گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

مِسکین: بیچاره، نیازمند

بروزرسانی شده در: 3:18 1405/03/10 مشاهده: 70     دسته بندی: کپسول آموزشی

مِسکین: بیچاره، نیازمند

کسی که دستش خالی است، اما دلش پر از امید
چکیده: در این مقاله با واژهٔ «مِسکین» آشنا می‌شوی. مِسکین به کسی می‌گویند که بیچاره و نیازمند است. فرق آن با «فقیر» و «درویش» چیست؟ چه کسانی را در مدرسه و کوچه و بازار می‌توان مِسکین نامید؟ سه کلیدواژهٔ مهم این مقاله عبارتند از: بیچارگی، نیازمندی و دستگیری.

مِسکین چه تفاوتی با دیگران دارد؟

واژهٔ «مِسکین» در کتاب‌های درسی و فرهنگ‌های فارسی به معنای «بی‌چاره» و «بسیار نیازمند» آمده است. اما آیا هر کسی که پول ندارد مِسکین است؟ نه کاملاً. مِسکین کسی است که هم دستش خالی است و هم توانایی کمی دارد. مثلاً یک دانش‌آموز ممکن است پول خرید خوراکی نداشته باشد، اما اگر پدر و مادرش کار می‌کنند و خانه دارند، مِسکین نیست. مِسکین بیشتر به کسی می‌گویند که چاره‌ای برای زندگی خود ندارد و از همه طرف درمانده است.

واژهمعنی سادهمثال در زندگی دانش‌آموز
مِسکینبیچاره و درمانده، کسی که نه پول دارد و نه یاورپیرمردی که زیر پل خوابیده و نمی‌تواند کار کند
فقیرکسی که درآمد کمی دارد ولی گاهی کار می‌کندپدر همکلاسی‌ات که ماهی حقوق کمی می‌گیرد، اما خانه دارد
درماندهکسی که راه چاره را گم کرده و غمگین استدانش‌آموزی که کتاب درسی ندارد و هیچ‌کس کمکش نمی‌کند

در فرهنگ فارسی، «مِسکین» از ریشهٔ «سُکْن» به معنای سکون و آرامش نیافتن گرفته شده است. یعنی مِسکین کسی است که آرامش و قرار ندارد چون مدام نگران خوراک و پوشاک خویش است. برای یک دانش‌آموز یازده یا دوازده ساله، شاید همیشه پیش نیاید که با مِسکین واقعی روبرو شود، اما وقتی در خیابان شخصی را می‌بینی که لباس پاره پاره دارد و از ته دل چیزی می‌خواهد، درست همان جا با یک مِسکین روبرو شده‌ای.

در زندگی روزمرهٔ مدرسه و کوچه

فرض کن در حیاط مدرسه، دانش‌آموزی را می‌بینی که همیشه ناهار ندارد و هیچ‌کس با او همبازی نمی‌شود. او خجالت می‌کشد از دیگران چیزی بخواهد. این دانش‌آموز را هم می‌شود «مِسکین» نامید، چون هم نیازمند است و هم بیچاره. یا مثلاً در مسیر برگشت از مدرسه، خانمی مسن را می‌بینی که نمی‌تواند کیف سنگین خرید خود را بردارد و کسی به او کمک نمی‌کند. او هم مِسکین است. در کتاب فارسی پایهٔ ششم داستانی خوانده‌ای دربارهٔ پیرزنی که نان خشک می‌خورد و همسایه‌ها به او سر می‌زدند؟ آن پیرزن نمونهٔ کامل یک مِسکین بود. پس مِسکین فقط به پول نیست؛ گاهی بیچارگی از تنهایی و ناتوانی هم می‌آید.

نکته: در فرهنگ ایرانی، دستگیری از مِسکین یکی از کارهای نیک بسیار ارزشمند است. حتی کمک کوچک مثل یک قرص نان یا یک لباس گرم می‌تواند غم او را کم کند.

چند پرسش و پاسخ چالشی

پرسش: آیا اگر کسی پول نداشته باشد ولی خوشحال باشد، باز هم مِسکین است؟
پاسخ: نه لزوماً. مِسکین بودن بیشتر به بیچارگی و نیاز شدید برمی‌گردد نه فقط نداری پول. اگر کسی فقیر است اما خانواده و دوستانی دارد که به او رسیدگی می‌کنند و خودش هم تلاش می‌کند، او را مِسکین نمی‌نامیم. مِسکین کسی است که هم نیاز دارد و هم یاوری برای رفع نیازش پیدا نمی‌شود.
پرسش: چرا در متون قدیمی فارسی، شاعران خود را «مِسکین» خطاب می‌کردند؟
پاسخ: شاعران گاهی از روی فروتنی خود را مِسکین می‌نامیدند، یعنی «من بیچاره و نیازمند به لطف خداوند هستم». این به معنای فقر مالی نبود، بلکه یعنی نیازمندی به مهربانی. مثل وقتی تو می‌گویی «من بیچاره نمی‌دانم این مسئله را چگونه حل کنم».
پرسش: آیا کمک به مِسکین فقط با پول ممکن است؟
پاسخ: نه اصلاً. گاهی یک لبخند، یک حرف مهربان، یا خریدن یک قرص نان برای او کمک بزرگی است. در مدرسه می‌توانی با مِسکین همکلاسی‌ات مهربان باشی، با او ناهار بخوری یا دفتر اضافه‌ات را به او بدهی. دستگیری شکل‌های مختلفی دارد.
جمع‌بندی: واژهٔ «مِسکین» در فارسی به کسی می‌گویند که هم بیچاره است و هم نیازمند. فرق دارد با فقیر یا درویش. مِسکین در زندگی روزمرهٔ ما دیده می‌شود: پیرمردی که زیر پل نشسته، دانش‌آموزی که خجالت می‌کشد کمک بخواهد، یا همسایهٔ ناتوانی که کسی را ندارد. کمک به مِسکین حتی با کارهای کوچک، یکی از ارزش‌های بزرگ در فرهنگ ماست. اگر روزی مِسکینی را دیدی، دستی بر سر او بکش یا اگر توانستی، چیزی به او بده. یادمان باشد که همهٔ ما گاهی در زندگی به یک محبت کوچک نیازمند می‌شویم.