قصّههای مجید: روایت نوجوانی در کوچههای کرمان
مجید و بیبی؛ دو شخصیتی که هرگز فراموش نمیشوند
| نام شخصیّت | نقش در داستان | ویژگیهای مهم |
|---|---|---|
| مجید | قهرمان اصلی و راوی بیشتر داستانها | کنجکاو، عاشق کتاب، تیزهوش، گاهی شیطان و بسیار مهربان |
| بیبی | مادربزرگ مجید | صبور، پر مهر، با ایمان، قهرمان اصلی خانه و آرامش بخش خانواده |
| آقا حکیم باشی | همسایهی دانا و باسواد محله | اهل مطالعه، به مجید کتاب قرض میدهد و راهنمایش میکند |
| ننه گلاب و دیگر همسایهها | اهل محلّه و دوستان مجید | شخصیتهای فرعی که هرکدام داستانی برای گفتن دارند و فرهنگ کرمان را نشان میدهند |
مثال ملموس برای دانشآموزان فرض کنید که در مدرسه، معلم از شما میخواهد انشایی دربارهٔ «صبور بودن» بنویسید. خواندن داستانهای مجید میتواند به شما کمک کند. مثلاً در یک داستان، مجید بیصبرانه منتظر است تا بیبی برایش غذا بپزد؛ اما بیبی با حوصله به او یاد میدهد که برای درست شدن یک کار خوب باید منتظر ماند. این یعنی داستان به شما درس زندگی میدهد، بدون اینکه سخنرانی کند.
طنز شیرین و زبان ساده؛ راز محبوبیت قصهها
هوشنگ مرادی کرمانی در «قصههای مجید» از زبانی استفاده کرده که هم ساده است و هم طنزآمیز. او کلمات و اصطلاحات کوچه و بازار را به کار میبرد و همین باعث میشود که خواننده حس کند خودش در آن محله زندگی میکند . برای نمونه، وقتی مجید میخواهد کاری انجام دهد، همیشه فکرهای بامزهای به سرش میزند که خواننده را به خنده میاندازد. اشتباهات مجید نه تنها او را منفور نمیکند، بلکه دوستداشتنیترش میسازد، چون ما هم در زندگی خودمان گاهی مثل او اشتباه میکنیم.
این مجموعه، بارها در ایران و جهان جایزه گرفته است. خود مرادی کرمانی میگوید برای نوشتن قصهها از زندگی واقعی خودش در کودکی الهام گرفته است؛ پسری که پدر و مادرش را از دست داده بود و با پدربزرگ و مادربزرگش در روستای سیرچ کرمان زندگی میکرد . به همین دلیل، تمام غمها و شادیهای مجید برای خواننده «باورپذیر» است .
کاربرد عملی؛ چگونه از قصّهها در زندگی و مدرسه استفاده کنیم؟
«قصههای مجید» فقط برای سرگرمی نیستند؛ بلکه یک ابزار آموزشی قوی هم هستند. معلمان میتوانند از این داستانها برای آموزش مفاهیمی مانند همدلی، درستکاری، احترام به بزرگترها و تلاش برای درس خواندن استفاده کنند. مطالعات نشان داده است که شخصیت مجید تجسم بسیار خوبی از «هوش کلامی» و «هوش میان فردی» است؛ یعنی او میتواند خوب صحبت کند و احساسات دیگران را بفهمد .
در برنامههای آموزشی فبک(فلسفه برای کودکان) از داستانهای این مجموعه مانند «عاشق کتاب» و «ماهی» استفاده میشود تا کودکان را به فکر کردن و سوال پرسیدن تشویق کنند . شما هم میتوانید در خانه، بعد از خواندن هر قصه، با دوستانتان دربارهٔ کار درست یا غلط بودن رفتار مجید بحث کنید.
چالشهای مفهومی؛ سوالاتی برای فکر کردن
پاسخ: مجید یک نوجوان کاملاً معمولی است. او گاهی تنبلی میکند، گاهی حرف گوش نمیدهد، اما در لحظات حساس شجاعت و مهربانی از خود نشان میدهد. قهرمان بودن به این معنا نیست که هیچ اشتباهی نکنیم، بلکه یعنی وقتی اشتباه کردیم، بتوانیم آن را جبران کنیم. مجید همین کار را انجام میدهد.
پاسخ: مرادی کرمانی در این کتاب میخواهد به ما بگوید که پول تنها چیز مهم در زندگی نیست. مجید عشق بیبی را دارد، دوستانی مثل «اصغر» دارد و به کتاب خواندن علاقه دارد. این چیزها را نمیتوان با پول خرید. داستان به ما یادآوری میکند که قدر داشتههایمان را بدانیم، حتی اگر کم باشد.
پاسخ: خیر، این کتابها به زبانهای مختلف مثل انگلیسی، فرانسوی، عربی و هندی ترجمه شدهاند . دلیلش این است که مشکلات و شادیهای مجید، مشکلات و شادیهای بچههای همه جای دنیاست. همه جای دنیا بچهها عاشق ماجراجویی هستند و گاهی از بزرگترها ناراحت میشوند. این حس مشترک باعث میشود کتاب برای همه آشنا باشد.
پاورقیها
[2] فبک (P4C): مخفف عبارت «فلسفه برای کودکان» است که یک روش آموزشی برای پرورش تفکر نقاد در کودکان میباشد.
[3] سریال تلویزیونی (TV Series): «قصههای مجید» بعدها توسط «کیومرث پوراحمد» به یک مجموعهٔ تلویزیونی بسیار معروف تبدیل شد .
[4] هوش میان فردی (Interpersonal intelligence): یعنی توانایی درک احساسات، نیات و انگیزههای دیگران.