گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

مانع شدن: جلوگیری کردن، منع کردن

بروزرسانی شده در: 1:31 1405/03/17 مشاهده: 25     دسته بندی: کپسول آموزشی

مانع شدن: جلوگیری کردن، منع کردن

مفهوم «نه» و خط قرمزها در زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزی
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که «مانع شدن» یعنی چه و چه فرقی با «جلوگیری کردن» و «منع کردن» دارد. با سه کلیدواژهٔ مرز، قانون و انتخاب آشنا می‌شویم. می‌فهمیم چرا گاهی بزرگ‌ترها ما را از کاری بازمی‌دارند و خود ما هم چطور می‌توانیم از کارهای نادرست جلوگیری کنیم.

انواع بازداشتن: از یک قانون ساده تا نه گفتن

«مانع شدن» یعنی کسی یا چیزی جلوی کار ما را بگیرد. گاهی این مانع، یک قانون است؛ مثلاً قانون مدرسه می‌گوید در راهرو دویدن ممنوع است. این قانون مانع از آسیب دیدن دانش‌آموزان می‌شود. گاهی هم خودمان با فکر کردن، جلوی اشتباه خود را می‌گیریم. به سه شکل اصلی مانع شدن دقت کن:

نوع مانع معنی ساده مثال از زندگی دانش‌آموز
جلوگیری کردن بازداشتن موقتی یا زودگذر معلم قبل از زنگ تفریح می‌گوید «از در بیرون نروید» تا همگی با هم بروند.
منع کردن قانون همیشگی و جدی‌تر والدین منع کرده‌اند که بدون کلاه ایمنی دوچرخه سواری کنم. این یک قانون همیشگی است.
مانع طبیعی چیزی که خودبه‌خود جلوی کار را می‌گیرد باران شدید مانع از رفتن ما به حیاط مدرسه برای بازی می‌شود.

در زندگی روزمره کجا با مانع شدن روبرو می‌شویم؟

هر روز جاهای مختلفی با «مانع شدن» سروکار داریم. فرض کن می‌خواهی دفتر دوستت را بدون اجازه بردار تا نگاهش کنی. دستت را دراز می‌کنی که ناگهان دوستت می‌گوید: «نه، اجازه ندارم.» این یک جلوگیری ساده است. یا وقتی ناظم مدرسه می‌گوید: «آدامس جویدن در کلاس ممنوع است.» این منع کردن بر اساس قانون مدرسه است.

گاهی هم خودت برای دیگران مانع ایجاد می‌کنی. مثلاً وقتی برادر کوچکت می‌خواهد با مداد رنگی تو نقاشی بکشد و تو به او می‌گویی: «بگذار اول تکالیفم را تمام کنم، بعد به تو می‌دهم.» این یعنی تو با مهربانی جلوی او را گرفته‌ای. پس مانع شدن فقط منفی نیست؛ گاهی برای حفظ امنیت، نظم یا حق دیگران لازم است.

نکته: گاهی مانع شدن به شکل یک قانون نوشته شده است. در کتاب‌های درسی فارسی خوانده‌ای که «از کارهای بیهوده بپرهیزید» یعنی خودتان مانع انجام کار بی‌فایده شوید. این همان خودجلوگیری است.

سه پرسش چالشی دربارهٔ مانع شدن

پرسش: آیا همیشه وقتی کسی جلوی مرا می‌گیرد، حق با اوست؟
پاسخ: نه همیشه. گاهی ممکن است دوستت بدون دلیل تو را از بازی منع کند. آن وقت می‌توانی بپرسی «چرا مانع می‌شوی؟» و با آرامش حرفت را بزنی. مانع شدن درست آن است که دلیل منطقی داشته باشد؛ مثلاً جلوگیری از افتادن، آسیب یا بی‌احترامی.
پرسش: اگر کسی از من کاری را منع کند که دوست دارم انجام بدهم، چه احساسی پیدا می‌کنم؟
پاسخ: معمولاً ناراحت یا عصبانی می‌شوی. این احساس طبیعی است. اما بعد از چند دقیقه فکر کن: شاید آن منع به نفع تو باشد. مثلاً مادرت تو را از خوردن بیش از حد شکلات منع می‌کند تا دلت درد نگیرد. پس گاهی منع کردن یعنی مراقبت کردن.
پرسش: خودم چطور می‌توانم مانع از کار اشتباه دیگران بشوم؟
پاسخ: با یادآوری آرام قانون. مثلاً اگر دیدی همکلاسی می‌خواهد از روی نردهٔ پله بالا برود، به او بگو: «این کار خطرناک است و مدرسه آن را منع کرده.» لازم نیست داد بزنی. همین که با مهربانی جلوی کار نادرست را بگیری، کمک کرده‌ای. گاهی فقط یک «نه» منطقی کافی است.
آنچه باید به خاطر بسپاریم:
– مانع شدن یعنی جلوی کاری را گرفتن. این کار سه شکل اصلی دارد: جلوگیری، منع کردن و مانع طبیعی.
– در مدرسه، خانه و خیابان با قانون‌هایی روبرو می‌شویم که ما را از خطر دور می‌کنند.
– گاهی خودمان باید از کار نادرست دیگران جلوگیری کنیم، اما با مهربانی و آرامش.
– «نه» شنیدن همیشه بد نیست؛ گاهی «نه» یعنی دوستت دارم و نگران تو هستم.