شهریار: شاعر مهربان(شهریار: The Kind Poet)
دوران کودکی و جوانی شهریار در تبریز و تهران
محمدحسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری خورشیدی (میلادی) در بازارچهٔ «چایکنار» تبریز به دنیا آمد. پدرش که «حاج میرآقا خشکنابی» نام داشت، وکیلمدافع (حقوقدان) بود و شعر هم میگفت. مادرش خانم «تکتم» بانویی مهربان و صبور بود که شهریار همیشه از او با محبت یاد میکرد. شهریار در کودکی به مکتبخانه (نوعی مدرسهٔ قدیمی) رفت و قرآن و شعرهای قدیمی مثل شعرهای حافظ و سعدی را یاد گرفت. بعدها برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در مدرسهٔ «دارالفنون» و سپس دانشکدهٔ طب درس خواند. اما دلش با شعر و ادبیات بود، نه پزشکی. او در جوانی عاشق دختری به نام «امیرهخانم» شد و این عشق نافرجام (عشقی که به وصال نرسید) غم بزرگی در دلش گذاشت و شعرهای غمگین زیادی سرود.
برای مثال، یک بار معلم از دانشآموزان پرسید: «شعر یعنی چه؟» یکی گفت: «شعر یعنی کلمههای قافیهدار». اما شهریار گفت: «شعر یعنی وقتی دلت پر از حرف است و نمیتوانی ساکت بمانی!» او از همین حس استفاده میکرد و احساساتش را به شعر تبدیل میکرد.
شهرت و شاهکارهای شعری شهریار برای همهٔ سنین
شهریار شعرهای زیادی در قالبهای مختلف مثل غزل (شعر عاشقانه و غمگین)، قصیده (شعر بلند و ستایشی) و مثنوی سروده است. دو اثر او بسیار معروف هستند:
| نام شعر | زبان شعر | موضوع اصلی | یک بیت معروف |
|---|---|---|---|
| علیای همای رحمت | فارسی | ستایش امام علی (ع) و بیان خوبیهای ایشان | «علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را» |
| حیدربابایه سلام | ترکی آذربایجانی | یادآوری خاطرات کودکی در روستا و طبیعت | «حیدربابا، من یادی از تو خوشم» |
شهریار برای کودکان هم شعرهای ساده و قشنگی دارد. مثلاً شعر «کلاغه» که دربارهٔ یک کلاغ باهوش است و به بچهها یاد میدهد که نباید زود قضاوت کنند. او با این شعرها نشان داد که شاعری بزرگ میتواند برای کوچکترین مخاطبان هم حرف تازه داشته باشد.
مثال ساده از شعر شهریار در زندگی روزمره
فرض کنید یک روز بارانی در خانه تنها هستید و دلتان برای مادرتان تنگ شده است. شهریار دقیقاً چنین حسی را داشت. او یک شعر بلند دربارهٔ مادرش سروده که بیت معروفش این است: «آی مادر، تو چه گوهر باشی / که مرا از دل خود پرورشی». یعنی مادر مثل یک جواهر است که فرزندش را با عشق بزرگ میکند. دانشآموز کلاس سومی با خواندن این شعر میفهمد که قدر مادر خود را بداند و به او محبت کند. همچنین شهریار شعری دربارهٔ نان دارد که میگوید نان فقط خوردنی نیست، بلکه نماد زحمت کشاورز و مهربانی خداوند است.
چالشهای مفهومی در شعر و زندگی شهریار
پاسخ: شهریار به شاعری علاقهٔ بسیار زیادی داشت. او احساس میکرد با شعر میتواند خیلی بیشتر از طبابت (دکتری) به مردم کمک کند. چون پزشک فقط یک جسم را درمان میکند، اما شعر میتواند دل های غمگین را شاد و انسانهای تنها را همراه کند. بنابراین او عشق خود را دنبال کرد و یک شاعر بزرگ شد.
پاسخ: چون شهریار در تبریز به دنیا آمد و زبان مادریاش ترکی بود. اما او فارسی را در مدرسه و کتابها یاد گرفت و عاشق هر دو زبان شد. او میخواست با هر دو زبان با مردم حرف بزند تا هم فارسیزبانها و هم ترکیزبانها از شعرهایش لذت ببرند. این کار نشانهٔ احترام او به فرهنگهای مختلف ایران بود.
پاسخ: خیر. اگرچه بسیاری از شعرهای او غمگینانه هستند (مخصوصاً دربارهٔ جدایی از معشوق یا مرگ مادرش)، اما شعرهای شاد و امیدوارکننده هم دارد. مثلاً در «حیدربابایه سلام» خاطرات خوش کودکی را با شادی و ذوق توصیف میکند. همچنین اشعار عرفانی (دربارهٔ خدا و عرفان) او پر از امید و آرامش است.
تأثیر شهریار بر شعر معاصر ایران
بسیاری از شاعران بعد از شهریار، سعی کردند مانند او ساده و روان شعر بگویند. او به شاعران جوان یاد داد که میتوان از کلمههای روزمره مثل «نان»، «آب»، «کوچه»، «مادر» و «برف» بهترین شعرها را ساخت. سبک خاص شهریار را «سبک هندی نو» یا «بازگشت ادبی» مینامند، اما او طعم و رنگ مخصوص به خودش را به آن اضافه کرد. امروزه در مدارس ایران، شعرهای شهریار را به بچهها آموزش میدهند و در تبریز، خانهٔ او به موزهٔ استاد شهریار تبدیل شده است که مردم برای دیدن دستنوشتهها و عکسهای او به آنجا میروند.
پاورقیها
1تخلص: نام هنری یا شعری که شاعر در پایان شعر خود میآورد (معادل انگلیسی: Pen name). برای نمونه، «شهریار» تخلص محمدحسین بهجت تبریزی است.
2غزل: قالبی از شعر فارسی که معمولاً بین 5 تا 15 بیت دارد و برای بیان احساسات عاشقانه یا عرفانی به کار میرود (معادل انگلیسی: Sonnet/Ghazal).
3سبک هندی: یکی از سبکهای شعر فارسی که در هند و ایران رواج داشت و ویژگی آن استفاده از مضمونهای باریک و خیالانگیز است (معادل انگلیسی: Indian style). شهریار از این سبک تأثیر پذیرفته بود اما آن را سادهتر کرد.
4دارالفنون: اولین مدرسهٔ مدرن و به سبک اروپایی در ایران که در زمان ناصرالدین شاه قاجار تأسیس شد (معادل انگلیسی: Polytechnic school).