گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

مکان داستان: جایی که رویدادهای داستان در آن رخ می‌دهد.

بروزرسانی شده در: 21:31 1405/02/23 مشاهده: 68     دسته بندی: کپسول آموزشی

مکان داستان: قلب تپندهٔ هر روایت

آشنایی با نقش مکان در داستان، انواع آن و تاثیر شگرفش بر شخصیت‌ها و ماجراها
خلاصهٔ مقاله: در این مقاله می‌آموزیم مکان داستان چیست و چرا برای هر داستانی مانند یک خانه برای آدم‌ها اهمیت دارد. با انواع مکان واقعی و خیالی آشنا می‌شویم، نقش مکان را در پیشبرد رویدادهای داستان بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که چگونه یک مکان خوب انتخاب‌شده می‌تواند حس و حال خواننده را تغییر دهد. همچنین با چالش‌های مربوط به توصیف مکان و پرسش‌های جالبی در این زمینه روبرو خواهیم شد.

مکان داستان یعنی چه؟ (تعریف ساده همراه با مثال)

مکان داستان به تمام جاهایی گفته می‌شود که رویدادهای داستان در آن رخ می‌دهد. این مکان می‌تواند یک شهر واقعی باشد مثل تهران، یک خانهٔ قدیمی، یک مدرسه، یک جنگل انبوه، یا حتی یک سیارهٔ دورافتاده در کهکشان. به زبان ساده‌تر، اگر داستان را مانند یک فیلم تصور کنید، مکان همان صحنه‌ای است که بازیگران (شخصیت‌ها) در آن حرکت می‌کنند و ماجراها اتفاق می‌افتد. بدون مکان، شخصیت‌ها جایی برای ایستادن یا رفتن ندارند و داستان نمی‌تواند شکل بگیرد.

برای مثال، داستان «سفیدبرفی» را در نظر بگیرید. بخش بزرگی از ماجراها در «خانهٔ هفت کوتوله» رخ می‌دهد. همین مکان ساده (یک خانه در دل جنگل) باعث می‌شود سفیدبرفی پناهگاهی پیدا کند، کوتوله‌ها دور هم جمع شوند و ملکهٔ بدجنس نتواند به راحتی به او دست پیدا کند. اگر مکان داستان جای دیگری بود، مثلاً یک قصر بزرگ، شاید دیگر آن حس صمیمیت و خطر وجود نداشت. پس مکان فقط یک «جا» نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند در دست نویسنده است.

نکتهٔ مهم: در داستان‌نویسی، گاهی از واژهٔ «فضا» نیز استفاده می‌شود که کمی گسترده‌تر از مکان است. فضا شامل حس و حال و جوّ حاکم بر مکان نیز می‌شود. برای نمونه، یک «اتاق زیرشیروانی تاریک و پر از تارعنکبوت» هم مکان است و هم فضا، اما فقط گفتن «اتاق زیرشیروانی» کافی نیست.

انواع مکان در داستان‌ها (واقعی، خیالی، بسته و باز)

نویسنده‌ها بسته به نوع داستانی که می‌نویسند، مکان‌های مختلفی را انتخاب می‌کنند. برخی مکان‌ها در دنیای واقعی وجود دارند و برخی فقط زاییدهٔ تخیل نویسنده هستند. همچنین بعضی مکان‌ها محدود و بسته‌اند (مثل یک اتاق) و بعضی باز و وسیع (مثل یک بیابان). در جدول زیر با انواع اصلی مکان داستان آشنا می‌شوید:

نوع مکان توضیح مثال در داستان
واقعی مکانی که در دنیای بیرون وجود دارد و خواننده آن را می‌شناسد. بازار بزرگ تهران در داستان «شهر قصه»
خیالی (تخیلی) مکانی که فقط در ذهن نویسنده ساخته شده و در جهان واقعی نیست. سرزمین «نارنیا» در کتاب «نارنیا»
بسته (درون‌گرا) جاهای محدود و کوچک که شخصیت‌ها نمی‌توانند به راحتی از آن خارج شوند. یک کشتی در میان اقیانوس (مثل داستان «موبی دیک»)
باز (برون‌گرا) فضاهای وسیع که شخصیت‌ها آزادانه در آن سفر می‌کنند. دشت‌های وسیع در داستان «شیر، کمد و جادوگر»

چرا مکان داستان اینقدر مهم است؟ (کاربرد عملی در داستان‌نویسی)

تصور کنید داستانی دربارهٔ یک گنج پنهان می‌نویسید. اگر مکان را «یک جزیرهٔ گرمسیری با درختان نارگیل و شن‌های سفید» انتخاب کنید، خواننده بلافاصله حس ماجراجویی و گرما پیدا می‌کند. اما اگر همان گنج را در «یک سردابهٔ تاریک و نمور زیرزمینی» پنهان کنید، آن وقت حس ترس و رمزآلودگی بر داستان حاکم می‌شود. پس مکان می‌تواند:

  • احساسات خواننده را هدایت کند (شادی، ترس، کنجکاوی، غم).
  • شخصیت‌ها را به چالش بکشد (مثلاً فرار از یک ساختمان در حال آتش‌سوزی).
  • زمان و فضای تاریخی داستان را نشان دهد (مثل خانه‌های قدیمی با وسایل عتیقه).
  • به باورپذیرتر شدن رویدادها کمک کند (اگر ماجرایی در مدرسه رخ دهد، خواننده انتظار صدای زنگ و دفتر و مداد را دارد).

برای یک دانش‌آموز دبستانی، فهمیدن این موضوع با یک مثال ساده آسان‌تر است: داستان «کلاه قرمزی» را در نظر بگیرید. اگر ماجرا در یک پارک شهری پر از آدم‌های زیاد رخ می‌داد، دیگر آن حس ترس و خطر از گرگ وجود نداشت. اما چون مکان «جنگل تاریک و دورافتاده» انتخاب شده، تمام ماجرای تعقیب و گریز و فریب خوردن کلاه قرمزی believable (باورپذیر) به نظر می‌رسد. در حقیقت، مکان، جذابیت اصلی آن داستان را ساخته است.

یک تمرین عملی: سعی کنید داستان «سیندرلا» را در یک ایستگاه فضایی تصور کنید. چه چیزهایی تغییر می‌کند؟ آیا مادرخواندهٔ سیندرلا هنوز می‌تواند او را از رفتن به جشن منع کند؟ دیدن این تغییرات نشان می‌دهد که مکان چه قدر بر سرنوشت داستان تأثیر می‌گذارد.

چالش‌های مفهومی (سه پرسش و پاسخ)

پرسش ۱: آیا مکان داستان فقط یک «جا» است یا می‌تواند یک شیء یا یک وسیلهٔ نقلیه هم باشد؟

پاسخ: بله، گاهی مکان داستان می‌تواند یک وسیلهٔ نقلیه در حال حرکت باشد، مانند یک اتوبوس، قطار یا سفینهٔ فضایی. مثلاً در داستان «قطار سریع‌السیر اقیانوس» تمام رویدادها در داخل قطاری رخ می‌دهد که از شهری به شهر دیگر می‌رود. در این حالت، مکان «درون قطار» است، هر چند قطار در حال جابجایی باشد.

پرسش ۲: آیا یک داستان می‌تواند بیش از یک مکان اصلی داشته باشد؟

پاسخ: قطعاً. بسیاری از داستان‌ها چندین مکان متفاوت دارند. برای نمونه، در داستان «دور دنیا در هشتاد روز»[1]، شخصیت اصلی به کشورها و شهرهای گوناگون سفر می‌کند. هر مکان جدید، چالش و ماجرای تازه‌ای می‌آفریند. تغییر مکان به داستان تنوع می‌بخشد و خواننده را خسته نمی‌کند.

پرسش ۳: چگونه می‌توانیم مکان داستان را طوری توصیف کنیم که خواننده در آن غرق شود؟

پاسخ: نویسنده از حواس پنج‌گانه کمک می‌گیرد. به جای اینکه فقط بنویسد «اتاق بزرگ بود»، می‌نویسد: «بوی گرد و غبار از پرده‌های ضخیم بلند می‌شد، نور زرد چراغ نفسی بر دیوارهای نمور می‌لرزید و صدای جیرجیر کفپوش‌ها زیر قدم‌هایم پیچیده بود.» با این کار، خواننده خودش را در آن مکان تصور می‌کند.

مرور آنچه خواندیم: مکان داستان نقطهٔ شروع هر ماجرایی است. بدون مکان، شخصیت‌ها و رویدادها جایی برای ظهور ندارند. ما با انواع مکان (واقعی، خیالی، بسته و باز) آشنا شدیم. دیدیم که مکان می‌تواند حس و حال داستان را تعیین کند و حتی شخصیت‌ها را به چالش بکشد. همچنین یاد گرفتیم که گاهی یک وسیلهٔ نقلیه می‌تواند نقش مکان را بازی کند و با تغییر مکان، داستان جذاب‌تر می‌شود. توصیف خوب یک مکان با استفاده از حواس پنج‌گانه، خواننده را به دل داستان می‌برد.

پاورقی‌ها

[1] عنوان کتاب معروفی از «ژول ورن» نویسندهٔ فرانسوی که داستان سفر یک انگلیسی به دور کرهٔ زمین را روایت می‌کند. معادل انگلیسی این عنوان: "Around the World in Eighty Days"

معادل انگلیسی واژه‌های تخصصی: مکان داستان (Setting)، رویدادهای داستان (Plot Events)، فضای داستان (Atmosphere)، شخصیت (Character)، باورپذیر (Believable).