سعدالدین وراوینی: نویسندهای که مرزباننامه را در قرن ششم به فارسی دری بازگرداند
مرزباننامه چه کتابی است و چرا به بازگردانی نیاز داشت؟
مرزباننامه مانند یک کتاب قصههای پندآموز است. بیشتر داستانهای آن دربارهٔ حیوانات باهوشی مانند روباه، شیر، خرگوش و لاکپشت است که مثل انسانها حرف میزنند و تصمیم میگیرند. هر داستان در پایان یک نتیجهگیری اخلاقی دارد؛ مثلاً به ما یادآوری میکند که فریب حرفهای شیرین دشمن را نخوریم یا دوست واقعی در سختیها شناخته میشود.
این کتاب در اصل در قرن چهارم هجری به زبان طبری (زبانی که در مازندران امروزی رواج داشت) نوشته شده بود. اما در قرن ششم، بسیاری از مردم ایران دیگر طبری نمیدانستند و با زبان فارسی دری راحتتر بودند. سعدالدین وراوینی تصمیم گرفت مرزباننامه را از طبری به فارسی دری برگرداند تا همه بتوانند از پندهای آن بهره ببرند.
سعدالدین وراوینی چه روشی برای بازگردانی به کار برد؟
وراوینی فقط کلمه به کلمه ترجمه نکرد؛ بلکه سعی کرد زیبایی و شیرینی داستانها را هم حفظ کند. او از واژههای آراسته و جملههای آهنگین استفاده کرد تا خواننده هنگام خواندن لذت ببرد. برای مثال، در داستان «شیر و خرگوش»، خرگوش باهوش با فریب دادن شیر، او را به چاه میاندازد. وراوینی گفتوگوهای این داستان را طوری نوشته که انگار واقعاً داریم صدای حیوانات را میشنویم.
او همچنین بخشهایی از کتاب را کوتاه یا گاهی توضیح بیشتری به آن اضافه کرد تا برای مردم زمان خودش مفهومتر باشد. این کار در دانش ترجمه «برگردان آزاد» نام دارد. به همین دلیل، مرزباننامهٔ وراوینی نه یک ترجمهٔ خشک، بلکه یک اثر ادبی تازه محسوب میشود.
| ویژگی | نسخهٔ طبری کهن | نسخهٔ فارسی دری (وراوینی) |
|---|---|---|
| زبان | طبری (مازندرانی قدیم) | فارسی دری (روان و رسا) |
| مخاطب | فقط طبریزبانان شمال ایران | همهٔ فارسیزبانان ایران و فراتر |
| سبک | ساده و بیپیرایه | آراسته، با سجع و واجآرایی |
یک داستان کوتاه از مرزباننامه برای فهم بهتر
یکی از داستانهای معروف مرزباننامه، «روباه و طبل» است. روزی روباهی گرسنه به جنگل میرود. ناگهان صدای طبل بزرگی میشنود. او خیال میکند پشت طبل غذای زیادی است. با هر زحمتی طبل را پاره میکند، اما درون آن چیزی جز سروصدا و هوا نمییابد. پند این داستان: «نباید ظاهر پر سر و صدا ما را فریب دهد؛ همیشه باید حقیقت را جستوجو کنیم.» وراوینی این داستان را چنان شیرین نوشته که حتی بچهها هم آن را دوست دارند و راحت پیامش را میفهمند.
چالشهای مفهومی در بازگردانی مرزباننامه
پرسش ۱: آیا وراوینی همهٔ کتاب را بدون کم و زیاد ترجمه کرد؟
پاسخ: خیر. او گاهی جملهها را کوتاه میکرد، گاهی مطلبی اضافه میکرد تا خواننده بهتر بفهمد. به این نوع ترجمه «ترجمهٔ آزاد» میگویند. او بیشتر به رساندن پیام و لذت ادبی اهمیت میداد تا ترجمهٔ مو به مو.
پرسش ۲: چرا بازگردانی یک کتاب به زبان دیگر اینقدر مهم است؟
پاسخ: چون با این کار، دانش و پندهای قدیمی از بین نمیرود. اگر وراوینی مرزباننامه را به فارسی بر نمیگرداند، امروز کمتر کسی میتوانست آن را بخواند، چون زبان طبری آن تغییر کرده بود. بازگردانی مثل پلی است که اندیشههای گذشته را به نسل امروز میرساند.
پرسش ۳: آیا همهٔ داستانهای مرزباننامه از خود وراوینی است؟
پاسخ: نه. داستانها خیلی قدیمیتر از وراوینی هستند. اصل آنها از کتابی به نام «کلیله و دمنه» گرفته شده که از زبان سانسکریت (زبان باستانی هند) به عربی و سپس به فارسی دری ترجمه شده بود. وراوینی نویسندهٔ داستانها نیست، اما بازگردان و بازنویس آنها به فارسی دری است.
نکات کلیدی مقاله
سعدالدین وراوینی در قرن ششم هجری، مرزباننامه را از زبان طبری به فارسی دری بازگرداند تا داستانهای پندآموز آن به دست همگان برسد. او با روش ترجمهٔ آزاد، شیرینی و زیبایی ادبی را حفظ کرد. امروز نیز از روی همین نسخهٔ فارسی دری، کودکان و بزرگسالان میتوانند از حکایتهایی مانند «روباه و طبل» و «شیر و خرگوش» درس زندگی بگیرند. بازگردانی متون کهن به زبان ساده، یکی از راههای زنده نگه داشتن فرهنگ و ادب هر سرزمین است.
پاورقی
[1] فارسی دری: نام زبان ادبی و رسمی ایران از حدود قرن سوم تا نهم هجری که ریشهٔ زبان فارسی امروزی است. معادل انگلیسی آن Dari Persian است.
[2] سجع: نوعی آرایهٔ ادبی که در آن واژههای پایانی جملهها همآهنگ و هموزن هستند. معادل انگلیسی Rhyme prose.
[3] واجآرایی: تکرار یک صدا (حرف) در جمله برای زیبایی. معادل انگلیسی Alliteration.