گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

به جان خرید: پذیرفت، با جان و دل قبول کرد.

بروزرسانی شده در: 2:54 1405/03/14 مشاهده: 36     دسته بندی: کپسول آموزشی

به جان خرید: پذیرفت، با جان و دل قبول کرد

یعنی کاری را با تمام وجود و بدون کمترین شکایت قبول کنیم
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که «به جان خرید» یعنی چه و چرا آدم‌های بزرگ، کارها را «با جان و دل» قبول می‌کنند. سه کلیدواژهٔ مهم: پذیرش بی‌چون‌وچرا، انرژی مثبت و مسئولیت‌پذیری را در اینجا یاد می‌گیریم.

به جان خرید یعنی چه دو حالت متفاوت

گاهی پیش می‌آید که کاری را می‌پذیریم، اما دل‌مان راضی نیست. مثلاً مادر می‌گوید اتاقت را مرتب کن؛ ما با اکراه می‌گوییم «باشه» اما زیر لب غر می‌زنیم. این یعنی «به زور قبول کردن». اما «به جان خریدن» شکل دیگری دارد: وقتی با تمام وجود می‌گوییم «چشم، حتماً انجام می‌دهم» و حتی از انجام آن کار لذت می‌بریم. برای روشن شدن تفاوت، به این جدول نگاه کن:

نوع پذیرش حال و هوای درون نتیجهٔ کار
به جان خرید (با جان و دل) شادی، آرامش، انرژی کار عالی، سریع و بدون خستگی
پذیرش با اکراه (با بی‌میلی) ناراحتی، دل‌گیری، خستگی زودهنگام کار ناقص، دیر انجام شدن، اشتباه زیاد

همان‌طور که می‌بینی، وقتی کسی کاری را به جان می‌خرد، انگار که یک نیروی مخفی به او کمک می‌کند. این نیرو همان علاقه و رضایت درونی است.

در زندگی روزمرهٔ ما دانش‌آموزان

بیا سه نمونهٔ واقعی از زندگی خودمان را بررسی کنیم:

مثال اولتکالیف گروهی مدرسه: فرض کن معلم از شما می‌خواهد یک نمایش علمی دربارهٔ ستاره‌ها بسازید. اگر تو «به جان بخری» و با ذوق بگویی «من پوستر ستاره‌ها را می‌کشم» و بقیه هم همین طور، آن وقت کار گروهی لذت‌بخش می‌شود. اما اگر یکی از بچه‌ها فقط به خاطر نمره قبول کند و مدام بگوید «به من چه»، آن وقت همه اذیت می‌شوند.

مثال دومکمک در خانه: مادرت می‌گوید «لطفاً بعد از غذا ظرف‌ها را آب بکش». میتوانی با غرولند بگویی «باز هم من؟» یا میتوانی با جان و دل بگویی «چشم، مادر جان». در حالت دوم هم کار زودتر تمام می‌شود و هم مادرت خوشحال می‌شود و احتمالاً جایزه‌ات هم یک بستنی خوشمزه خواهد بود.

مثال سومورزش تیمی: فرض کن در تیم فوتبال حیاط مدرسه، دروازه‌بان تیم آسیب دیده. اگر تو قبول کنی دروازه بایستی اما مدام غر بزنی که «این جای من نیست»، هم تمرکزت را از دست می‌دهی و هم دوستانت ناراحت می‌شوند. اما اگر با جان و دل بپذیری، شاید بهترین دروازه‌بان تاریخ حیاط مدرسه بشوی!

نکتهٔ زرین: به جان خریدن یعنی نگوییم «چاره‌ای نیست». بگوییم «این کار را دوست دارم انجام دهم چون خودم آن را انتخاب کرده‌ام».

سه پرسش و پاسخ چالشی برای روشن شدن موضوع

پرسش: آیا «به جان خریدن» یعنی هر کاری را بدون فکر قبول کنیم؟
پاسخ: نه اصلاً. اول باید مطمئن شوی کاری که از تو خواسته شده، درست و ممکن است. مثلاً اگر دوستت از تو بخواهد تکلیفش را بنویسی، نه تنها نباید بپذیری، بلکه باید محکم «نه» بگویی. به جان خریدن فقط برای کارهای خوب و مفید معنا دارد.
پرسش: اگر کاری را خیلی دوست نداشته باشم، مثلاً نظافت کلاس، چطور آن را با جان و دل قبول کنم؟
پاسخ: می‌توانی فایدهٔ آن کار را پیدا کنی. مثلاً وقتی کلاس تمیز باشد، همه راحت‌تر درس می‌خوانند و هوا بهتر است. یا بعد از نظافت، معلم از تو تشکر می‌کند. گاهی تغییر نگاه یک کار خسته‌کننده را تبدیل به یک کار دوست‌داشتنی می‌کند.
پرسش: فرق «با جان و دل قبول کردن» با «سرسخت بودن» چیست؟
پاسخ: سرسخت یعنی هر کاری را به هر قیمتی انجام بدهی، حتی اگر اشتباه باشد. اما به جان خریدن همراه با خوشحالی و انعطاف است. مثلاً اگر روش کار اشتباه از آب دربیاید، کسی که با جان و دل پذیرفته، اشتباهش را می‌پذیرد و راه بهتر را امتحان می‌کند، اما آدم سرسخت نمی‌پذیرد که خطا کرده.
سخن پایانی: به جان خریدن یک هنر بزرگ است. وقتی ما کاری را با تمام وجود می‌پذیریم، انگار که یک کلید جادویی به دست می‌آوریم: کلید انرژی شاد. قهرمانان واقعی مدرسه و خانه کسانی نیستند که همیشه اول هستند، بلکه کسانی هستند که هر کاری را که به آنها سپرده می‌شود، با جان و دل انجام می‌دهند. از فردا صبح، سعی کن هر کاری را - از مسواک زدن گرفته تا کمک به همکلاسی - با همین احساس بپذیری. خواهی دید که دنیا چقدر شیرین‌تر می‌شود.