گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ادب آموزی از بی‌ادبان: پرهیز از رفتار ناپسند دیگران

بروزرسانی شده در: 20:34 1405/03/10 مشاهده: 58     دسته بندی: کپسول آموزشی

ادب آموزی از بی‌ادبان: پرهیز از رفتار ناپسند دیگران

چگونه از رفتارهای زشت دیگران درس بگیریم و خود به آن دچار نشویم
چکیده: در زندگی روزمره ممکن است با کسانی روبرو شویم که رفتارهای ناپسندی دارند. این رفتارها مانند پرخاشگری، بی‌احترامی یا نادیده گرفتن حق دیگران، برای ما یک فرصت آموزشی ارزشمند هستند. در این مقاله می‌آموزیم که چگونه با تماشای رفتار بد دیگران، ادب و اخلاق نیک را در خود تقویت کنیم. کلیدواژه‌های اصلی: ادب، پرهیز، الگوگیری منفی.

رفتار ناپسند دیگران چگونه به ما ادب می‌آموزد؟

گاهی فکر می‌کنیم فقط از انسان‌های مؤدب و خوب می‌توانیم چیزهای مثبت یاد بگیریم. اما حقیقت این است که افراد بی‌ادب هم معلم‌های خوبی هستند؛ منتها از نوع معلمِ «چه کارهایی را انجام ندهیم». وقتی کودکی در حیاط مدرسه فریاد می‌زند و همه از او دور می‌شوند، ما می‌فهمیم که فریاد زدن دیگران را از ما فراری می‌دهد. یا وقتی هم‌کلاسی‌مان دفتر دیگری را بدون اجازه برمی‌دارد و همه ناراحت می‌شوند، ما می‌آموزیم که به وسایل دیگران احترام بگذاریم.

این نوع یادگیری را در کتاب‌های درسی «پندپذیری از رفتار دیگران» می‌نامند. در فرهنگ فارسی ما ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «از تو حرکت، از خدا برکت». اما در اینجا می‌گوییم: «از بی‌ادبان ادب بیاموز». یعنی با دقت به عاقبت کار کسانی که بدرفتاری می‌کنند، خودمان راه درست را انتخاب کنیم.

رفتار مؤدبانه رفتار بی‌ادبانه نتیجه‌ای که از بی‌ادبان می‌آموزیم
با صدای آرام حرف زدن داد و فریاد کردن در کلاس داد زدن دیگران را از ما دلگیر می‌کند
منتظر نوبت خود ایستادن وسط حرف دیگران پریدن قطع کردن حرف دیگران نشانه بی‌ادبی است
بخشیدن اشتباه دیگران کینه به دل گرفتن و تلافی کردن کینه‌توزی فقط خودمان را آزار می‌دهد

مثال‌های عینی از زندگی مدرسه و خانه

فرض کن در زنگ تفریح، دو نفر از هم‌کلاسی‌هایت شروع به قلم‌انداختن میز یکدیگر می‌کنند. تو می‌بینی که بعد از چند دقیقه معلم آنها را توبیخ می‌کند و همه بچه‌ها از آنها دور می‌شوند. این صحنه به تو چه می‌آموزد؟ اینکه تخریب وسایل دیگران نه تنها کار زشتی است، بلکه باعث می‌شود دیگران به تو اعتماد نکنند.

مثال دیگر در خانه: شاید دیده باشی که خواهر یا برادر بزرگترت وقتی با تلفن همراه صحبت می‌کند، پدر یا مادر را نادیده می‌گیرد و جواب سؤالشان را نمی‌دهد. بعداً می‌بینی که پدر و مادر از دست او ناراحت هستند و او تا ساعتها اجازه ندارد با تلفن بازی کند. اینجا تو یاد می‌گیری که وقتی کسی با تو حرف می‌زند، باید گوش بدهی و جواب بدهی، حتی اگر مشغول کاری باشی.

نکته: گاهی ممکن است از دست کسی که بی‌ادبی می‌کند عصبانی شوی. اما بهترین کار این است که با خود بگویی: «من مثل او نمی‌شوم» و راه درست را انجام دهی. این یعنی ادب آموختن از بی‌ادبان.

پرسش و پاسخ برای روشن شدن موضوع

پرسش: اگر دوستم بی‌ادبی کند، باید به او بگویم که کارش اشتباه است یا سکوت کنم؟
پاسخ: بهترین کار این است که اول با مهربانی به او تذکر بدهی. مثلاً بگویی: «لطفاً صدایت را بلند نکن، کلاس را اذیت می‌کند.» اگر تذکرت فایده نداشت، خودت انجام نده و از رفتارش عبرت بگیر. اجازه بده معلم یا اولیای مدرسه موضوع را مدیریت کنند.
پرسش: آیا اگر از رفتار بد دیگران خوشم بیاید، کار اشتباهی کرده‌ام؟
پاسخ: بله، گاهی دیدن رفتار زشت دیگران ممکن است در ابتدا خنده‌دار یا جذاب به نظر برسد. اما باید به یاد داشته باشی که اگر خودت آن کار را بکنی، دیگران از تو ناراحت می‌شوند. مثل بچّه‌ای که در صف ناهار هل می‌دهد؛ شاید یک دفعه خنده‌دار باشد، اما اگر همه این کار را بکنند، صف به هم می‌ریزد و غذا به زمین می‌ریزد.
پرسش: گاهی خودم بی‌ادبی می‌کنم. آیا می‌توانم از اشتباه خودم هم درس بگیرم؟
پاسخ: قطعاً! بزرگ‌ترین فرصت برای ادب آموزی، اشتباه خود ماست. وقتی دیدی کاری کردی که دیگران ناراحت شدند، همان لحظه با خود بگو: «دفعه بعد این کار را نمی‌کنم.» و از کسی که ناراحت شده عذرخواهی کن. هیچ کس کامل نیست؛ مهم این است که از خطاهای خود و دیگران پند بگیریم.
آنچه باید همیشه به یاد داشته باشیم: هر روز در مدرسه، خانه، خیابان و فروشگاه با رفتارهای مختلفی روبرو می‌شویم. بعضی از این رفتارها خوب و بعضی بد هستند. وظیفه ما این نیست که قاضی دیگران باشیم یا آن‌ها را تنبیه کنیم. وظیفه ما این است که با دقت تماشا کنیم، رفتارهای خوب را تقلید کنیم و از رفتارهای بد عبرت بگیریم. هر بی‌ادبی که می‌بینی، مثل یک تابلو راهنما است که می‌گوید: «این جاده را نرو، آخرش دردسر است.» با این روش، کم‌کم به انسان مؤدب و عاقلی تبدیل می‌شوی که دیگران دوستش دارند و به او اعتماد می‌کنند.