نشانههای بهار در شعر بیوک ملکی
بهار در شعر بیوک ملکی: از آسمان تا زمین باغ
در شعر بیوک ملکی، بهار فقط یک فصل نیست. او نشانههای بهار را مثل یک نقاشیِ رنگارنگ برای ما میکشد. مثلاً پرستوها از راه میرسند و بالهایشان خبر از آسمان آبی میدهد. یا عطر گُل نرگس آن قدر نافذ است که انگار کسی عطر را در همهی کوچهها پاشیده است. پروانهها هم لابهلای شکوفهها میچرخند و بالهای زرد و نارنجیشان شبیه تکههای کوچک خورشید است. اما یکی از قشنگترین نشانهها رنگینکمان است که بعد از باران بهاری روی ابرها نقش میبندد؛ درست مثل خطکشیِ رنگی که معلم روی تخته میکشد.
شاعر همچنین صدای بهار را هم برای ما ضبط کرده: گلبانگ باغبان یعنی آواز خواندن باغبان هنگام کار در باغ. فوارهٔ گنجشکها هم یک اصطلاح بامزه است؛ یعنی گنجشکها آن قدر از شاخه به شاخه میپرند که انگار آب فواره میزند. شاعر به ما یاد میدهد که حتی بوی اسفند و گلاب و عود در شبهای بهاری، نشانهی تازه شدن طبیعت است. وقتی مادر در خانه اسفند دود میکند یا عود روشن میکند، انگار خانه هم بهاری میشود.
| نشانهٔ بهار | در شعر بیوک ملکی چه شکلی است؟ | مثال از زندگی دانشآموز |
|---|---|---|
| پرستو | خبرچین بهار، بالهای تیز مثل قیچی | وقتی پرستوها را بالای حیاط مدرسه میبینیم |
| عطر گُل نرگس | بوی تند و شیرین که همه جا میپیچد | عطر گلدان نرگس خانهی مادربزرگ |
| پروانه و رنگینکمان | نقاشیِ رنگیِ بهار روی بوم آسمان و باغ | بعد از باران، رنگینکمان را در آسمان میبینیم |
| فوارهٔ گنجشکها | جستوخیزِ پیدرپیِ گنجشکها در شاخهها | صبح جمعه در پارک، گنجشکها را میبینیم که غلت میزنند |
ما هم میتوانیم بهار را مثل بیوک ملکی ببینیم
حالا بیا فکر کنیم: آیا ما هم میتوانیم مثل این شاعر، نشانههای بهار را پیدا کنیم؟ بله. مثلاً صبح که برای رفتن به مدرسه از خانه بیرون میروی، اگر هوا دیگر خیلی سرد نباشد و بوی خاک نمخورده به مشامت برسد، یعنی بهار آمده. یا وقتی در حیاط مدرسه، پروانهای سفید را میبینی که دور گلهای کاغذی میگردد، انگار همان شعری را داری میبینی که بیوک ملکی گفته. حتی صدای گنجشکها قبل از زنگ ورزش، میتواند همان «فوارهٔ گنجشکها» باشد.
یک تمرین ساده: دفتر نقاشیات را بردار و پنج نشانهای که شاعر گفته (پرستو، نرگس، پروانه، رنگینکمان، گنجشک) را روی کاغذ بکش. بعد کنار هرکدام بنویس: «اگر من جای بیوک ملکی بودم، این نشانه را با چه کلمهای توصیف میکردم؟» مثلاً «پروانه مثل گلبرگِ پرنده». این طوری تو هم شاعر میشوی.
چند پرسش و پاسخ دربارهٔ نشانههای بهار در این شعر
پاسخ: چون فواره آب را بالا و پایین میپاشد. شاعر میخواهد بگوید گنجشکها آن قدر تندتند از این شاخه به آن شاخه میپرند که مثل قطرات آب فواره هستند. این یک تشبیه قشنگ است.
پاسخ: درست است، این بوها در همهٔ فصلها هستند. اما در شعر بیوک ملکی، آمدن بهار باعث میشود ما این بوها را بیشتر حس کنیم. مثلاً شب عید که سفره هفتسین میچینیم، بوی گلاب و اسفند در خانه میپیچد. پس این بوها یادآور بهار و تازه شدن زندگی هستند.
پاسخ: بله. پرستوها پرندههای مهاجری هستند که زمستان را در جاهای گرم میگذرانند. وقتی هوا گرم میشود، برمیگردند. پس دیدن اولین پرستوها یعنی بهار از راه رسیده است. بیوک ملکی از همین حقیقت ساده یک نشانهٔ شعری ساخته.