راز آن پرسشهایی که پاسخشان «هیچکس» است
پرسش انکاری چیست و چطور کار میکند؟
گاهی در زندگی سؤال میپرسیم در حالی که انتظار جواب «بله» یا «خیر» را نداریم. بلکه میخواهیم بگوییم «نه، اصلاً چنین چیزی ممکن نیست». به این نوع پرسش در فارسی میگویند پرسش انکاری یا استفهام انکاری. مثلاً وقتی باران سختی میبارد و تو میگویی: «مگر میشود توی این هوارفت فوتبال بازی کرد؟» یعنی «نه، نمیشود». نظامی شاعر بزرگ هم در شعرهایش از این شگرد استفاده کرده تا ناامیدی یا یأس خود را نشان دهد.
| پرسش عادی | پرسش انکاری در شعر نظامی |
|---|---|
| چه کسی امروز ناهار آورده؟ (منتظر جواب هستیم) | به که روی آوریم؟ (یعنی: هیچ کس نیست که به او پناه ببریم) |
| کی فردا به مسابقه میآید؟ (انتظار یک اسم) | که خواهد نواخت؟ (یعنی: هیچ کس نوازش نمیکند، همه بیمهربانند) |
دو نمونه از زندگی خودمان
فرض کن تمام دوستانت در زنگ تفریح مشغول بازی هستند و تو به تنهایی گوشه حیاط ایستادهای. اگر بگویی «کدام یک از اینها با من بازی میکند؟» در حالی که میدانی هیچکس هوایت را ندارد، این همان پرسش انکاری است. یا وقتی معلم دفترچهٔ مشق را جمع میکند و تو تکلیفت را انجام ندادهای، با خود میگویی: «الان چه کسی به من کمک میکند؟» یعنی «هیچکس». نظامی هم در روزگار خودش از این سؤالها استفاده کرده تا تنهایی و ناامیدی قهرمان داستانش را نشان بدهد.
اگر معلم بپرسد «آیا تا حالا شده کسی بدون خوردن صبحانه به مدرسه بیاید؟» و همه دستشان را بالا ببرند، این پرسش واقعی است. اما اگر با ناراحتی بگوید «مگر میشود در این شلوغی درس خواند؟» یعنی «نه، نمیشود». در شعر نظامی هم «به که روی آوریم؟» یعنی «هیچ کس را نداریم».
سه چالش شیرین دربارهٔ پرسش انکاری
اگر شاعر مستقیماً میگفت «هیچ یار و مددکاری ندارم»، شعری نبود. اما وقتی به شکل پرسش میگوید «به که روی آوریم؟» هم تأثیر عاطفی آن بیشتر است، هم خواننده را به فکر وا میدارد. انگار که خودش هم نمیتواند باور کند اینقدر تنهاست.
نه، بعضی پرسشهایش واقعی است. باید به بافت شعر دقت کنی. وقتی میگوید «که خواهد نواخت؟» و در ادامه از بیمهری مردم میگوید، معلوم است جوابش «هیچکس» است. اما اگر بپرسد «دیروز که را دیدی؟» احتمالاً جواب واقعی میخواهد.
بله، بدون آنکه بدانیم. مثلاً وقتی مادرت میگوید «مگر من ده بار به تو نگفتم لباست را جمع کن؟» یعنی «خیلی گفتم». یا وقتی دوستت میگوید «کی از این امتحان سخت نمرهٔ بیست میگیرد؟» یعنی «هیچکس». نظامی هم از همین زبان روزمره در شعرش بهره برده است.
در پرسش انکاری، شاعر یا گوینده چیزی را میپرسد که خودش میداند جوابش «نه» یا «هیچکس» است. نظامی با دو پرسش «به که روی آوریم؟» و «که خواهد نواخت؟» زیباترین شکل ناامیدی را نشان داده. تو هم در انشاهایت میتوانی به جای گفتن «هیچ کس کمکم نکرد» بپرسی «کی به فریادم رسید؟» تا نوشتهات ادبیتر شود.
بار دیگر که در حیاط مدرسه دیدی هیچکس توپ را به تو نمیدهد، با خود بگو: «به که پاس بدهم؟» اما یادت باشد: جواب همان «هیچکس» است. این همان رازی است که نظامی هفتصد سال پیش هم از آن استفاده کرده بود.