کتاب «روحالقوانین» چیست و چرا دهخدا آن را ترجمه کرد؟
«روحالقوانین» نام کتابی است که نزدیک به 300 سال پیش در کشور فرانسه نوشته شد. نویسندهٔ آن یک آقای باهوش به نام «منتسکیو» بود. او میخواست بداند چرا قوانین در جایهای مختلف دنیا این قدر با هم تفاوت دارد. مثلاً چرا در بعضی کشورها به پادشاه خیلی قدرت میدهند و در بعضی دیگر مردم خودشان برای خودشان قانون مینویسند.
سالها بعد، یک دانشمند بزرگ ایرانی به نام علیاکبر دهخدا که کتاب «لغتنامه» را نوشته است، تصمیم گرفت این کتاب مهم را به زبان فارسی برگرداند [1]. دهخدا زبان فرانسه را خیلی خوب بلد بود [2]. او میخواست مردم ایران هم با این ایدههای تازه و مفید دربارهٔ قانون و جامعه آشنا شوند.
قوانین مثل لباسهای متفاوت در فصول مختلف سال
منتسکیو در کتابش یک مثال خیلی قشنگ میزند. او میگوید قوانین هر کشور مثل لباسهایی است که مردم در فصلهای مختلف سال میپوشند. در زمستان که هوا سرد است، پوشیدن کت و شلوار گرم عاقلانه است. در تابستان که هوا گرم است، پوشیدن لباس نازک و خنک عاقلانه است. قوانین هم باید با شرایط هر کشور هماهنگ باشند.
برای همین است که قانون یک کشور گرم و کوچک با قانون یک کشور سرد و بزرگ فرق دارد. منتسکیو معتقد بود اگر قوانین با «روح» یا همان فرهنگ و شرایط آن جامعه جور دربیاید، مردم خوشحالتر و آرامتر زندگی میکنند.
| شرایط کشور | نوع قانون و حکومت (از دید منتسکیو) |
|---|---|
| کشورهای گرم و کوچک | معمولاً مردم آزادی بیشتری دارند و خودشان برای خودشان تصمیم میگیرند (جمهوری) |
| کشورهای بزرگ با زمینهای پهناور | برای اینکه منظم بمانند، به یک پادشاه یا یک حکومت مرکزی قوی نیاز دارند (پادشاهی) |
دهخدا چگونه این کتاب را به فارسی برگرداند؟
علیاکبر دهخدا فقط یک مترجم معمولی نبود. او یک فرهنگنویس بزرگ بود. یعنی کلمهها را خیلی خوب میشناخت. وقتی او «روحالقوانین» را ترجمه میکرد، سعی میکرد سختترین جملههای فرانسوی را با زیباترین و سادهترین کلمههای فارسی بنویسد.
کار دهخدا خیلی مهم بود چون در آن زمان (حدود 100 سال پیش) بسیاری از مردم ایران هنوز با اندیشهٔ دموکراسی و قانون اساسی [3] آشنا نبودند. ترجمهٔ این کتاب به ایرانیان کمک کرد تا بفهمند حکومتها چه شکلهای مختلفی میتوانند داشته باشند و چطور مردم میتوانند در سرنوشت خودشان نقش داشته باشند.
قانونهای خشک و بیروح در مقابل قانونهای زنده
منتسکیو در کتابش به ما یاد میدهد که قانون نباید خیلی خشک و سخت باشد. مثلاً فرض کنید قانونی داریم که میگوید: «همهٔ مردم باید ساعت 6 صبح از خواب بیدار شوند». این قانون برای یک روستایی که صبح زود بیدار میشود خوب است، اما برای یک نویسنده که تا دیروقت بیدار میماند و صبح دیرتر از خواب بلند میشود، یک قانون بد و ناعادلانه است.
منتسکیو میگوید قانون خوب، قانونی است که «روح» داشته باشد؛ یعنی انعطافپذیر باشد و به درد مردم عادی بخورد، نه اینکه فقط روی کاغذ قشنگ به نظر برسد.
وقتی دهخدا این کتاب را ترجمه کرد، واقعاً به مردم ایران کمک کرد تا چشمهایشان را باز کنند و دنیای سیاست و قانون را بهتر ببینند. این کتاب مثل یک معلم مهربان به آنها یاد داد که چطور یک جامعهٔ خوب بسازند.
سه سوال اساسی دربارهٔ «روحالقوانین»
پاسخ: نه، منتسکیو نمیگوید پادشاهان همیشه بد هستند. او میگوید پادشاه اگر قوانین را درست اجرا کند و به فکر مردم باشد، میتواند خوب باشد. اما اگر پادشاه فقط به فکر خودش باشد و قانونهای ظالمانه وضع کند، آن وقت مردم حق دارند که او را عوض کنند. این درس مهمی بود که دهخدا برای مردم ایران ترجمه کرد.
پاسخ: دهخدا یک سیاستمدار و وکیل باهوش بود [4]. او دید که در دوران او (زمان انقلاب مشروطه در ایران) مردم نیاز دارند بدانند قدرت چطور باید تقسیم شود تا کسی نتواند به مردم ظلم کند. کتاب «روحالقوانین» دقیقاً همین را توضیح میداد. پس دهخدا این کتاب را انتخاب کرد تا به حرفهای مردم ایران در آن زمان نظم و دانش بدهد.
پاسخ: «روح» در اینجا یعنی «چرایی» یا «هدف». روحالقوانین یعنی «هدف و دلیل اصلی قوانین». منتسکیو میگوید ما نباید فقط متن قانون را حفظ کنیم؛ باید بفهمیم که آن قانون برای چه هدفی ساخته شده است. مثلاً قانون «حق عبور» [5] برای این است که مردم بتوانند راحت به خیابان بروند، نه برای این که پلیس بتواند هر کسی را جریمه کند!
چرا این کتاب هنوز هم مهم است؟
ایدههای منتسکیو که در این کتاب است، مثل قوهٔ مقننه (کسانی که قانون میسازند)، قوهٔ مجریه (کسانی که قانون را اجرا میکنند) و قوهٔ قضائیه (کسانی که قضاوت میکنند)، هنوز هم در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله ایران استفاده میشود. دهخدا با ترجمهٔ این کتاب، این ایدهها را برای ما فارسیزبانها قابل فهم کرد.
پاورقیها
[1]منتسکیو (Montesquieu): یک فیلسوف و نویسندهٔ فرانسوی که حدود 300 سال پیش زندگی میکرد. او یکی از پایهگذاران علم جامعهشناسی و اندیشهٔ سیاسی مدرن است.
[2]علیاکبر دهخدا (Dehkhoda): دانشمند بزرگ ایرانی، بنیانگذار لغتنامهٔ دهخدا که بزرگترین فرهنگ لغت فارسی است. او همچنین یک سیاستمدار و روزنامهنگار بود.
[3]قانون اساسی (Constitution): یک کتاب یا سند بسیار مهم که پرچم و راهنمای یک کشور است. همهٔ قوانین دیگر باید با قانون اساسی جور دربیایند.
[4]انقلاب مشروطه (Constitutional Revolution): یک جنبش بزرگ در ایران که حدود 120 سال پیش اتفاق افتاد. مردم خواستند که پادشاه قدرت مطلق نداشته باشد و یک مجلس قانونگذاری تشکیل شود.
[5]حق عبور (Right of way): یعنی اجازهٔ قانونی برای عبور از یک مسیر یا خیابان، حتی اگر آن مسیر مالک خصوصی داشته باشد. مثال معروف آن راههای عشایری یا کوچههای قدیمی است.