گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی معلم‌ها مدرسه‌یاب

یأس: ناامیدی، دل‌سردی

بروزرسانی شده در: 11:32 1405/06/9 مشاهده: 40     دسته بندی: کپسول آموزشی

یأس: ناامیدی و دل‌سردی

چرا گاهی همه چیز بی‌معنی به نظر می‌رسد و چطور می‌توان دوباره امیدوار شد؟
چکیده: در این مقاله با واژهٔ «یأس» آشنا می‌شوی. می‌فهمی ناامیدی و دل‌سردی چه فرقی با هم دارند، چه زمانی سراغمان می‌آیند و چطور می‌توانیم با کمک راه‌های ساده، دوباره به خودمان و زندگی امیدوار شویم.

یأس یعنی چه؟ ناامیدی و دل‌سردی را بشناسیم

یأس یعنی باور کنیم که هیچ راهی برای بهتر شدن اوضاع وجود ندارد. وقتی یأس به سراغمان می‌آید، احساس می‌کنیم تلاش کردن فایده ندارد. ناامیدی بیشتر به یک موقعیت خاص مربوط می‌شود، مثل وقتی که با وجود درس خواندن، نمرهٔ خوبی نمی‌گیری. اما دل‌سردی کم‌کم و در طول زمان ایجاد می‌شود؛ مثلاً اگر چند بار پشت‌سر هم در مسابقهٔ دو آخر بشوی، ممکن است از ورزش کردن دل‌سرد شوی.

برای اینکه بهتر تفاوت ناامیدی و دل‌سردی را بفهمی، به این جدول نگاه کن:

موضوع مقایسه ناامیدی دل‌سردی
مدت زمان کوتاه‌مدت (چند ساعت تا چند روز) بلندمدت (هفته‌ها یا ماه‌ها)
علت یک اتفاق مشخص (مثلاً شکست در یک آزمون) تکرار شکست‌ها یا بی‌توجهی دیگران
نشانه‌ها گریه، بی‌حوصلگی، کناره‌گیری کوتاه بی‌علاقگی به کارهایی که قبلاً دوست داشت

در زندگی روزمره کجا یأس سراغمان می‌آید؟

حتماً برای تو هم پیش آمده که در انجام یک کار سخت، حس کرده‌ای «هیچ فایده‌ای ندارد، من از عهده اش برنمی‌آیم». مثلاً وقتی تمرین ریاضی را چندبار اشتباه حل می‌کنی یا در بازی گروهی همیشه تیمت می‌بازد. یکی از جاهای رایج برای یأس، مقایسهٔ خود با دیگران است. وقتی می‌بینی دوستت نقاشی زیبایی کشیده یا در حفظ شعر از تو بهتر عمل کرده، ممکن است ناگهان به خودت بگویی: «من اصلاً استعداد ندارم».

مثال دیگر، تکرار شکست‌های کوچک است. فرض کن سه بار پشت سر هم در زنگ ورزش برای امدادی انتخاب نشده‌ای. این سه بار می‌توانند کمکم تو را از کل زنگ ورزش دل‌سرد کنند. حتی ممکن است بگویی: «دیگر حاضر نمی‌شوم در هیچ مسابقه‌ای شرکت کنم». این همان دل‌سردی است که اگر به آن توجه نکنی، روی دوستی‌ها و درس خواندنت هم اثر می‌گذارد.

نکتهیأس همیشه واقعی نیست. گاهی مغز ما به خاطر خستگی یا ناراحتی، راه‌حل‌ها را نمی‌بیند. مثل وقتی که در اتاق تاریک به دنبال مداد گم‌شده می‌گردی؛ فقط کافی است چراغ را روشن کنی تا همه چیز را ببینی.

پرسش و پاسخ‌های چالشی دربارهٔ یأس

پرسش: اگر هیچ تلاشی نتیجه ندهد، چرا باز هم تلاش کنیم؟
پاسخ: گاهی نتیجه دیرتر از چیزی که فکر می‌کنیم به دست می‌آید. فرض کن بذری را می‌کاری؛ تا یک هفته هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اما اگر آبیاری را قطع کنی، دیگر هیچ موقع سبز نمی‌شود. تلاش مثل آبیاری است. ممکن است این بار نتیجه نگیری، اما بدون تلاش قطعاً نتیجه‌ای نخواهی داشت.
پرسش: آیا آدم‌های موفق هرگز یأس را تجربه نمی‌کنند؟
پاسخ: همهٔ آدم‌ها گاهی ناامید می‌شوند. تفاوت آدم‌های موفق در این است که اجازه نمی‌دهند ناامیدی به دل‌سردی تبدیل شود. آنها شاید یک روز گریه می‌کنند یا از چیزی زود دلگیر می‌شوند، اما روز بعد دوباره سعی می‌کنند. مثل کسی که از دوچرخه زمین می‌خورد؛ اول ناراحت می‌شود، اما دوباره سوار می‌شود.
پرسش: چطور می‌توانم به دوستم که دل‌سرد شده کمک کنم؟
پاسخ: اول از همه، فقط گوش کن و به او بگو «می‌فهمم چرا ناراحتی». بعد یک کار کوچک و عملی پیشنهاد بده؛ مثلاً «بیا با هم مشق‌های سخت را حل کنیم» یا «امروز بعد از مدرسه یک فیلم کوتاه ببینیم». گاهی یک همراهی ساده، امید را برمی‌گرداند.
چند راه ساده برای مبارزه با یأس: اول اینکه کارهای خیلی کوچک انجام بده (مثلاً فقط یک صفحه از کتاب را بخوان). دوم اینکه با یک بزرگتر (پدر، مادر، معلم) حرف بزن. آنها همیشه راهی را دیده‌اند که تو نمی‌بینی. سوم اینکه به خودت فرصت بده؛ هیچ‌کس مجبور نیست همیشه قوی باشد. گاهی یک استراحت کوتاه یا یک پیاده‌روی ساده، تمام تاریکی را از بین می‌برد. یادت باشد یأس مثل ابری است که از آسمان می‌گذرد؛ اگر صبر کنی، دوباره آفتاب را خواهی دید.