وجود دارد. پس فهمیدی: بعضی چیزها فقط به عنوان یک فکر یا خیال وجود دارند.

نکته: حتی «عددها» هم وجود دارند، اما نه مثل یک صندلی. عدد ۳ را نمی‌توانی بگیری و توی جیب بگذاری، اما واقعیت دارد. ریاضی دانان می‌گویند اعداد یک نوع وجود ریاضی دارند که نه کاملاً بیرونی است نه فقط ذهنی.

چند سؤال چالشی دربارهٔ هستی

پرسش ۱: آیا چیزهایی که می‌بینم همیشه وجود دارند؟
پاسخ: نه. مثلاً وقتی آفتاب می‌زند، گاهی یک لکهٔ نور روی دیوار می‌بینی که اگر دستت را جلوی آن بگیری، لکه ناپدید می‌شود. آن لکه وجود داشت، اما وابسته بود به آفتاب و جای دستت. به این می‌گویند «وجود وابسته». بعضی چیزها فقط در شرایط خاصی وجود دارند.
پرسش ۲: «هیچی» یا «هیچ‌چیز» وجود دارد؟
پاسخ: اگر بگویی «توی این جعبه هیچی نیست»، یعنی جعبه خالی است. اما خودِ «هیچی» یک چیز نیست. نمی‌شود «هیچی» را لمس کرد. پس «هیچی» وجود ندارد! فقط می‌توانیم درباره‌اش فکر کنیم. جالب است، نه؟
پرسش ۳: آیا فردا وجود دارد در حالی که هنوز نرسیده؟
پاسخ: «فردا» یک مفهوم است، نه یک چیز مثل کتاب. فردا وقتی برسد، تبدیل به «امروز» می‌شود. بعضی فیلسوفان می‌گویند زمان هم یک نوع وجود خاص دارد. تو می‌توانی به فردا فکر کنی، پس آن در ذهنت وجود دارد، اما در دنیای بیرون هنوز نیامده است.
آنچه یاد گرفتیم: هستی یعنی همهٔ چیزهایی که به هر شکلی «هستند». بعضی از این چیزها را همه می‌توانند ببینند (وجود عینی) و بعضی را فقط خودمان (وجود ذهنی). فرق بین «چیز واقعی» و «فکر» را یاد گرفتی. همچنین فهمیدی که «هیچی» خودش یک چیز نیست و بعضی چیزها مثل عددها یا فردا، جور خاصی وجود دارند. هر روز وقتی می‌گویی «این هست» یا «این نیست»، داری دربارهٔ وجود و هستی فکر می‌کنی. این یکی از عمیق‌ترین پرسش‌هایی است که آدم‌ها از هزاران سال پیش تا حالا به آن فکر کرده‌اند.