شخصیتبخشی در شعر: نسبت دادن صفت یا رفتار انسانی به موجودات و اشیا
آشنایی با شخصیتبخشی به زبان ساده
فرض کن یک صندلی توی کلاس دارد میگوید: «پشتم خسته شد، یک کم به من تکیه ندهید!» یا یک ابر کوچولو گریه کند و باران شود. این کار را در شعر «شخصیتبخشی» مینامند. به زبان علمی، شخصیتبخشی یعنی نسبت دادن ویژگیهای انسان (مانند خشم، شادی، حرف زدن، فکر کردن، راه رفتن) به جانداران دیگر مثل حیوانات یا پرندگان و حتی به اشیای بیجان مثل کتاب، ماشین، ماه و ستاره. شاعران با این کار شعرشان را زیباتر و دوستداشتنیتر میکنند.
چطور شعر با شخصیتبخشی جان میگیرد؟ (مثالهای ملموس)
در شعر کودکانه میخوانیم: «ماه لبخند زد و پشت ابر قایم شد». ماه نمیتواند لبخند بزند، ولی شاعر با این کار مهربانی ماه را نشان داده. یا «اشکهای ابر باران شد و روی خاک بوسه زد». ابر که چشم و اشک ندارد! اما این خیالانگیزی شعر را دوچندان میکند.
بیایید با چند مثال سادهتر بازی کنیم: فرض کن تو به مدادت میگویی: «مداد جان، چرا این قدر کوتاه شدی؟ خسته شدی از نوشتن؟» این همان شخصیتبخشی است. در شعرهای معروف فارسی هم بارها این آرایه را دیدهایم؛ مثلاً حافظ میگوید: «گل بخندید و بنفشه سر زد». گل خندیدن بلد نیست، اما شاعر این ویژگی انسانی را به گل بخشیده است.
| مثال شعر یا عبارت | شیء یا موجود | رفتار/صفات انسانی | «ماه از پشت ابر سرک کشید» | ماه | سرک کشیدن (کار کودک کنجکاو) | «باد با برگها حرف میزد» | باد و برگ | حرف زدن | «چراغ خوابآلود چشمک زد» | چراغ | خوابآلود بودن | «رودخانه با خوشحالی میدوید» | رودخانه | خوشحالی و دویدن |
|---|
کاربرد عملی: چطور خودمان شعر شخصیتبخش بسازیم؟
حالا نوبت توست! میتوانی یک شعر ساده با شخصیتبخشی بنویسی. کافی است یک شیء یا یک پدیدهٔ طبیعی را انتخاب کنی و یک کار انسانی به آن نسبت بدهی. مثلاً:
- به خودکار بگو: «خودکار جان، روی کاغذ رقصیدی و خسته شدی.»
- به صبح بگو: «صبح با انگشتهای طلایی اش پرده را کنار زد.»
- به باران بگو: «باران به پشت بام زد تا مرا بیدار کند.»
برای تمرین بیشتر، توی دفترت سه شیء بنویس: مثلاً «تخته سیاه»، «زنگ مدرسه»، «کیف». سپس برای هر کدام یک جملهٔ زیبا با شخصیتبخشی بساز. مثلاً: «تخته سیاه از پاک شدن غصهدار شد» یا «زنگ مدرسه با شوق فریاد کشید: زنگ تفریح!» هر چه بیشتر تمرین کنی، شعرهایت قشنگتر و خیالانگیزتر میشوند.
چالشهای مفهومی: پرسش و پاسخ برای درک بهتر
پاسخ: شخصیتبخشی فقط مخصوص شعر نیست، بلکه در داستانها، افسانهها و حتی جملههای روزمره هم میآید. مثلاً وقتی میگوییم «خورشید مهربان بود» یا «زمان به سرعت دوید»، در واقع از شخصیتبخشی استفاده کردهایم. اما در شعر به دلیل خیالانگیز بودن، بیشتر دیده میشود.
پاسخ: در بسیاری از کتابهای فارسی، «شخصیتبخشی» و «تشخیص» (یا جانبخشی) یکی دانسته میشوند. اما گاهی تشخیص را به موجودات زندهٔ غیرانسان (مثل حیوان یا گیاه) و شخصیتبخشی را به اشیای کاملاً بیجان نسبت میدهند. در مدرسهٔ ابتدایی هر دو را به یک معنا یاد میگیریم: «نسبت دادن صفات انسان به هر چیز دیگر». بنابراین نیازی نیست سخت بگیری.
پاسخ: به سه دلیل اصلی: اول اینکه شعر را زیباتر و خیالیتر میکند. دوم اینکه مفاهیم سخت را برای ما ملموستر میکند (مثلاً «مرگ» را مثل یک انسان ترسناک نقاشی میکند). سوم اینکه خواننده با اشیا و طبیعت ارتباط عاطفی برقرار میکند و شعر را بهتر به خاطر میسپارد.
پاورقیها
1 Personification (پرسونیفیکِیشِن) — در ادبیات انگلیسی به معنای نسبت دادن صفات یا احساسات انسانی به اشیا، حیوانات یا مفاهیم انتزاعی است. این آرایه باعث میشود متن ادبی زندهتر و تأثیرگذارتر شود.
2 آرایهٔ ادبی — به شگردها و قواعدی گفته میشود که سخن را زیبا، تأثیرگذار و هنری میکند. شخصیتبخشی، تشبیه، استعاره و کنایه از جمله آرایههای ادبی هستند.