گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

حکمت: دانش، علم و معرفت

بروزرسانی شده در: 21:04 1405/03/11 مشاهده: 25     دسته بندی: کپسول آموزشی

حکمت: دانش، علم و معرفت

یادگیری چگونه دیدنِ درستِ دنیا؛ از دفتر مشق تا انتخاب‌های بزرگ زندگی
چکیده

در این مقاله می‌خوانیم که دانش همان دانستنی‌های ساده (مثل جدول ضرب)، علم مهارت به‌کارگیری آن دانستنی‌ها (مثل حل کردن مسئله) و معرفت درک عمیق‌تر و حکیمانهٔ موقعیت‌هاست (مثل تشخیص بهترین راه در یک دوستی). هر سه با هم «حکمت» را می‌سازند.

سه گام از حفظ کردن تا حکیم شدن

دانش، علم و معرفت مثل سه پله هستند. بدون پلهٔ اول به دومی نمی‌رسی و بدون دومی به سومی نخواهی رسید. بیایید با یک مثال از بازی فوتبال این سه را ببینیم:

مرحلهمعنی سادهمثال در فوتبال
دانشاطلاعات خام و قوانینمی‌دانی دروازه‌بان می‌تواند با دست توپ را بگیرد.
علممهارت و تمرین برای انجام کارتمرین می‌کنی تا توپ را دقیقاً به هم‌تیمی پاس بدهی.
معرفتدرک موقعیت و تصمیم درستتشخیص می‌دهی چه موقع شوت بزنی و چه وقت پاس بدی تا تیم برنده شود.

پس حکمت یعنی وقتی دانش و علم داری و با معرفت می‌دانی در هر لحظه چه کاری بکنی.

در زندگی روزمره کجا سراغ حکمت برویم؟

فرض کن می‌خواهی یک بازی رایانه‌ای جدید بخری. دانش آن است که می‌دانی قیمت بازی چند تومان است و فروشگاه کجاست. علم یعنی می‌دانی چطور پولت را حساب کنی، پس‌انداز کنی و خرید انجام دهی. اما معرفت این است که فکر کنی: «آیا الان بهترین وقت برای خرید این بازی است؟ نکند فردا امتحان ریاضی دارم و باید درس بخوانم؟ شاید اگر صبر کنم تخفیف بخورد.» کسی که معرفت دارد، همیشه بهترین تصمیم را برای حال و آینده‌اش می‌گیرد.

مثال دیگر: هنگام کار گروهی در مدرسه. دانش این است که بدانی هر نفر باید یک کار انجام دهد. علم یعنی بتوانی کارت را خوب انجام دهی (مثلاً نقاشی بکشی یا متن بنویسی). معرفتنیز یعنی بفهمی اگر یکی از بچه‌های گروه ناراحت است، بهتر است کمکش کنی یا پیش از تحویل پروژه، یک بار همه چیز را با هم مرور کنید. معرفت همان «عقل و شعور» در عمل است.

چند پرسش و پاسخ چالشی

پرسش: آیا ممکن است کسی دانش زیادی داشته باشد، ولی حکیم نباشد؟

بله، حتماً. مثلاً کسی که همهٔ قوانین راهنمایی و رانندگی را حفظ است، اما موقع دوچرخه‌سواری وسط خیابان خطر کند، دانش دارد ولی معرفت ندارد. حکیم کسی است که از دانشش به درستی و به موقع استفاده می‌کند.

پرسش: آیا فقط درس خواندن برای رسیدن به معرفت کافی است؟

نه، معرفت فقط از کتاب به دست نمی‌آید. تجربه، فکر کردن به کارهایمان، گوش دادن به حرف بزرگ‌ترها و حتی از اشتباهات خودمان هم می‌توانیم معرفت یاد بگیریم. مثل وقتی که یک بار از دست عجله جا ماندی و بعد یاد گرفتی همیشه زودتر حرکت کنی.

پرسش: چرا گاهی با اینکه می‌دانیم کار درست چیست، باز هم کار اشتباه می‌کنیم؟

چون بین «دانستن» و «عمل کردن» یک فاصله هست. گاهی تنبلی، خشم، دوستان یا عجله باعث می‌شوند تصمیم بد بگیریم. حکمت یعنی همین فاصله را کم کنیم و حتی در لحظه‌های سخت، کار درست را انتخاب کنیم. برای این کار باید تمرین کنیم و همیشه از خودمان بپرسیم: «آیا کارم عاقبت خوبی دارد؟»

نکتهٔ پایانی

حکمت مثل چراغ قوه‌ای است که در دست داری. دانش به تو می‌گوید چراغ قوه چیست. علم به تو یاد می‌دهد چطور آن را روشن کنی. اما معرفت به تو نشان می‌دهد کدام راه را در تاریکی باید بروی تا به سلامتی به خانه برسی. هر روز در تصمیم‌های کوچک مثل انتخاب خوراکی، مرتب کردن دفتر مشق یا حرف زدن با دوستت، می‌توانی حکمت را تمرین کنی. هرچقدر بیشتر فکر کنی و از کارهایت درس بگیری، حکیم‌تر می‌شوی.