تابلوی «عصر عاشورا»: تصویری از وفاداری بینظیر
درون تابلو: چه چیزی میبینیم؟
تصور کن یک نقاشی بسیار بزرگ و پراحساس را جلوی روی خودت داری. تابلوی «عصر عاشورا» صحنهای از روز دهم محرم، همان روز عاشورا، را نشان میدهد. در این نقاشی، رنگهای تند و تیره مانند سرخ، سیاه و نارنجی خیلی به کار رفتهاند. اما چیزی که بیش از همه توجّه را جلب میکند، یک اسب تنها و ناراحت است. این اسب، اسب امام حسین (ع) است که نامش «ذوالجناح» بود. ذوالجناح بدون سوارش در میان زمین خشک و بیآب و علف کربلا ایستاده و انگار دارد گریه میکند. نقاش خیلی ماهرانه نشان داده که یال و دم اسب به هم ریخته و جای زخم بر بدنش دیده میشود. تمام این اجزا به ما میگویند که اسب هم مانند انسانها، از فراق و دوری یارش بسیار غمگین است.
چرا این تابلو تا این اندازه معروف است؟
تابلوی «عصر عاشورا» معروف شده چون برای نخستینبار در تاریخ نقاشیهای دینی، یک حیوان را به عنوان قهرمان اصلی غم و اندوه نشان داده است. استاد فرشچیان با قلموی خود به ما یادآوری میکند که وفاداری فقط مخصوص انسانها نیست. ذوالجناح بعد از شهادت امام حسین (ع) به بالین مولایش برگشت و به خاک و غلتید. این کار اسب شبیه وقتی است که تو دوست صمیمیات را از دست بدهی و خیلی ناراحت بشوی. مردم وقتی این تابلو را میبینند، یاد فداکاری و بزرگواری امام حسین (ع) و یارانش میافتند. به همین دلیل این اثر در خانهها، تکیهها و حسینیههای بسیاری نصب شده است.
| حالت اسب در تابلو | مثال مشابه در زندگی دانشآموز |
|---|---|
| تنها ایستادن در بیابان | وقتی در زنگ تفریح دوستت به مدرسه نیامده و تو تنها نشستهای |
| خم کردن گردن به نشانهٔ ناراحتی | زمانی که نمرهٔ خوبی نگرفتهای و سرت را پایین میاندازی |
| وجود زخم و گرد و خاک بر بدن | مثل وقتی که در زمین بازی زمین میخوری و لباست کثیف میشود |
کاربرد این نقاشی در زندگی ما دانشآموزان
شاید بپرسی یک تابلو از یک اسب غمگین چه ربطی به درس و مشق ما دارد؟ فرض کن در گروه دوستی، یکی از همکلاسیهایت ناراحت است. تو میتوانی با دیدن حال او، به دادش برسی. تابلوی «عصر عاشورا» به ما یاد میدهد که به درد و غم دیگران توجّه کنیم، حتی اگر آن دیگری یک حیوان باشد. همچنین در درس هنر، وقتی دربارهٔ خطوط منحنی و رنگهای گرم (قرمز، نارنجی، زرد) صحبت میشود، معلمها گاهی این تابلو را مثال میزنند. میتوانی در خانه با والدینت دربارهٔ وفاداری ذوالجناح حرف بزنی و از آنها بپرسی که چرا این اسب بعد از شهادت امام حسین (ع) به بالین او برگشت. این گفتگوها باعث میشود هم تاریخ عاشورا را بهتر بدانی و هم یاد بگیری چطور احساساتت را با دیگران در میان بگذاری.
پرسش و پاسخ دربارهٔ تابلوی عصر عاشورا
آیا ذوالجناح واقعاً گریه کرده؟ بله، در کتابهای تاریخی نوشتهاند که اسب امام حسین (ع) پس از شهادت امام، دوان دوان به خیمهها بازگشت و آنقدر ناله کرد که یاران اهل بیت متوجّه شدند حادثهٔ بزرگی رخ داده است. نقاش این ناله و گریه را با قطرههای اشکی که بر گونهٔ اسب کشیده، نشان داده است.
چرا رنگ تابلو بیشتر قرمز و سیاه است؟ استاد فرشچیان از رنگ قرمز برای نشان دادن خون و شهادت استفاده کرده. رنگ سیاه هم غم و اندوه را میرساند. اگر به تابلو خوب نگاه کنی، میبینی که رنگ آبی و سبز خیلی کم به کار رفته تا حس خشکی و بیابانی بودن کربلا را بهتر منتقل کند.
آدم مشهور دیگری هم این داستان را نقاشی کرده؟ خیر، تابلوی «عصر عاشورا» بینظیر است. بسیاری از نقاشان دیگر نیز صحنهٔ کربلا را کشیدهاند، اما هیچکدام نتوانستهاند احساس یک اسب بیصاحب را این قدر زیبا و تأثیرگذار نشان بدهند. به همین دلیل اسم استاد فرشچیان همیشه با این اثر قشنگش در خاطرها میماند.
نکتهٔ پایانی: تابلوی «عصر عاشورا» فقط یک تصویر نیست؛ بلکه یادگاری از وفاداری و محبت است. این اثر به ما یاد میدهد که در سختترین روزهای زندگی هم نباید یار و یاورمان را تنها بگذاریم. مثل همان اسب وفادار که تا آخرین لحظه به یاد مولایش امام حسین (ع) سوگواری کرد. اگر روزی این تابلو را در کتابی، موزهای یا تلویزیون دیدی، چند لحظه با دقّت به چشمان اسب نگاه کن. آن وقت عمق این درس بزرگ را بهتر درک خواهی کرد.