نورا حقپرست؛ مترجم داستان «گلدان خالی» به زبان فارسی
نورا حقپرست کیست و مترجم چه کاری انجام میدهد؟
نورا حقپرست یک مترجم توانای ایرانی است. او داستانهای زیبا و آموزندهٔ خارجی را به زبان فارسی برمیگرداند تا بچهها و نوجوانان بتوانند از خواندن آنها لذت ببرند. یکی از کارهای مهم او ترجمهٔ داستان «گلدان خالی» است. این داستان در اصل به زبان دیگری نوشته شده بوده، اما آقای حقپرست با مهارت خود آن را به فارسی روان و شیرین برگردانده است.
کار مترجم مانند یک پل است. فرض کنید دوست شما یک نامه به زبان دیگر نوشته و شما میخواهید آن را برای همکلاسیتان بخوانید. باید کلمه به کلمه را درست ترجمه کنید تا معنی اصلی نامه از دست نرود. مترجم هم همین کار را با داستانها انجام میدهد. او باید سبک نویسندهٔ اصلی را حفظ کند، احساسات شخصیتها را درست منتقل نماید و کلمههای فارسی زیبا و مناسب را جایگزین کلمههای زبان دیگر کند.
| نقش | کاری که انجام میدهد | مثال ساده |
|---|---|---|
| نویسنده | داستان را از اول میسازد و مینویسد | مثل یک آشپز که غذا را از اول میپزد |
| مترجم | داستانِ نوشتهشده را از زبانی به زبان دیگر برمیگرداند | مثل کسی که دستور پخت را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه میکند |
چرا داستان «گلدان خالی» برای دانشآموزان جذاب است؟
داستان «گلدان خالی» دربارهٔ پسر بچهای به نام «چان» است. روزی امپراتور پیر کشورش به همهٔ کودکان دانهٔ گلی میدهد و میگوید: «هر کس بعد از یک سال زیباترین گل را پرورش دهد، جانشین من خواهد شد.» چان با دقت و مهربانی از دانهاش مراقبت میکند، اما دانه هیچ جوانه نمیزند. پس از یک سال، همهٔ بچهها با گلدانهای پر از گلهای رنگارنگ نزد امپراتور میآیند، اما چان گلدان خالی خود را با شرمندگی نشان میدهد. امپراتور لبخند میزند و چان را به عنوان جانشین انتخاب میکند، چون او راستگو بوده و به جای تقلب، همان چیزی را نشان داده که واقعاً داشته است. دانهها از قبل پخته شده بودند و هیچ کس نمیتوانست از آنها گلی پرورش دهد، جز کسی که به راستیگویی پایبند بماند.
نورا حقپرست در ترجمهٔ این داستان کلمهها را ساده و دلنشین انتخاب کرده تا هر بچهٔ ۱۱ یا ۱۲ ساله به راحتی با شخصیت چان همذاتپنداری کند. شما هم احتمالاً در زندگیتان تجربه کردهاید که گاهی راست گفتن سخت است؛ مثلاً وقتی فراموش کردهاید تکالیف را انجام دهید، گفتن حقیقت کار آسانی نیست. این داستان نشان میدهد که ارزش راستگویی از هر گل زیبایی بیشتر است.
سه پرسش و پاسخ چالشی دربارهٔ داستان و ترجمه
پرسش ۱: آیا مترجم میتواند اسم شخصیتها را عوض کند؟
پاسخ: معمولاً نه! مترجم باید اسم اصلی را تا حد امکان حفظ کند، مگر اینکه آن اسم در زبان فارسی معنی زشتی یا نادرستی داشته باشد. در داستان «گلدان خالی» اسم «چان» به همان صورت باقی میماند چون یک اسم ساده و بیخطر است. اگر همهٔ اسمها را عوض کنیم، دیگر داستان اصلی نیست.
پرسش ۲: چرا راستگویی این قدر اهمیت دارد؟ مگر گاهی دروغ کوچک ضرر دارد؟
پاسخ: دروغ کوچک هم میتواند زنجیرهای از دروغهای بزرگتر را به دنبال بیاورد. فرض کنید گفتهاید تکالیف را نوشتهاید در حالی که نه. بعد معلم میخواهد دفترتان را ببیند، مجبور میشوید دوباره دروغ بگویید. سرانجام هم حقیقت آشکار میشود و دیگر کسی به حرف شما اعتماد نمیکند. در داستان، بچههای دیگر با قرض گرفتن گل از جای دیگر تقلب کردند، اما چان با دروغ نگفتن برنده شد.
پرسش ۳: چگونه بفهمیم یک ترجمه خوب است یا نه؟
پاسخ: یک ترجمهٔ خوب سه نشانه دارد: اول روان باشد و هنگام خواندن نفهمید که ترجمه است. دوم معنی جملهها درست منتقل شود. سوم کلمههای فارسی زیبا و مناسب به کار رفته باشد. نورا حقپرست در ترجمهٔ «گلدان خالی» همهٔ این شرایط را رعایت کرده، برای همین خواندن داستان برایتان لذتبخش است.
نورا حقپرست با ترجمهٔ داستان «گلدان خالی» به ما یادآوری میکند که همیشه میتوان با تلاش و راستی پیش رفت. همین طور که چان با دست خالی اما دل پر از راستی نزد امپراتور رفت، شما هم در کلاس، در خانه و در بازی با دوستانتان میتوانید قهرمان راستی باشید. هر گاه کتابی را به زبان فارسی میخوانید که در اصل از جای دیگر آمده، به یاد بیاورید که مترجمی زحمت کشیده تا آن داستان به دست شما برسد. پس هم به مترجمهای توانمندی مثل نورا حقپرست احترام بگذارید و هم خودتان را برای راستگویی و پشتکار تمرین دهید، چون این دو ویژگی مثل گلدان خالی چان، ارزشمندترین گنج شما هستند.