گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

تشخیص (جان‌بخشی) در شعر «بال در بال پرستوها»

بروزرسانی شده در: 18:03 1405/03/12 مشاهده: 42     دسته بندی: کپسول آموزشی

تشخیص جان‌بخشی در شعر «بال در بال پرستوها»

نسبت دادن رفتارهای انسانی به چیزهای غیرزنده در شعر
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که شاعر در شعر «بال در بال پرستوها» چطور به چیزهایی که جان ندارند، کارهای انسان‌ها را نسبت داده است. چیزهایی مانند «ابر»، «پرده»، «مرغ‌های پر بسته» و «شاخه‌ها» در این شعر کارهایی انجام می‌دهند که فقط موجودات زنده می‌توانند انجام بدهند. به این کار در ادبیات فارسی «جان‌بخشی» یا «تشخیص» می‌گویند.

جان‌بخشی چیست و در شعر چگونه دیده می‌شود؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به دوچرخه‌تان بگویید: «خسته نباشی» یا به مداد بگویید: «باز دوباره شکستی!» این کار یعنی شما به وسایل بی‌جان، مانند یک انسان با آنها حرف زده‌اید. به این کار در شعر و داستان «جان‌بخشی» یا «تشخیص» می‌گویند. یعنی شاعر به اشیاء، گیاهان یا پدیده‌های طبیعت، صفت‌ها و کارهای انسان‌ها را می‌دهد.

در شعر «بال در بال پرستوها» شاعر چهار نمونهٔ زیبا از جان‌بخشی به کار برده است:

نمونهٔ جان‌بخشی کار انسانی که به آن نسبت داده شده
پل زدن ابر با رنگین‌کمان پل زدن (کاری که آدم‌ها روی رودخانه انجام می‌دهند) سر زدن پرده‌ها از خانه‌ها سر زدن (کاری که مهمان یا دوست هنگام دیدار انجام می‌دهد) پر کشیدن مرغ‌های پر بسته از میان پرده پر کشیدن (یعنی پرواز کردن که کار پرنده‌ست، ولی اینجا مرغ‌ها پر بسته دارند) صحبت کردن شاخه‌ها دربارهٔ گنجشک‌ها صحبت کردن (کاری که فقط انسان‌ها و گاهی حیوانات انجام می‌دهند)

اگر شاعر جان‌بخشی نمی‌کرد، چه فرقی داشت؟

حالا بیایید فکر کنیم اگر شاعر به جای این جمله‌های قشنگ، چیزهای عادی می‌نوشت. مثلاً به جای «پل زدن ابر با رنگین‌کمان» می‌نوشت: «ابر نزدیک رنگین‌کمان بود». یا به جای «شاخه‌ها دربارهٔ گنجشک‌ها صحبت می‌کنند» می‌نوشت: «شاخه‌ها کنار هم هستند و گنجشک هم آن بالاست». آیا آن وقت شعر این قدر برایمان دلنشین بود؟ نه، چون جان‌بخشی باعث می‌شود شعر زنده و پرتحرک شود.

در زندگی روزمرهٔ خودتان هم خیلی وقت‌ها از جان‌بخشی استفاده می‌کنید. مثلاً وقتی می‌گویید: «خورشید با خوشحالی از پشت ابرها بیرون آمد» یا «باد در گوش من زمزمه کرد» یا «زنگ مدرسه با بی‌صبری به صدا درآمد». این جمله‌ها نشان می‌دهد که شما هم مثل شاعرها می‌توانید به چیزهای بی‌جان روح بدهید و آنها را در ذهنتان زنده کنید.

نکته: جان‌بخشی فقط مخصوص شعر نیست. در داستان‌ها، کارتون‌ها و حتی در صحبت کردن روزانهٔ ما هم بسیار دیده می‌شود. هر جا که ببینید یک شیء بی‌جان مثل انسان حرف می‌زند، فکر می‌کند یا حرکتی شبیه به انسان انجام می‌دهد، آنجا جان‌بخشی وجود دارد.

سه پرسش و پاسخ چالشی دربارهٔ جان‌بخشی

پرسش ۱: آیا جان‌بخشی یعنی شاعر فکر می‌کرده ابر واقعاً پل می‌زند؟
پاسخ: نه. شاعر می‌داند که ابر نمی‌تواند پل بزند. او از روی هنر و زیبایی، این کار را به ابر نسبت داده تا شعر قشنگ‌تر شود. جان‌بخشی یک بازی شاعرانه است، نه یک باور واقعی.
پرسش ۲: فرق «جان‌بخشی» با «تشخیص» چیست؟
پاسخ: هیچ فرقی ندارند. این دو واژه در ادبیات فارسی یعنی یک چیز. برخی کتاب‌های درسی به آن «جان‌بخشی» و برخی «تشخیص» می‌گویند. هر دو به معنی نسبت دادن کارها و صفت‌های انسان به چیزهای بی‌جان است.
پرسش ۳: چرا در شعر «مرغ‌های پر بسته» می‌توانند پر بکشند؟ مگر پر بسته یعنی نمی‌توانند پرواز کنند؟
پاسخ: دقیقاً! همین نکته نشان می‌دهد که شاعر دارد از جان‌بخشی استفاده می‌کند. در دنیای واقعی مرغی که پرهایش بسته باشد نمی‌تواند پرواز کند. اما در دنیای شعر، شاعر به آن مرغ قدرت پرواز می‌دهد تا زیبایی و امید را نشان بدهد.
آنچه یاد گرفتیم: در شعر «بال در بال پرستوها»، شاعر با استفاده از هنر جان‌بخشی، به ابر، پرده، مرغ‌های پر بسته و شاخه‌ها جان داده و کارهای انسانی به آنها نسبت داده است. جان‌بخشی باعث می‌شود شعر شیرین‌تر، زیباتر و پرتحرک‌تر شود. ما هم در زندگی روزمره مان خیلی وقت‌ها از این هنر استفاده می‌کنیم، مثلاً وقتی می‌گوییم «قلم داره از خوشحالی می‌رقصد» یا «دفتر مشق من ناراحت شد چون یک برگه اش کنده شد». پس جان‌بخشی فقط مال شاعرها نیست، مال همهٔ ماست که می‌خواهیم دنیای اطرافمان را زیباتر ببینیم.