گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

پرسشی انکاری (استفهام انکاری) در شعر نظامی

بروزرسانی شده در: 2:17 1405/03/19 مشاهده: 20     دسته بندی: کپسول آموزشی

راز آن پرسش‌هایی که پاسخشان «هیچ‌کس» است

آشنایی با استفهام انکاری در شعر نظامی با مثال‌های شیرین از زندگی روزمره
در این مقاله می‌خوانیم: پرسش انکاری چیست، چرا نظامی از آن استفاده کرده و چگونه جمله‌هایی مثل «به که روی آوریم؟» یعنی «به هیچ‌کس» و «که خواهد نواخت؟» یعنی «هیچ‌کس نوازش نمی‌کند». با مثال‌های کلاس و حیاط مدرسه، این آرایه را برای همیشه یاد می‌گیریم.

پرسش انکاری چیست و چطور کار می‌کند؟

گاهی در زندگی سؤال می‌پرسیم در حالی که انتظار جواب «بله» یا «خیر» را نداریم. بلکه می‌خواهیم بگوییم «نه، اصلاً چنین چیزی ممکن نیست». به این نوع پرسش در فارسی می‌گویند پرسش انکاری یا استفهام انکاری. مثلاً وقتی باران سختی می‌بارد و تو می‌گویی: «مگر می‌شود توی این هوارفت فوتبال بازی کرد؟» یعنی «نه، نمی‌شود». نظامی شاعر بزرگ هم در شعرهایش از این شگرد استفاده کرده تا ناامیدی یا یأس خود را نشان دهد.

نکته در پرسش انکاری، شکل ظاهری سؤال است اما معنی آن «هیچ‌کس، هیچ‌جا، هیچ وقت» می‌شود.
پرسش عادیپرسش انکاری در شعر نظامی
چه کسی امروز ناهار آورده؟ (منتظر جواب هستیم)به که روی آوریم؟ (یعنی: هیچ کس نیست که به او پناه ببریم)
کی فردا به مسابقه می‌آید؟ (انتظار یک اسم)که خواهد نواخت؟ (یعنی: هیچ کس نوازش نمی‌کند، همه بی‌مهربانند)

دو نمونه از زندگی خودمان

فرض کن تمام دوستانت در زنگ تفریح مشغول بازی هستند و تو به تنهایی گوشه حیاط ایستاده‌ای. اگر بگویی «کدام یک از اینها با من بازی می‌کند؟» در حالی که می‌دانی هیچ‌کس هوایت را ندارد، این همان پرسش انکاری است. یا وقتی معلم دفترچهٔ مشق را جمع می‌کند و تو تکلیفت را انجام نداده‌ای، با خود می‌گویی: «الان چه کسی به من کمک می‌کند؟» یعنی «هیچ‌کس». نظامی هم در روزگار خودش از این سؤال‌ها استفاده کرده تا تنهایی و ناامیدی قهرمان داستانش را نشان بدهد.

مثال کلاسی

اگر معلم بپرسد «آیا تا حالا شده کسی بدون خوردن صبحانه به مدرسه بیاید؟» و همه دستشان را بالا ببرند، این پرسش واقعی است. اما اگر با ناراحتی بگوید «مگر می‌شود در این شلوغی درس خواند؟» یعنی «نه، نمی‌شود». در شعر نظامی هم «به که روی آوریم؟» یعنی «هیچ کس را نداریم».

سه چالش شیرین دربارهٔ پرسش انکاری

چالش اول: چرا نظامی نگفت «هیچ کس نیست»؟

اگر شاعر مستقیماً می‌گفت «هیچ یار و مددکاری ندارم»، شعری نبود. اما وقتی به شکل پرسش می‌گوید «به که روی آوریم؟» هم تأثیر عاطفی آن بیشتر است، هم خواننده را به فکر وا می‌دارد. انگار که خودش هم نمی‌تواند باور کند اینقدر تنهاست.

چالش دوم: آیا همهٔ پرسش‌های شعر نظامی انکاری هستند؟

نه، بعضی پرسش‌هایش واقعی است. باید به بافت شعر دقت کنی. وقتی می‌گوید «که خواهد نواخت؟» و در ادامه از بی‌مهری مردم می‌گوید، معلوم است جوابش «هیچ‌کس» است. اما اگر بپرسد «دیروز که را دیدی؟» احتمالاً جواب واقعی می‌خواهد.

چالش سوم: ما هر روز از پرسش انکاری استفاده می‌کنیم؟

بله، بدون آنکه بدانیم. مثلاً وقتی مادرت می‌گوید «مگر من ده بار به تو نگفتم لباست را جمع کن؟» یعنی «خیلی گفتم». یا وقتی دوستت می‌گوید «کی از این امتحان سخت نمرهٔ بیست می‌گیرد؟» یعنی «هیچ‌کس». نظامی هم از همین زبان روزمره در شعرش بهره برده است.

خلاصهٔ دوست‌داشتنی

در پرسش انکاری، شاعر یا گوینده چیزی را می‌پرسد که خودش می‌داند جوابش «نه» یا «هیچ‌کس» است. نظامی با دو پرسش «به که روی آوریم؟» و «که خواهد نواخت؟» زیباترین شکل ناامیدی را نشان داده. تو هم در انشاهایت می‌توانی به جای گفتن «هیچ کس کمکم نکرد» بپرسی «کی به فریادم رسید؟» تا نوشته‌ات ادبی‌تر شود.

بار دیگر که در حیاط مدرسه دیدی هیچ‌کس توپ را به تو نمی‌دهد، با خود بگو: «به که پاس بدهم؟» اما یادت باشد: جواب همان «هیچ‌کس» است. این همان رازی است که نظامی هفتصد سال پیش هم از آن استفاده کرده بود.