کتاب «کلیله و دمنه»: حکایتهایی برای زندگی بهتر
ریشهٔ هندی و سفر کلیله و دمنه به ایران
کتاب «کلیله و دمنه» در اصل در هند باستان نوشته شده و نامش «پنچهتنتره» بوده. این کتاب پر از داستانهایی بود که پادشاهان را برای ادارهٔ کشور و مردم برای زندگی خوب راهنمایی میکرد. بعدها این کتاب به زبان پهلوی (زبان ایران باستان) ترجمه شد و سپس در روزگار سامانیان، یک نویسندهٔ بزرگ ایرانی به نام ابوالفضل بلعمی آن را به فارسی ترجمه کرد. ولی مشهورترین ترجمهٔ فارسی را نصرالله منشی در سدهٔ ششم هجری انجام داد. ترجمهٔ او یکی از زیباترین نثرهای فارسی به شمار میرود.
در زمان پادشاهی انوشیروان، این کتاب به ایران آمد و مردم آن را دوست داشتند. چرا که حکایتهایش پر از پندهای مفید بود و به درد پادشاهان و مردم عادی میخورد. حتی امروز هم خواندن این داستانها میتواند به ما کمک کند در مدرسه و خانه رفتار بهتری داشته باشیم.
| نام مترجم | دورهٔ تاریخی | ویژگی مهم ترجمه |
|---|---|---|
| ابوالفضل بلعمی | سامانیان (سدهٔ چهارم) | نثر ساده و روان |
| نصرالله منشی | غزنویان (سدهٔ ششم) | نثر فنی و آراسته |
حکایتها و کاربردشان در زندگی روزمرهٔ ما
داستانهای کلیله و دمنه بیشتر دربارهٔ حیواناتی مانند شیر، گاو، شغال، کلاغ، لاکپشت و آهو هستند. این حیوانات مانند انسانها حرف میزنند، فکر میکنند و تصمیم میگیرند. از این راه نویسنده نشان میدهد که آدمها گاهی درست عمل میکنند و گاهی اشتباه.
مثلاً در یک داستان، دو دوست به نامهای «کلیله» و «دمنه» (دو شغال) هستند. دمنه حسود است و سعی میکند بین شیر و گاو نزاع بیندازد. نتیجهٔ کار دمنه خیلی بد میشود. این داستان به ما یاد میدهد که حسادت و بدگویی به دیگران آسیب میزند و سرانجام خود آدم بد را هم گرفتار میکند.
حالا ببینیم این داستان چه ربطی به زندگی دانشآموز یازده یا دوازده ساله دارد. فرض کن در مدرسه دوستت نمرهٔ خوبی گرفته. اگر به خاطر حسادت دربارهٔ او شایعه کنی یا با دیگران از او بدگویی کنی، هرچند ممکن است مدتی خوشحال شوی، ولی سرانجام دوستانت به تو اعتماد نمیکنند. درست مثل داستان دمنه، بدگویی و حسادت فقط ناراحتی به همراه میآورد. پس بهتر است مثل دوستان خوب، از موفقیت همدیگر خوشحال شویم و کمک کنیم همه پیشرفت کنند.