گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

مَثَل «شنیدن کی بود مانند دیدن»: تجربهٔ مستقیم و دیدار حضوری، از شنیدن بسیار ارزشمندتر و اثرگذارتر است.

بروزرسانی شده در: 18:48 1405/03/11 مشاهده: 66     دسته بندی: کپسول آموزشی

شنیدن کی بود مانند دیدن

تجربهٔ مستقیم و دیدار حضوری، از شنیدن بسیار ارزشمندتر و اثرگذارتر است
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم که چرا گاهی شنیدن یک خبر یا توضیح، به اندازهٔ دیدن خود آن موضوع با چشم‌هایمان تأثیر ندارد. سه کلیدواژهٔ مهم این نوشته عبارتند از تجربهٔ مستقیم، دیدار حضوری و اثرگذاری عمیق. با مثال‌هایی از زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزان، تفاوت میان «شنیدن» و «دیدن» را بررسی می‌کنیم.

دو دنیای متفاوت: شنیدن در برابر دیدن

برای درک بهتر این مَثَل، بیایید موضوع را به دو بخش ساده تقسیم کنیم. بخش اول «شنیدن غیرمستقیم» نام دارد؛ مانند وقتی که دوستتان از ماجرای اردوی مدرسه برای شما تعریف می‌کند. بخش دوم «دیدن و حس کردن مستقیم» است؛ یعنی خودتان در آن اردو حضور داشته باشید. در حالت اول فقط کلمات را می‌شنوید، اما در حالت دوم همهٔ جزئیات را با چشم می‌بینید، صداها را می‌شنوید و حتی هوا را حس می‌کنید.

برای روشن‌تر شدن تفاوت، این جدول را ببینید. در یک ستون ویژگی‌های «شنیدن» و در ستون دیگر ویژگی‌های «دیدن» نوشته شده است.

شنیدن (خبر از زبان دیگران) دیدن و تجربهٔ حضوری
ممکن است برخی جزئیات اشتباه یا کم باشد همهٔ جزئیات را خودتان می‌بینید
احساس و هیجانِ واقعی منتقل نمی‌شود همان لحظه احساس شادی، ترس یا تعجب را تجربه می‌کنید
به راحتی فراموش می‌شود برای مدت طولانی در خاطر می‌ماند
به گوینده وابسته است به خودتان وابسته است؛ بدون واسطه

مثال‌های روزمره از زندگی دانش‌آموزی

فرض کنید معلم شما می‌گوید: «در حیاط مدرسه یک لانهٔ پرنده کوچک ساخته شده است.» شنیدن این جمله خوب است، اما تا خودتان به حیاط نروید و لانه را از نزدیک نبینید، نمی‌دانید پرنده چه رنگی است، لانه از چه چیزهایی ساخته شده یا جوجه‌ها چند تا هستند. یک مثال دیگر: دوستتان از فیلمی تعریف می‌کند و می‌گوید صحنهٔ آخرش خیلی بامزه است. اما وقتی خودتان فیلم را تماشا می‌کنید، شاید خنده‌تان بگیرد یا حتی گریه کنید. هر کسی برداشت متفاوتی از دیدن مستقیم دارد.

مثال سومی هم بزنیم: فرض کنید برادر یا خواهر بزرگ‌تان از یک جشن تولد بزرگ و پر از بادکنک و کیک سه‌طبقه برایتان تعریف می‌کند. شنیدن این ماجرا خوب است، ولی وقتی خودتان وارد آن مهمانی می‌شوید، بوی شیرینی و کیک را حس می‌کنید، رنگ بادکنک‌ها را می‌بینید و صدای خندهٔ بچه‌ها را می‌شنوید. تجربهٔ مستقیم همیشه قوی‌تر از شنیدن است.

نکته: گاهی ما از شنیدن یک خبر خیلی ذوق‌زده یا ناراحت می‌شویم، اما بعد که خودمان موضوع را می‌بینیم، تازه می‌فهمیم واقعیت چه چیز دیگری بوده است. پس همیشه بهتر است تا می‌توانیم خودمان موضوع را از نزدیک ببینیم و قضاوت نکنیم.

چند پرسش و پاسخ چالشی

پرسش ۱: آیا همیشه دیدن از شنیدن بهتر است؟ مثلاً اگر کسی بگوید فلان غذا خیلی بد مزه است، باز هم خودمان آن را امتحان کنیم؟
پاسخ: خیر، گاهی شنیدن می‌تواند به ما کمک کند از خطر دور بمانیم. مثلاً اگر معلم بگوید فلان راهرو کف آن لغزنده است، بهتر است بدون دیدن هم حرفش را قبول کنیم. ولی بیشتر وقت‌ها در کارهای عادی مثل دیدن یک نمایشگاه یا مسابقه، تجربهٔ حضوری خیلی بهتر است.
پرسش ۲: چرا گاهی بعد از دیدن یک فیلم یا واقعه، ناراحت می‌شویم ولی قبلاً با شنیدن آن ناراحت نبودیم؟
پاسخ: چون دیدن مستقیم، احساسات ما را شدیدتر تحریک می‌کند. وقتی فقط می‌شنوید، مغزتان یک تصویر ساده می‌سازد. اما وقتی می‌بینید، چشم‌ها و گوش‌ها هر دو با هم کار می‌کنند و تأثیر خیلی بیشتری روی شما می‌گذارند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم دوست دارند خودشان به سفر بروند، نه اینکه فقط از سفر دیگران بشنوند.
پرسش ۳: آیا برای درس خواندن هم «دیدن» بهتر از «شنیدن» است؟
پاسخ: بله. مثلاً اگر معلم در کلاس آزمایش علمی انجام دهد و شما خودتان ببینید که مواد چگونه با هم ترکیب می‌شوند، خیلی بهتر از این است که فقط از روی کتاب بخوانید. یا وقتی یک نقشهٔ جغرافیا را با چشم می‌بینید و روی آن شهرها را پیدا می‌کنید، بهتر از وقتی است که فقط اسم شهرها را بشنوید. به همین دلیل در مدرسه فیلم‌های آموزشی نشان می‌دهند و اردوهای علمی برگزار می‌کنند.
حالا خودتان نتیجه بگیرید: مَثَل «شنیدن کی بود مانند دیدن» به ما یاد می‌دهد که برای درک درست بسیاری از چیزها، باید خودمان آنها را از نزدیک تجربه کنیم. شنیدن خبر، خواندن توضیحات یا گوش دادن به تعریف دیگران جای دیدن مستقیم را نمی‌گیرد. البته گاهی مجبوریم به حرف دیگران هم اعتماد کنیم، ولی هر وقت فرصت دارید، خودتان موضوع را ببینید، حس کنید و از آن لذت ببرید. آن وقت خواهید دید که چقدر تفاوت میان «شنیدن یک داستان» و «دیدن آن با چشم خودتان» زیاد است. پس در زندگی روزمره‌تان، تا جایی که ممکن است، تجربهٔ مستقیم را به شنیدن غیرمستقیم ترجیح دهید.