میهندوستی نشانهٔ ایمان است
ایمان و میهندوستی چه ارتباطی با هم دارند؟
شاید برای شما هم پیش آمده که بزرگترها بگویند: «کسی که به کشورش علاقه دارد، آدم درستکاری است.» این حرف دقیقاً همان ضربالمثل «میهندوستی نشانهٔ ایمان است» را معنی میکند. ایمان فقط به نماز و روزه و کارهای مذهبی نیست؛ ایمان یعنی باور قلبی به خوبیها و انجام کارهای درست. یکی از نشانههای این باور، دوست داشتن جایی است که در آن به دنیا آمدهایم و زندگی میکنیم: ایران عزیزمان.
حالا بیایید این ارتباط را سادهتر ببینیم. کسی که به خدا و خوبیها ایمان دارد، دروغ نمیگوید، به دیگران کمک میکند، به قولش عمل میکند و به چیزهایی که برایش ارزش دارد، احترام میگذارد. وطن هم یکی از ارزشهای بزرگ ماست. پس کسی که واقعاً به باورهایش ایمان دارد، وطنش را هم دوست دارد و از آن مراقبت میکند.
| رفتارهای یک فرد باایمان | همان رفتارها در میهندوستی |
|---|---|
| راستگویی و درستکاری | به جایگاههای عمومی آسیب نمیزند، اموال کشور را محترم میشمارد |
| کمک به دیگران | در تمیز نگه داشتن پارک و مدرسه میکوشد، به هممیهنانش کمک میکند |
| مسئولیتپذیری | زباله نمیریزد، در مصرف آب و برق صرفهجویی میکند |
مثالهای روزمرهٔ میهندوستی برای دانشآموزان
حتماً شما هم در مدرسه و خانه کارهایی انجام میدهید که نشان میدهد وطنتان را دوست دارید. مثلاً وقتی در حیاط مدرسه کاغذی میبینید و آن را برمیدارید، وقتی شیر آب را بیهوده باز نمیگذارید، وقتی به مهمانهای خارجی که به ایران سفر میکنند لبخند میزنید و از شهرتان تعریف میکنید، همهٔ اینها میهندوستی است. حتی کار سادهای مثل یاد گرفتن تاریخ ایران و خواندن شعرهای حافظ و سعدی هم نوعی دوست داشتن وطن به شمار میآید.
فرض کنید در مسابقهٔ نقاشی با موضوع «ایران زیبا» شرکت میکنید. شما با ذوق و شوق کوهها، جنگلها، مسجدهای قدیمی و لباسهای محلی مردم ایران را نقاشی میکنید. این کار نشان میدهد که به سرزمینتان افتخار میکنید و آن را دوست دارید. پیامبر ما همین عشق ساده و پاک را نشانهٔ ایمان راستین معرفی کردهاند. پس هیچ کار میهندوستانهای، حتی کوچک، بیارزش نیست.
سه پرسش چالشی دربارهٔ میهندوستی
پرسش ۱: آیا اگر از کشورم انتقاد کنم، باز هم میهندوست هستم؟
بله، البته! میهندوستی یعنی دوست داشتن ایران، اما دوست واقعی کسی است که گاهی نواقص را هم ببیند و بخواهد بهتر شود. مثلاً اگر ببینید کوچهٔ شما کثیف است و به شهرداری یا پدر و مادرتان بگویید که باید سطل زباله بیشتری بگذارند، شما دارید از روی دلسوزی انتقاد میکنید. این کار نشانهٔ ایمان شماست چون میخواهید وطنتان تمیز و آباد باشد.
پرسش ۲: آیا فقط انسانهای بالغ میتوانند میهندوست باشند؟
نه، اصلاً. شما حتی در سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی هم میتوانید میهندوستی کنید. همین که در مراسم صبحگاه مدرسه به پرچم ایران احترام بگذارید، سرود ملی را با صدای بلند بخوانید یا در پویش «هر دانشآموز یک درخت» شرکت کنید، نشان میدهید وطنتان را دوست دارید. میهندوستی به سن و سال نگاه نمیکند، به نیت و عمل درست نگاه میکند.
پرسش ۳: اگر یکی از دوستانم به کشورش بیاحترامی کند، چه کار کنم؟
میتوانی آرام و مهربان به او بگویی که «همهٔ ما سرزمینمان را دوست داریم؛ بیایید به جای مسخره کردن، برای آبادی آن تلاش کنیم.» همچنین میتوانی با رفتار خوب خودت نشان بدهی که آدم باایمان چگونه به کشورش افتخار میکند. شاید دوستت کمکوتاه با تو همراه شود. این روش همان درستکاری و ایمان عملی است.
حرف آخر: پس یاد گرفتیم که دوست داشتن وطن فقط یک شعار نیست. هر روز با کارهای کوچک میتوانیم این عشق را نشان دهیم: از تمیز نگه داشتن مدرسه و خیابان گرفته تا احترام به پرچم و سرود ملی. میهندوستی نشانهٔ ایمان است یعنی کسی که راستدل و باورمند است، کشورش را هم از ته دل دوست دارد. تو هم از همین امروز یک قدم بردار: مثلاً در کلاس هنر یک تابلو برای ایران بکش، یا هنگام خرید، کیسهٔ پارچهای به دست بده تا زبالهٔ کمتری تولید شود. این کارها در دفتر اعمال نیک تو ثبت میشود و نشان میدهد که ایمان واقعی در قلب تو خانه کرده است.