کلاغها و سنجابها: داستانهایی برای درک درست و نادرست
در این مقاله با دو داستان کوتاه از نادر ابراهیمی به نامهای «کلاغها» و «سنجابها» آشنا میشویم. این کتابها که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شدهاند، با زبانی ساده و نمادین، موضوعاتی مانند دروغ، خبرچینی، شجاعت و مقاومت در برابر زورگویی را به تصویر میکشند. در این مقاله، خلاصهای از هر داستان ارائه میشود، شخصیتهای اصلی آنها با هم مقایسه میگردند و پرسشهایی مطرح میشود تا درک عمیقتری از پیامهای اخلاقی این آثار به دست آید.
آشنایی با دو قصهٔ پرماجرا: روایتی از جنگل و دهکده
نادر ابراهیمی، نویسندهٔ توانای ایرانی، در دههٔ چهل خورشیدی، دو کتاب ارزشمند برای کودکان و نوجوانان نوشت: «کلاغها» در سال 1348 و «سنجابها» در سال 1349 . این دو داستان، اگرچه ساده به نظر میرسند، اما پر هستند از معانی عمیق. بیایید با هم نگاهی به خلاصهٔ این دو قصه بیندازیم.
داستان کلاغها: روزگاری در یک دهکدهٔ کوچک و زیبا، همه با آرامش و دوستی زندگی میکردند. تا اینکه یک سال، جمعیت زیادی از کلاغها به آن دهکده میآیند. با آمدن کلاغها، دروغ و خبرچینی رواج پیدا میکند. دوستیها به دشمنی تبدیل میشوند و صدای حقیقت، یعنی صدای پرندهٔ کوچکی به نام «چرخریسک» در میان قارقارهای بلند کلاغها گم میشود . چارهٔ کار چیست؟
داستان سنجابها: در یک جنگل بزرگ و قشنگ، ناگهان پلنگی ظاهر میشود و شروع به اذیت و آزار سنجابها و پرندهها میکند. یکی از سنجابها به این پلنگ زورگو دشنام میدهد و برای اینکه خطری او را تهدید نکند، مجبور میشود از جنگل بیرون برود. او به دوستانش میگوید که در کنار آن پلنگ نمیتوان در آرامش زندگی کرد. اما هیچ جنگل و بیشهای به او پناه نمیدهد، زیرا باد، خبر دشنام او را به همه جا رسانده است .
مقایسهٔ شخصیتها و فضاهای داستانی در دو کتاب
برای اینکه بهتر متوجه شباهتها و تفاوتهای این دو کتاب شویم، میتوانیم آنها را در یک جدول با هم مقایسه کنیم. این کار به ما کمک میکند تا پیام اصلی هر داستان را راحتتر درک کنیم.
| ویژگی | کتاب کلاغها | کتاب سنجابها |
|---|---|---|
| فضای داستان | یک دهکده با درختان سرو و چنار | یک جنگل بزرگ و زیبا |
| نیروی شر/ مزاحم | دستههای بزرگ کلاغ (نماد دروغ و خبرچینی) | یک پلنگ (نماد زورگویی و ظلم) |
| قهرمان/ شخصیت اصلی | پرندهٔ کوچک «چرخریسک» (نماد حقیقت و صدای راست) | یک سنجاب کوچک و شجاع |
| پیام اصلی اخلاقی | دروغ و شایعه، دوستیها را از بین میبرد؛ باید در برابر دروغ ایستاد. | در برابر ظلم باید ایستاد و فریاد زد، حتی اگر تنها باشی. |
| گروه سنی پیشنهادی | سالهای چهارم و پنجم دبستان تا راهنمایی | سالهای دوم و سوم دبستان |
همانطور که در جدول میبینید، هر دو داستان دربارهٔ یک مشکل بزرگ هستند: یکی هجوم دروغ و خبرچینی، و دیگری هجوم زورگویی. اما هر کدام به شیوهای متفاوت نشان میدهند که شخصیتهای کوچک و به ظاهر ضعیف چطور میتوانند در برابر این مشکلات بزرگ بایستند.
چطور از این داستانها در زندگی خودمان استفاده کنیم؟
شاید فکر کنید این داستانها فقط دربارهٔ حیوانات در جنگل و دهکده هستند، اما اشتباه میکنید! خیلی از اتفاقاتی که در این کتابها میافتد، میتواند در زندگی خود ما هم پیش بیاید. بیایید چند مثال بزنیم.
- مثال برای داستان کلاغها: فرض کنید در مدرسه، یکی از بچهها شروع به شایعه پراکنی دربارهٔ دوست صمیمی شما میکند و میگوید: «فلانی دفتر تو را دزدیده است.» اگر شما بدون تحقیق، این حرف را باور کنید و با دوستتان قهر کنید، درست مثل اهالی دهکده شدهاید که صدای کلاغها را باور کردند. اما اگر شما مانند «چرخریسک» باشید، به دنبال حقیقت میروید و از دوستتان میپرسید: «آیا این حقیقت دارد؟»
- مثال برای داستان سنجابها: تصور کنید در پارک یا محل بازی، یک کودک بزرگتر و قلدر، بچههای کوچکتر را اذیت میکند و وسایلشان را میگیرد. همه از او میترسند و کاری نمیکنند. در این شرایط، اگر شما مانند سنجاب شجاع رفتار کنید، به او میگویید: «این کار درستی نیست!» یا به یک بزرگتر کمک میخواهید تا جلوی این زورگویی را بگیرد.
۱. چرا هیچ جنگلی به سنجاب سرگردان پناه نداد؟
چون باد، که مانند یک خبرچین عمل میکرد، داستان دشنام دادن سنجاب به پلنگ را به همه جا رسانده بود. همه از ترس پلنگ، نمیخواستند با سنجاب ارتباط داشته باشند. این نشان میدهد که گاهی ترس از قدرتمندان، باعث میشود مردم از کمک به کسانی که حق را میگویند خودداری کنند.
۲. آیا کار سنجاب کوچک که به پلنگ دشنام داد، کار درستی بود؟
داستان نشان میدهد که این کار گرچه شجاعانه بود، اما باعث آوارگی خود سنجاب شد. پیام داستان این است که در برابر ظلم نباید سکوت کرد، اما گاهی باید راهی عاقلانهتر و حساب شدهتر برای مبارزه با زورگویی پیدا کرد تا تنها نمانیم و تأثیر بیشتری داشته باشیم.
۳. «چرخریسک» برای پیدا کردن حقیقت به کجا سفر کرد؟
در داستان «کلاغها» وقتی صدای حقیقت در میان قارقار کلاغها گم میشود، چرخریسک تصمیم میگیرد به سوی سیمرغ، موجودی افسانهای و دانا که بر فراز بلندترین قلهٔ کوه زندگی میکند، برود و از او یاری بخواهد . این سفر نماد تلاش برای یافتن یک منبع درست و دانا برای حل مشکلات است.
پاورقیها
[1] کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: سازمانی دولتی در ایران که وظیفه تولید و انتشار کتاب، فیلم و سرگرمیهای آموزشی و فرهنگی برای کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد. معادل انگلیسی آن Institute for the Intellectual Development of Children and Young Adults است .
[2] سیمرغ: نام موجودی افسانهای و بسیار دانا در ادبیات و اسطورههای ایرانی که اغلب نماد خرد و درمانگر است. معادل انگلیسی آن Simurgh میباشد .
[3] نادر ابراهیمی: نویسنده، فیلمساز و ترانهسرای برجستهٔ ایرانی (زادهٔ ۱۳۱۵ - درگذشتهٔ ۱۳۸۷) که آثار بسیاری برای کودکان و بزرگسالان خلق کرده است .