تشخیص (جانبخشی) در داستان زال و سیمرغ
تشخیص (جانبخشی) چیست و چگونه در داستان زال و سیمرغ دیده میشود؟
تشخیص یا جانبخشی یعنی به یک چیز غیرزنده یا یک جانور، ویژگیهای انسانی بدهیم. مثلاً در کتابهای درسی میخوانیم: «درخت با شاخههایش دست تکان داد» یا «نسیم با ما حرف زد». در داستان زال و سیمرغ، دو نمونهٔ بسیار زیبا از تشخیص وجود دارد:
- نخست خداوند مهر و عاطفهٔ پدرانه را در دل سیمرغ میاندازد. سیمرغ مثل یک پرستار مهربان از زال نگهداری میکند.
- دوم سیمرغ با زال سخن میگوید و او را راهنمایی میکند. این دو ویژگی (مهرورزی و سخن گفتن) فقط برای انسانهاست، ولی در داستان به سیمرغ نسبت داده شده است.
| رفتار سیمرغ در داستان | نمونهٔ مشابه در زندگی دانشآموز |
|---|---|
| مهربانی کردن مانند پدر و مادر | وقتی مادر برای کودک بیمار دارو میآورد و با او مهربانی میکند |
| سخن گفتن با زال و راهنمایی کردن او | معلمی که با دانشآموز حرف میزند و به او مشاوره میدهد |
آیا در زندگی روزمرهٔ ما هم «تشخیص» وجود دارد؟
حتماً تو هم گاهی به خودکارت گفتهای: «باز هم خراب شدی؟» یا موقع گم شدن اسباببازی به آن گفتهای: «کجا پنهان شدهای؟» اینها نمونهٔ سادهٔ تشخیص هستند. در کتابهای داستان کودک هم زیاد میبینیم که خرگوشها حرف میزنند یا درختان غمگین میشوند.
در داستان زال و سیمرغ، سیمرغ دقیقاً مثل همین مثالها رفتار میکند. خداوند به او «مهر» بخشیده، یعنی سیمرغ میتواند نوزاد رها شده را دوست داشته باشد و مانند یک پرستار از او مراقبت کند. همچنین سیمرغ زبان سخن گفتن پیدا میکند تا به زال بگوید چگونه از کوه پایین بیاید و به نزد مردم برگردد. این دو ویژگی (دوست داشتن و حرف زدن) کاملاً انسانی است، ولی در جانور (سیمرغ) دیده میشود. به همین دلیل میگوییم فردوسی از هنر «تشخیص» یا «جانبخشی» استفاده کرده است.
چند پرسش و پاسخ چالشی دربارهٔ جانبخشی در این داستان
پاسخ: در دنیای واقعی، جانوران غریزه دارند نه عشق انسانی. اما در داستان، فردوسی میخواهد نشان دهد که سیمرغ یک پرندهٔ معمولی نیست؛ او فرستادهٔ خداوند است. پس خداوند به او توانایی مهرورزی میبخشد تا بتواند از زال مراقبت کند. این کار داستان را شیرینتر و پراحساستر میکند.
پاسخ: در حقیقت پرندگان نمیتوانند مانند انسان حرف بزنند. اما در ادبیات (داستانها و شعرها) شاعران گاهی به حیوانات «زبان» میدهند. این کار را «تشخیص» میگوییم. مثلاً در کتاب درسی خواندهاید که «گنجشک به پسرک گفت: دانهها را با من قسمت کن». سیمرغ هم در داستان زال چنین نقشی دارد.
پاسخ: اگر آن مهر الهی نبود، سیمرغ مانند یک پرندهٔ معمولی از کنار زال رد میشد و شاید حتی به او آسیبی میزد. پس زال از گرسنگی و سرما میمرد و داستان شاهنامه ادامه پیدا نمیکرد. بنابراین «مهر خداوندی» در این داستان نقش یک نیروی نجاتدهنده را دارد. این نشان میدهد که گاهی مهربانی از جایی میآید که انتظارش را نداریم.