گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ابونصر مشکان کیست؟ استاد و سرپرست ابوالفضل بیهقی در دیوان رسایل غزنوی.

بروزرسانی شده در: 1:26 1405/02/27 مشاهده: 45     دسته بندی: کپسول آموزشی

ابونصر مشکان؛ استاد و سرپرست ابوالفضل بیهقی

دبیر باسابقه دیوان رسالت در دوران سلطان محمود و مسعود غزنوی و استاد فرزانه تاریخ‌نگار بزرگ ایران، ابوالفضل بیهقی
خلاصه مقاله: ابونصر مشکان (منصور بن مشکان) یکی از برجسته‌ترین دبیران و مشاوران دربار غزنوی در سدهٔ پنجم هجری بود. او به مدت نزدیک به 30 سال ریاست دیوان رسالت (دبیرخانهٔ سلطنتی) را بر عهده داشت. مهم‌ترین نقش او در تاریخ، استادی و سرپرستی ابوالفضل بیهقی، نویسندهٔ کتاب ارزشمند «تاریخ بیهقی» است. بیهقی نزدیک به 19 سال شاگردی او را کرد و همواره از او با احترام و به عنوان «استاد» یاد می‌کرده است. ابونصر مشکان فردی دوراندیش، راستگو و با تدبیر بود که حتی در مسائل خصوصی با سلطان مشورت می‌کرد.

ابونصر مشکان کیست؟ آشنایی با دبیر بزرگ دربار غزنوی

ابونصر مشکان که نام کامل او «منصور بن مشکان» و لقبش «شیخ عمید» بود، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دربار غزنویان در سدهٔ پنجم هجری (برابر با سدهٔ یازدهم میلادی) به شمار می‌رود. او نزدیک به 30 سال از زندگی خود را به عنوان رئیس «دیوان رسالت» [1] خدمت کرد. دیوان رسالت در آن زمان مانند یک وزارتخانهٔ مهم بود که نامه‌های رسمی دولت در آن نوشته می‌شد و به امور خارجی و داخلی کشور رسیدگی می‌کرد.

به عبارت ساده‌تر، ابونصر مشکان را می‌توان «مدیر دفتر مرکزی» یا «رئیس دبیرخانهٔ سلطان» در نظر گرفت. او مسئول نوشتن نامه‌های مهم پادشاه به کشورهای دیگر و همچنین ثبت و ضبط فرمان‌های سلطنتی بود. این شغل به قدری مهم بود که فقط افراد باسواد، باهوش و بسیار مورد اعتماد می‌توانستند آن را بر عهده بگیرند .

نکته جالب: برخی از مورخان قدیم معتقدند «مشکان» نام روستایی بوده که ابونصر در آن به دنیا آمده است. بعضی دیگر نیز می‌گویند «مشکان» نام پدر اوست. اما آنچه مسلم است، این است که ابونصر به دلیل مهارت بالایش در نویسندگی و سیاست، به این مقام والا رسید .

نقش استادی: رابطهٔ ابونصر مشکان و ابوالفضل بیهقی

مهم‌ترین دلیلی که امروز نام ابونصر مشکان را می‌شناسیم، به خاطر شاگرد معروفش، «ابوالفضل بیهقی» است. بیهقی نویسندهٔ کتاب گرانبهای «تاریخ بیهقی» است که یکی از ارزشمندترین کتاب‌های تاریخی و ادبی ایران به شمار می‌رود.

ابوالفضل بیهقی زمانی که جوان بود، وارد دیوان رسالت شد و زیر نظر ابونصر مشکان مشغول به کار گردید. بیهقی به مدت 19 سال شاگردی ابونصر را کرد و در این مدت، تمام فنون نویسندگی، سیاست‌مداری و حتی تاریخ‌نگاری را از استاد خود آموخت. بیهقی در کتاب خود بارها از ابونصر با عنوان «استاد» و «پیر فرزانه» یاد کرده و تأکید می‌کند که آنچه می‌داند، حاصل تعلیمات اوست .

مقایسه ابونصر مشکان (استاد) ابوالفضل بیهقی (شاگرد)
نقش در دربار رئیس دیوان رسالت (مدیر دبیرخانه) دبیر و معاون (دستیار استاد)
اثر مشهور نامه‌ها و اسناد دیوانی (متاسفانه از بین رفته) کتاب «تاریخ بیهقی» (باقی مانده)
ویژگی اصلی دوراندیشی و مشاوره با سلطان نویسندگی و تاریخ‌نگاری دقیق

مهارت‌ها و ویژگی‌های اخلاقی ابونصر مشکان

ابونصر مشکان فقط یک کارمند ساده نبود؛ او یک سیاست‌مدار کارکشته و فردی بسیار باهوش و با اخلاق بود. بیهقی در کتاب خود صفات زیادی را برای استادش برمی‌شمارد:

  • دوراندیش: ابونصر می‌توانست آینده را پیش‌بینی کند. او بارها به سلطان مسعود هشدار داد که اگر با طایفهٔ «ترکمانان» [2] (که دشمنان غزنویان بودند) درست برخورد نکند، روزی بر تخت پادشاهی او چیره خواهند شد. متاسفانه سلطان به حرف او گوش نداد و چند سال بعد، ترکمانان واقعاً به قلمرو غزنویان حمله کردند .
  • راستگویی (صداقت): ابونصر از گفتن حقیقت حتی به پادشاه نمی‌ترسید. یک بار سلطان محمود دستور داد که از مردم مالیات سنگینی بگیرند تا باغ شخصی سلطان بزرگ‌تر شود. ابونصر صریحاً گفت این کار ظلم است و سلطان را از این کار منصرف کرد .
  • شجاعت: او در برابر تصمیمات نادرست پادشاه می‌ایستاد. بیهقی می‌گوید یک بار ابونصر چنان نامهٔ تندی به سلطان مسعود نوشت که تا به حال هیچ کس جرأت آن را نداشت .
  • شعر و ادب: ابونصر علاوه بر سیاست، شاعر و ادیب بزرگی نیز بود. او نامه‌های رسمی را به دو زبان فارسی و عربی با فصاحت و بلاغت کامل می‌نوشت و اشعار زیبایی نیز می‌سرود .

مثال عینی: داستان مشورت سلطان با ابونصر

برای اینکه متوجه شوید ابونصر چقدر به سلطان نزدیک و محرم اسرار بود، به یک مثال تاریخی توجه کنید. سلطان محمود غزنوی که از قدرتمندترین پادشاهان زمان خود بود، در مسائل خصوصی زندگی‌اش نیز با ابونصر مشورت می‌کرد.

روزی سلطان محمود به ابونصر گفت که می‌خواهد با خواهر «ایاز» (یکی از نزدیکانش) ازدواج کند. سلطان از او نظر خواست که این کار درست است یا نه. ابونصر با کمال آرامش به سلطان مشاوره داد و نظر خود را بیان کرد . این نشان می‌دهد که ابونصر فقط یک کارمند نبود، بلکه «مشاور ارشد» و دوست صمیمی خانوادهٔ سلطنتی هم به شمار می‌رفت. به عبارت ساده‌تر، سلطان محمود آنقدر به ابونصر اعتماد داشت که داستان دل تنگی‌هایش را شب‌ها برای او تعریف می‌کرد .

چالش‌های مفهومی (پرسش و پاسخ)

سوال: چرا امروز کتابی از خود ابونصر مشکان در دست نیست، اما کتاب شاگردش (تاریخ بیهقی) معروف شده است؟
پاسخ: ابونصر مشکان بیشتر «مدیر» و «نامه‌نگار» بود تا «تاریخ‌نگار». او کتابی به نام «مقامات» داشت که متاسفانه در طول جنگ‌ها و آشوب‌های تاریخی از بین رفته است. اما شاگردش بیهقی، حرفهٔ اصلی خود را «نوشتن تاریخ» قرار داد. بیهقی تمام تجربیاتش را در کتاب بزرگ «تاریخ بیهقی» جمع‌آوری کرد. همانطور که یک نقاش معروف ممکن است استادی داشته باشد که تابلویی از او باقی نمانده، اما شاگردش شاهکارهایی خلق کرده باشد. اهمیت ابونصر در این است که آن دانش و تجربه را به شاگردش منتقل کرد.
سوال: آیا ابونصر مشکان به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا مسموم شد؟
پاسخ: در منابع تاریخی در این باره اختلاف نظر وجود دارد. بیهقی که خود شاهد ماجرا بود، می‌گوید ابونصر دچار بیماری «لقوه» یا فلج شد و طبیب سلطان بالای سر او آمد، اما نتوانست کاری بکند و او از دنیا رفت . ولی بعضی از مورخان دیگر نوشته‌اند که شاید سلطان مسعود که در اواخر با ابونصر مشکل پیدا کرده بود، دستور مسموم کردن او را داده باشد. بیهقی به دلیل احترامی که برای سلطان قائل بود، مستقیماً به این موضوع اشاره نمی‌کند و می‌گوید: «مرا با این حرف‌ها کاری نیست» .
سوال: دیوان رسالت چه فرقی با وزارت داشت؟
پاسخ: در حکومت غزنویان، «وزیر» بالاترین مقام کشوری بود و مثل نخست‌وزیر امروزی به همهٔ امور کشور (اقتصاد، جنگ، کشاورزی و...) رسیدگی می‌کرد. اما «رئیس دیوان رسالت» یا «دبیر خاص» مسئولیت خاص‌تری داشت: او مسئول نوشتن و تنظیم همهٔ نامه‌های بین‌المللی و فرمان‌های سلطنتی بود. می‌توان گفت وزیر مانند «مدیرعامل» کل شرکت بود، در حالی که ابونصر مشکان مانند «مدیر روابط عمومی و دفتر» ویژهٔ مدیرعامل عمل می‌کرد که به تمام اسرار و نامه‌های محرمانه دسترسی داشت.
نکات کلیدی مقاله:
  • ابونصر مشکان رئیس دبیرخانه (دیوان رسالت) غزنویان به مدت 30 سال بود.
  • او به مدت 19 سال استاد و سرپرست ابوالفضل بیهقی، نویسندهٔ کتاب معروف «تاریخ بیهقی» بود.
  • ابونصر فردی دوراندیش، صادق و شجاع بود که حتی به پادشاهان قدرتمندی مثل محمود و مسعود غزنوی نصیحت می‌کرد.
  • او در سال 431 هجری قمری (برابر 1040 میلادی) از دنیا رفت و در غزنی (افغانستان امروزی) به خاک سپرده شد.
  • اگرچه کتاب خود ابونصر از بین رفته است، اما نقل قول‌ها و اطلاعات ارزشمند او در کتاب بیهقی باقی مانده است.

پاورقی

1دیوان رسالت: یکی از ادارات مهم در حکومت‌های قدیم ایران بود که وظیفهٔ تنظیم و نوشتن نامه‌های رسمی، معاهدات (قراردادها) با کشورهای دیگر و فرمان‌های سلطنتی را بر عهده داشت. معادل انگلیسی آن Chancery یا Royal Secretariat است.

2ترکمانان (سلجوقیان): طایفه‌ای از ترک‌ها بودند که از منطقه‌ای به نام «ترکستان» به سمت ایران حرکت کردند. آن‌ها در زمان سلطان مسعود غزنوی بسیار قدرتمند شدند و نهایتاً موفق شدند حکومت غزنویان را شکست دهند و امپراتوری بزرگ سلجوقی را تأسیس کنند. معادل انگلیسی آن Turkmens یا Seljuqs است.