گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

جلال‌الدین محمد مولوی: شاعر و عارف بزرگ ایرانی قرن هفتم هجری، سرایندهٔ مثنوی معنوی

بروزرسانی شده در: 2:02 1405/03/10 مشاهده: 1535     دسته بندی: کپسول آموزشی

جلال‌الدین محمد مولوی: شاعر و عارف بزرگ ایرانی

سرایندهٔ مثنوی معنوی که با شعرهایش دل انسان‌ها را صیقل می‌دهد
چکیده: جلال‌الدین محمد بلخی، معروف به مولوی، شاعر و عارف ایرانی در سدهٔ هفتم هجری است. مهم‌ترین کتاب او مثنوی معنوی نام دارد که پر از داستان‌های شیرین و پندآموز است. در این مقاله می‌خوانیم مولوی که بود، چه آموزه‌هایی دارد و چرا شعرهایش هنوز هم برای ما مثل یک دوست مهربان هستند.

زندگی مولوی در یک نگاه

مولوی در سال ۶۰۴ هجری در شهر بلخ (در کشور امروزی افغانستان) به دنیا آمد. پدرش هم عالم بزرگی بود. وقتی مغول‌ها به ایران حمله کردند، خانوادهٔ مولوی مجبور شدند از شهر خود کوچ کنند. آن‌ها به شهرهای گوناگون سفر کردند تا سرانجام در شهر قونیه (در ترکیه امروزی) ساکن شدند. به همین دلیل به مولوی «رومی» یا «مولانای روم» هم می‌گویند.

نکته: واژهٔ «مثنوی» به شعری می‌گویند که هر دو مصراع آن با هم قافیه باشد. مثنوی معنوی بیش از ۲۵ هزار بیت دارد و آن را «قرآنِ فارسی» هم نامیده‌اند.

مهم‌ترین اتفاق زندگی مولوی آشنایی با شمس تبریزی بود. شمس دوست و مراد مولوی شد. مولوی پس از دیدار با شمس، شعرهای عاشقانه و عارفانهٔ بسیاری سرود. دیوان کبیر یا دیوان شمس تبریزی مجموعهٔ همین غزل‌هاست. بعدها مولوی مثنوی معنوی را برای راهنمایی مردم نوشت. او در سال ۶۷۲ هجری از دنیا رفت، اما شعرهایش تا همیشه زنده ماند.

نام کتاب نوع شعر ویژگی مهم
مثنوی معنوی مثنوی (داستانی) شامل داستان‌های پندآموز برای همهٔ سنین
دیوان شمس تبریزی غزل (عاشقانه) سروده شده در عشق به شمس تبریزی
فی‌ه مافیه نثر (ساده) مجموعهٔ سخنان مولوی به زبان روان

مولوی در زندگی روزمرهٔ ما

شاید فکر کنید شعرهای یک عارف قدیمی به کار بچّه‌های امروزی نمی‌آید، اما این طور نیست! داستان‌های مثنوی پر از مثال‌هایی است که هر روز در مدرسه یا خانه با آن‌ها روبرو می‌شویم. برای نمونه، داستان «پیل در اتاق تاریک» را در نظر بگیرید: چند نفر در تاریکی یک پیل را لمس می‌کنند. هرکسی قسمتی از بدن پیل را گرفته، مثلاً یکی خرطوم را گرفته و می‌گوید پیل مانند مار است، دیگری پا را گرفته و می‌گوید پیل مانند ستون است. مولوی می‌گوید ما هم گاهی مثل آن آدم‌ها فقط یک گوشه از موضوع را می‌بینیم و زود قضاوت می‌کنیم.

مثال دیگر، داستان «شتر و بارش» است: به شتری بار زیادی بسته بودند. شتر از صاحبش خواست کمی از بارش را کم کند. صاحبش یک کیسهٔ کوچک از بار برداشت. شتر گفت این که بارم کم نشد! مولوی می‌گوید گاهی ما هم مثل آن شتر از کارهای کوچک و ساده غافل می‌شویم، درحالی که همان کارهای کوچک می‌توانند زندگی ما را آسان‌تر کنند. مثلاً اگر هر شب فقط ۱۰ دقیقه برای فردای خود برنامه بریزید، کمکم کارهای بزرگتان هم آسان می‌شود.

نکته: یکی از معروف‌ترین بیت‌های مولوی این است: «بشنو از نی چون حکایت می‌کند / از جدایی‌ها شکایت می‌کند». او در این شعر، نی را نماد انسانی می‌داند که از اصل خود دور افتاده و دلش برای خانهٔ اصلی اش تنگ شده است.

چند پرسش و پاسخ دربارهٔ مولوی

پرسش ۱: آیا مولوی فقط شعر می‌سرود؟
پاسخ: نه، مولوی افزون بر شعر، بسیار سخنرانی می‌کرد و به مردم پند می‌داد. کتاب «فی‌ه مافیه» (یعنی «در آنچه در آن است») مجموعهٔ صحبت‌های اوست که شاگردانش یادداشت کرده‌اند. خیلی از حرف‌های او مثل توصیه به مهربانی، بخشش و دوست داشتن انسان‌ها، به زبان ساده نوشته شده است.
پرسش ۲: چرا مولوی این همه دربارهٔ عشق حرف زده؟
پاسخ: منظور مولوی از عشق، فقط عشق پدر و مادر یا دوستی نیست. او می‌گوید یک نوع عشق بزرگ‌تر هم در جهان هست؛ مانند عشقی که انسان را به خدا، به مهربانی و به راستی نزدیک می‌کند. وقتی تو به دوستت کمک می‌کنی، به حیوانی غذا می‌دهی یا به پدر و مادرت احترام می‌گذاری، نمادی از آن عشق بزرگ را نشان داده‌ای.
پرسش ۳: خواندن مثنوی برای بچّه‌ها سخت نیست؟
پاسخ: شاید درک بعضی بیت‌ها برای بچّه‌ها دشوار باشد، اما داستان‌های مثنوی بسیار جذاب و ساده هستند. بسیاری از مدرسه‌ها و کتاب‌های درسی، قصه‌های مثنوی را به زبان روان برای دانش‌آموزان نوشته‌اند. برای نمونه، داستان «طوطی و بازرگان» را می‌توان خواند که دربارهٔ قدرشناسی و خردمندی است.
? سخن پایانی: جلال‌الدین مولوی تنها یک شاعر قدیمی نیست. او اندیشمندی است که به ما یاد می‌دهد چگونه بهتر ببینیم، مهربان‌تر باشیم و قضاوت عجولانه نکنیم. هر بار که یک داستان از مثنوی می‌خوانی، مثل این است که با یک دوست دانا و مهربان گفت‌وگو کرده‌ای. پس اگر فرصت کردی، یکی از قصه‌های مثنوی را بخوان؛ مطمئن باش لذت می‌بری!
مولوی
مثنوی معنوی
شعر و زندگی