مثنوی معنوی: کتابی پر از داستانهای ناب از جلالالدین محمد بلخی
آشنایی با مثنوی معنوی و نویسنده آن (جلالالدین محمد بلخی)
مثنوی معنوی را شاعر بزرگی به نام جلالالدین محمد بلخی نوشته است. او در شهر بلخ (که امروز در کشور افغانستان است) به دنیا آمد. مردم او را با نامهای «مولوی» یا «مولانا» هم میشناسند. این کتاب در قرن هفتم هجری قمری نوشته شد. قرن هفتم یعنی حدود 800 سال پیش! تصور کنید یک کتاب چطور میتواند بعد از 800 سال هنوز هم خوانده شود و به مردم کمک کند. به همین دلیل است که مثنوی معنوی یک کتاب بسیار ارزشمند است.
کتاب مثنوی از 6 دفتر (یعنی 6 جلد) درست شده است. در مجموع، این کتاب حدود 26000 بیت شعر دارد. هر بیت مثل یک جملهٔ کوتاه و زیباست. بیشتر این بیتها، داستانهای کوتاهی هستند که یک پند یا نتیجهٔ اخلاقی مهم در آخرشان دارد. مثلاً یک داستان دربارهٔ پیرمردی است که از طوطی خود حرف شنوی نداشت، یا داستان نخودپز که معروف است.
مولانا برای اینکه درسهایش را راحتتر به خاطر بسپاریم، آنها را در قالب داستان گفته است. بچهها عاشق داستان هستند، بزرگترها هم همین طور! به همین دلیل است که مثنوی معنوی برای همهی سنین جذاب است.
شش دفتر مثنوی: سفری گام به گام در دریای حکایتها
همانطور که گفتیم، مثنوی شش دفتر دارد. هر دفتر مثل یک فصل بزرگ از یک کتاب است. مولانا هر دفتر را به ترتیب و با فکر قبلی نوشته است. در جدول زیر میتوانید نام و ویژگی هر دفتر را ببینید:
| شماره دفتر | تعداد تقریبی ابیات | معروفترین داستان یا موضوع |
|---|---|---|
| 1 | 4000 | پادشاه و کنیزک (داستان عشق و درمان) |
| 2 | 4000 | داستان یوسف و زلیخا (عشق پاک) |
| 3 | 4800 | داستان نخودپز و دیگ (صبر و ایمان) |
| 4 | 3800 | داستان شیطان و معاویه (توبه و بخشش) |
| 5 | 4200 | داستان شیر و نخجیران (عدالت و قدرت) |
| 6 | 5200 | داستان انسان و نفس (خودشناسی) |
نکتهٔ جالب این است که جمع کل ابیات حدود 26000 بیت میشود. بعضی از دفترها کمی بلندتر و بعضی کوتاهتر هستند. مولانا در هر دفتر، یک موضوع اصلی را دنبال میکند اما آن را با داستانهای بسیار متنوع توضیح میدهد.
یک حکایت پندآموز از مثنوی (داستان نخودپز)
بیایید یکی از داستانهای معروف مثنوی را با هم بخوانیم تا ببینیم چطور مولانا به ما پند میدهد. این داستان، «نخودپز» نام دارد. خلاصهٔ داستان این است: دیگ نخودی روی آتش جوش میآورد. نخودها در دیگ بالا و پایین میرفتند. یکی از نخودها که بالای دیگ آمد، فریاد زد: «من که از دیگ بیرون آمدم! آزاد شدم!» اما مردم به او گفتند: «تو هنوز پخته نشدهای. این بالا آمدن فقط به خاطر جوش آتش است. باید صبر کنی تا نرم و پخته شوی، آن وقت است که آزاد میشوی.»
این داستان یک پند بزرگ دارد: گاهی ما فکر میکنیم خیلی پیشرفت کردهایم و دیگر همه چیز را بلدیم، اما در حقیقت هنوز راه زیادی مانده است. باید مثل نخود صبور باشیم و اجازه دهیم تجربه و درسهای زندگی ما را «پخته» کند. برای یک دانشآموز دبستانی، این یعنی اگر یک مسئلهٔ ریاضی را حل کردی، هنوز کلی مسئلهٔ دیگر هست که باید یاد بگیری. پس مغرور نشو و به تلاشت ادامه بده!
چالشهایی که در فهم مثنوی ممکن است پیش بیاید
پاسخ: مولانا در میان یک داستان، گاهی داستان دیگری را تعریف میکند تا بهتر توضیح بدهد. به این کار «داستان در داستان» میگویند. مثل این میماند که معلم در کلاس یک مثال بزند، اما در وسط آن مثال، یک مثال کوچکتر بزند تا بچهها بهتر بفهمند.
پاسخ: درست است که وزن شعرهای مثنوی گاهی پیچیده است، اما شما میتوانید اول داستانهایش را به زبان ساده بخوانید. الان کتابهای زیادی هست که داستانهای مثنوی را برای کودکان بازنویسی کردهاند. کمکم که بزرگتر شوید، میتوانید خود شعرها را هم بخوانید و لذت ببرید.
پاسخ: مثنوی فقط پند و اخلاق نیست. مولانا در این کتاب دربارهٔ عشق، دوستی، خدا، طبیعت، علم، فلسفه و حتی مسائل روزمرهٔ زندگی هم صحبت کرده است. برای مثال، یک جا دربارهٔ این که چرا گریه کردن برای انسان خوب است حرف میزند. پس مثنوی یک کتاب چندبعدی است.
چطور از مثنوی در زندگی روزمره استفاده کنیم؟ (مثالهای عینی)
ممکن است فکر کنید یک کتاب 800 ساله به کار زندگی امروز ما نمیآید. اما این طور نیست! بگذارید چند مثال بزنم:
مثال اول: فرض کنید در مدرسه با دوستتان دعوا کردهاید. داستان «فیل در خانه تاریک» را از مثنوی به یاد بیاورید. در آن داستان، چند نفر در تاریکی فیل را لمس میکنند. هرکس قسمتی از فیل را لمس کرده بود، فکر میکرد فیل همان شکل است (یکی میگفت فیل مثل بادبزن است، یکی میگفت مثل ستون). این یعنی هرکس فقط یک گوشه از ماجرا را دیده بود. وقتی با کسی دعوا میکنید، شاید فقط یک طرف ماجرا را میبینید. پس بهتر است اول از دید او هم قضیه را نگاه کنید.
مثال دوم: اگر از انجام تکالیف مدرسه خسته شدهاید و دلتان میخواهد تلویزیون ببینید، داستان «شتر و کک» را یادتان بیاید. شتری که بار بزرگی داشت، از یک کک کوچک ناراحت بود. مولانا میگوید: گاهی ما ناراحتیهای کوچک را بزرگ میکنیم. تکالیف مدرسه شاید کمی خستهکننده باشند اما خیلی زود تمام میشوند. اگر حوصله به خرج بدهید، بعد از آن میتوانید با خیال راحت بازی کنید.
مثال سوم (ریاضی): مولانا در یک جای مثنوی میگوید: $ 1 + 1 = 1 $ نه $ 1 + 1 = 2 $! این یعنی چه؟ او میگوید وقتی دو عاشق به هم میرسند، مثل دو قطره آب که یکی میشوند، دیگر دو نفر نیستند، بلکه یکی میشوند. این یک مثال عاشقانه است، اما در ریاضیات معمولی، همان $ 2 = 1 + 1 $ درست است. پس مثنوی به ما میآموزد که هر چیزی را در جای خودش باید دید.
پاورقیها
1مثنوی: نوعی از شعر فارسی که در آن هر بیت دارای دو مصراع است که با هم قافیه میشوند (قافیهٔ جداگانه برای هر بیت). معادل انگلیسی آن Masnavi است.
2بیت: کوچکترین واحد شعر، که از دو سطر (مصراع) تشکیل شده است. هر بیت مثنوی معمولاً یک جمله یا مفهوم کامل را میرساند. معادل انگلیسی: Couplet.
3قرن هفتم هجری قمری: حدوداً سالهای 1200 تا 1300 میلادی. معادل انگلیسی: 7th century AH.
4حکایت پندآموز: داستان کوتاهی که در پایان آن یک نتیجهٔ اخلاقی یا درس زندگی به خواننده آموزش داده میشود. معادل انگلیسی: Didactic story.
5دفتر: هر جلد از یک کتاب چندجلدی. در مثنوی هر دفتر حدود 4000 تا 5000 بیت دارد. معادل انگلیسی: Book یا Volume.