آل زیار: دودمانی ایرانی که عنصرالمعالی کیکاووس از امرای آن بود
آل زیار از کجا آمدند؟ مثل یک درخت خانوادگی
تصور کن یک درخت تنومند و بزرگ را. ریشههای این درخت به عمق خاک میرود و شاخههای آن به آسمان میرسد. دودمان آل زیار هم مثل همین درخت بود. ریشه آنها به منطقه «گیلان» برمیگشت و مردم آن جا به آنها «گیلک» میگفتند. بنیانگذار این دودمان کسی بود به نام «مرداویج». او مانند یک باغبان قدرتمند، این درخت را در سال 931 میلادی در شهر «اصفهان» کاشت.
مرداویج یک سرباز و فرمانده بسیار شجاع بود. او توانست منطقه «طبرستان» (که امروزه مازندران نام دارد) و بسیاری از شهرهای دیگر ایران را از دست خلفای عرب دربیاورد. او آرزوی بزرگ داشت: میخواست یک امپراتوری قدرتمند ایرانی مانند زمان ساسانیان دوباره بسازد. اما متأسفانه، پیش از آن که به آرزویش برسد، توسط سربازان خودش کشته شد.
فرمانروایان بزرگ آل زیار: از مرداویج تا کیکاووس
درخت آل زیار بعد از مرداویج به برادرش «وُشْمگیر» رسید. او مانند یک وصی خوب، از حکومت محافظت کرد. اما جنگهای زیادی بین همسایگان قدرتمند، یعنی «آل بویه» و «سامانیان» در گرفت و آل زیار گاهی مجبور شد با یکی از آنها هم پیمان شود.
یکی از مهمترین پادشاهان این دودمان «قابوس» بود. او پسر وشمگیر بود. قابوس پادشاه دانشدوستی بود و به شاعران و دانشمندان پناه میداد. حتی وقتی دشمنان او را از کشور بیرون کردند، او به همراه «سلطان محمود غزنوی» هم پیمان شد و دوباره قدرت را به دست آورد. اما بدرفتاری او با مردم باعث شد که سربازانش علیه او شورش کنند و پسرش به جای او پادشاه شود.
سپس نوبت به مشهورترین فرمانروای این دودمان رسید: «عنصرالمعالی کیکاووس». او برادرزاده قابوس بود. کیکاووس پادشاه خردمندی بود. او کتاب بسیار معروفی به نام «قابوسنامه» نوشت که در آن پندها و نصایحی برای پسرش آورده است. این کتاب مثل یک راهنمای زندگی برای جوانان ایرانی است.
| نام پادشاه | سال حکومت (میلادی) | کار مهمی که انجام داد |
|---|---|---|
| مرداویج | 931 تا 935 | بنیانگذاری دودمان و فتح اصفهان |
| قابوس | 977 تا 1012 | حمایت از دانشمند بیرونی و ساخت برج گنبد قابوس |
| عنصرالمعالی کیکاووس | 1050 تا 1087 | نوشتن کتاب قابوسنامه (یک کتاب پندآموز) |
قابوسنامه: کتابی مثل یک دوست مهربان
حالا بیا درباره یکی از مشهورترین کارهای «عنصرالمعالی کیکاووس» صحبت کنیم: کتاب «قابوسنامه». این کتاب مثل یک دوست مهربان و داناست که به تو میگوید چطور در زندگی موفق باشی. کیکاووس این کتاب را برای پسرش «گیلانشاه» نوشت تا او یاد بگیرد چطور پادشاه خوبی باشد.
در این کتاب، توصیههای بسیار جالبی وجود دارد. مثلاً به پسرش میگوید:
- با مردم مهربان باش و به حرف آنها گوش بده.
- همیشه راست بگو و دروغ نگو.
- برای یاد گرفتن علم و دانش تلاش کن.
- با دوستان خوب و باهوش معاشرت کن.
این کتاب فقط برای پادشاهان نیست. همه مردم میتوانند از پندهای آن استفاده کنند. داستانی از خود کتاب: کیکاووس میگوید که هیچ وقت از یادگیری خسته نشو، حتی اگر یک کلمه از یک دانشمند کوچکتر از خودت یاد بگیری، باز هم ارزش دارد. آیا این پند زیبایی نیست؟
چند سوال چالشی برای باهوشها
سوال 1: چرا آل زیار نتوانستند مثل ساسانیان یک امپراتوری بزرگ بسازند؟
پاسخ: چون آنها همیشه با همسایگان قدرتمند خود مثل «آل بویه» و «غزنویان» در جنگ بودند. مثل دو تا بچه قوی که با هم دعوا میکنند و نمیتوانند یک تیم قدرتمند درست کنند. آل زیار همیشه باید از یکی از این همسایهها کمک میگرفت و این استقلال آنها را کم میکرد.
سوال 2: چرا عنصرالمعالی کیکاووس کتابش را «قابوسنامه» نامید؟
پاسخ: «قابوس» نام پدربزرگ کیکاووس بود که پادشاه بسیار دانشدوستی بود. کیکاووس میخواست با نامیدن کتابش به این نام، هم یاد و خاطره پدربزرگش را زنده نگه دارد و هم نشان دهد که پندهای او هم مثل پندهای پادشاهان بزرگ قبلی ارزشمند است. فکر کن یک نقاش نقاشی خودش را به نام معلمش اسم بگذارد، این یک کار ادب دوستانه است.
سوال 3: اگر من بخواهم مثل دانشمندان دوره آل زیار باشم، چه کار باید بکنم؟
پاسخ: دانشمندی مثل «بیرونی» که در دوره پادشاهی قابوس زندگی میکرد، همیشه تلاش میکرد چیزهای جدید یاد بگیرد و به دنیا سفر کند. تو هم میتوانی زیاد کتاب بخوانی، درباره ستارهها و طبیعت کنجکاو باشی و هیچ وقت از پرسیدن سوال خسته نشوی. همین حالا میتوانی شروع کنی، مثلاً بروی بیرون و اسم ستارهها را بپرسی!
بنای یادبود درخت آل زیار: برج گنبد قابوس
یکی از زیباترین چیزهایی که از آل زیار برای ما به یادگار مانده، یک برج آجری بسیار بلند و محکم است به نام «گنبد قابوس». این برج در شهر «گنبد کاووس» امروزی قرار دارد. معماری این بنا شگفتانگیز است. یک استوانه آجری بزرگ با سقفی مخروطی شکل. ارتفاع این برج حدود 49 متر است یعنی تقریباً یک ساختمان 15 طبقه.
داستان جالبی درباره این برج وجود دارد: میگویند وقتی قابوس از دنیا رفت، جسد او را در یک تابوت شیشهای گذاشتند و آن تابوت را با زنجیر از سقف این برج آویزان کردند. این کار را کردند تا تابوت به زمین یا دیوارها برخورد نکند. این برج نشان میدهد که مردم آن زمان چقدر در معماری و ساخت و ساز ماهر بودند.
پاورقیها و توضیحات واژهها
1 گیلک: نام قومی از مردم شمال ایران که در استانهای گیلان و مازندران زندگی میکنند. معادل انگلیسی آن Gilaki است.
2 آل بویه: یک دودمان قدرتمند ایرانی دیگر که همزمان با آل زیار در جنوب و غرب ایران حکومت میکردند. معادل انگلیسی آن Buyid است.
3 سامانیان: یک دودمان ایرانی در شرق ایران که در بخارا (ازبکستان امروزی) پایتخت داشتند. معادل انگلیسی آن Samanid است.
4 قابوسنامه: کتاب اندرز و پندی از عنصرالمعالی کیکاووس که به زبان فارسی دری نوشته شده است. معادل انگلیسی آن Qabus nama است.