گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

ظهیری سمرقندی، محمّدبن علی: نویسنده و مترجمی از قرن پنجم هجری که «سندبادنامه» را به نثر فارسی دری روان ترجمه کرد.

بروزرسانی شده در: 22:27 1405/02/23 مشاهده: 114     دسته بندی: کپسول آموزشی

ظهیری سمرقندی: نویسنده و مترجم توانای قرن پنجم

آشنایی با مردی که «سندبادنامه» را به نثر روان فارسی دری ترجمه کرد
خلاصه: در این مقاله با زندگی و کارهای «ظهیری سمرقندی» آشنا می‌شوید. او نویسنده و مترجمی بود که در حدود ۱۰۰۰ سال پیش (قرن پنجم هجری) زندگی می‌کرد. کار مهم او ترجمهٔ کتاب «سندبادنامه» از زبان عربی به نثر روان «فارسی دری» است. در این مقاله می‌خوانیم چرا کار او ارزشمند بود، «سندبادنامه» چه داستان‌هایی دارد و چگونه ظهیری سمرقندی با قلم ساده‌اش، خواندن کتاب را برای همه آسان کرد.

ظهیری سمرقندی که بود و در کجا زندگی می‌کرد؟

ظهیری سمرقندی با نام کامل «محمد بن علی» یکی از نویسندگان و مترجمان «قرن پنجم هجری» است. قرن پنجم هجری یعنی حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال بعد از هجرت پیامبر اسلام (ص) به مدینه. اگر این سال‌ها را به سال میلادی تبدیل کنیم، می‌شود حدود ۱۰۰۰ تا ۱۱۰۰ سال پیش. او در شهر «سمرقند» زندگی می‌کرد. سمرقند یکی از شهرهای باستانی و زیباست که امروز در کشور «ازبکستان» قرار دارد. در آن زمان، سمرقند یک مرکز بزرگ علمی و فرهنگی بود. مردم در آن شهر به زبان‌های گوناگونی از جمله «فارسی دری» و عربی صحبت می‌کردند.

ظهیری سمرقندی به دو زبان فارسی دری و عربی تسلط کامل داشت. به همین دلیل می‌توانست کتاب‌های عربی را به فارسی ترجمه کند. کار ترجمه مثل این می‌ماند که یک نامه به زبان انگلیسی نوشته شده باشد و شما آن را برای دوستتان که فقط فارسی می‌داند، به فارسی روان بازگو کنید. ظهیری سمرقندی دقیقاً همین کار را برای کتاب «سندبادنامه» انجام داد.

نکته: نام «ظهیری» برگرفته از واژهٔ «ظهیر» به معنای «یاری‌کننده» یا «پشتیبان» است. او این نام را احتمالاً به دلیل شغل یا صفت خود برگزیده بود.

سندبادنامه چیست و چه داستان‌هایی دارد؟

«سندبادنامه» یک کتاب قدیمی و ارزشمند است که مجموعه‌ای از داستان‌های پندآموز را در خود جای داده است. این داستان‌ها دربارهٔ مردی به نام «سندباد» است. شخصیت اصلی داستان سندباد نیست، بلکه یک وزیر دانا و هفت فیلسوف زن هستند. داستان اصلی از این قرار است: یک پادشاه می‌خواهد وزیر دانای خود را بکشد. اما وزیر هر شب یک داستان جذاب تعریف می‌کند و اعدام خود را به فردا می‌اندازد. این کار هفت شب ادامه پیدا می‌کند و هر شب یکی از فیلسوفان زن داستان تازه‌ای می‌گوید. در نهایت پادشاه از تصمیم خود منصرف می‌شود. داستان‌های «سندبادنامه» پر از حیوانات سخنگو، پادشاهان، بازرگانان و اتفاقات جادویی است.

برای مثال، در یکی از داستان‌های «سندبادنامه» می‌خوانیم که چگونه یک گربهٔ دانا، صاحب خود را از یک خطر بزرگ نجات می‌دهد. در داستان دیگر، یک موش کوچک با هوشیاری خود، جان یک لاک‌پشت را از دست یک شکارچی نجات می‌دهد. این داستان‌ها به ما یاد می‌دهند که همیشه باید با عقل و تدبیر کارها را انجام دهیم و هرگز به ظاهر افراد قضاوت نکنیم.

چرا ترجمهٔ ظهیری سمرقندی مهم و ارزشمند است؟

در زمان ظهیری سمرقندی، بسیاری از کتاب‌های علمی و ادبی به زبان عربی نوشته می‌شدند. اما همهٔ مردم ایران و مناطق فارسی‌زبان، عربی نمی‌دانستند. به همین دلیل، اگر کسی می‌خواست داستان‌های «سندبادنامه» را بخواند، حتماً باید عربی یاد می‌گرفت. ظهیری سمرقندی این مشکل را حل کرد. او «سندبادنامه» را از عربی به «نثر روان فارسی دری» ترجمه کرد. «نثر روان» یعنی جملات ساده و کوتاه که به آسانی فهمیده می‌شوند. این کار باعث شد که حتی کودکان و افراد معمولی هم بتوانند از خواندن این داستان‌های جذاب لذت ببرند.

برای درک بهتر، فرض کنید یک کتاب داستان بسیار جالب به زبان انگلیسی دارید. دوست شما که انگلیسی بلد نیست، نمی‌تواند آن را بخواند. اگر شما همان داستان را با فارسی روان و ساده برای او تعریف کنید، دوست شما هم از داستان لذت خواهد برد. ظهیری سمرقندی دقیقاً همین کار را برای همهٔ مردم ایران باستان انجام داد.

ویژگی ترجمه توضیح به زبان ساده مثال
روانی و سادگی جملات کوتاه و قابل فهم برای همه «پادشاه گفت: برو و این کار را انجام بده.»
استفاده از واژه‌های فارسی به جای واژه‌های عربی سخت، از واژه‌های سادهٔ فارسی استفاده می‌کرد «بایستن» به جای «لزوم داشتن»
حفظ زیبایی داستان مفهوم و جذابیت داستان اصلی را حفظ کرده بود بازگو کردن کامل و دقیق ماجراهای خنده‌دار و عبرت‌آموز

کاربرد عملی ترجمهٔ ظهیری سمرقندی در زندگی امروز ما

امروزه نیز می‌توانیم از روش ظهیری سمرقندی الهام بگیریم. هر زمان که مطلب مهمی را یاد می‌گیریم، بهتر است آن را با زبان ساده برای دیگران توضیح دهیم. برای مثال، اگر در مدرسه درس جدیدی در مورد «گردش آب در طبیعت» یاد گرفته‌اید، می‌توانید آن را برای خواهر یا برادر کوچکترتان با مثال‌های ساده تعریف کنید: «آب از دریا بخار می‌شود، به آسمان می‌رود، ابر می‌شود و دوباره به صورت باران به زمین برمی‌گردد.» ظهیری سمرقندی هم همین کار را با داستان‌های «سندبادنامه» انجام داد. او مطالب عمیق و پیچیدهٔ پندآموز را به داستان‌های ساده و شیرین تبدیل کرد که هم کودکان و هم بزرگسالان از شنیدن آنها لذت می‌بردند و درس زندگی می‌گرفتند.

همچنین اگر به کتابخانه بروید و نسخهٔ فارسی «سندبادنامه» را بردارید، بدانید که بخش بزرگی از آنچه می‌خوانید، حاصل تلاش کسی است که هزار سال پیش با عشق و دقت، آن را از زبانی به زبان دیگر برگردانده تا شما امروز بتوانید از خواندنش لذت ببرید. این یعنی یک مترجم خوب، مانند پلی است که ملت‌ها و نسل‌های مختلف را به هم وصل می‌کند.

سه پرسش چالشی دربارهٔ ظهیری سمرقندی و سندبادنامه

پرسش ۱: چرا ظهیری سمرقندی تصمیم گرفت «سندبادنامه» را به فارسی روان ترجمه کند؟

پاسخ: چون در آن زمان بسیاری از مردم فارسی‌زبان، عربی نمی‌دانستند و نمی‌توانستند داستان‌های جذاب «سندبادنامه» را بخوانند. او می‌خواست این گنجینهٔ ادبی و پندآموز در دسترس همه قرار گیرد.

پرسش ۲: «نثر روان» چیست و چه فرقی با نثر سخت دارد؟

پاسخ: «نثر روان» به نوشته‌ای گفته می‌شود که جملاتش کوتاه، ساده و قابل فهم است. نثر سخت یعنی جملات بلند، کلمات دشوار و ساختار پیچیده که خواندن را برای همه سخت می‌کند. ظهیری سمرقندی نثر «سندبادنامه» را روان کرد تا همه بتوانند از آن لذت ببرند.

پرسش ۳: آیا «سندبادنامه» با داستان‌های «هزار و یک شب» ارتباط دارد؟

پاسخ: بله، هر دو کتاب از داستان‌های معروف کهن هستند و ساختار «داستان در داستان» دارند. در «سندبادنامه» وزیر داستان می‌گوید تا از مرگ نجات یابد و در «هزار و یک شب» هم شهریار زاده داستان می‌گوید تا زنده بماند. اما این دو کتاب کاملاً با هم فرق دارند و نویسندگان متفاوتی دارند.

ظهیری سمرقندی با ترجمهٔ «سندبادنامه» به نثر روان فارسی دری، گنجینه‌ای از داستان‌های پندآموز را برای همیشه در اختیار فارسی‌زبانان قرار داد. کار او نشان می‌دهد که یک مترجم می‌تواند مانند چراغی در تاریکی، راه رسیدن به دانش و لذت ادبیات را برای همه روشن کند. امروز ما با خواندن «سندبادنامه» نه تنها از داستان‌های شیرین آن لذت می‌بریم، بلکه یاد می‌گیریم که چگونه عقل و تدبیر می‌تواند انسان را از خطرها نجات دهد. همچنین در می‌یابیم که ترجمهٔ درست و روان، ارزش یک اثر را چند برابر می‌کند و آن را از انزوا بیرون می‌آورد.

پاورقی‌ها

1قرن پنجم هجری: به دورهٔ ۱۰۰ ساله از سال ۴۰۱ تا ۵۰۰ بعد از هجرت پیامبر اسلام (ص) گفته می‌شود. معادل میلادی آن تقریباً سال‌های ۱۰۱۰ تا ۱۱۰۷ میلادی است.

2فارسی دری: نام دیگر زبان فارسی است که در گذشته در مناطق شرقی ایران بزرگ مانند خراسان و سمرقند رواج داشت. معادل انگلیسی آن (Dari Persian) است.

3نثر روان: نوعی نوشتن است که در آن جملات کوتاه هستند، کلمات ساده به کار رفته‌اند و خواننده به راحتی منظور نویسنده را می‌فهمد. معادل انگلیسی آن (Fluid Prose) است.

4سندبادنامه: کتابی کهن شامل داستان‌های پندآموز با ساختار «داستان در داستان». معادل انگلیسی آن (Sindbad Nameh) است.

5هزار و یک شب: مجموعه‌ای از داستان‌های کهن خاورمیانه و جنوب آسیا که با ساختار داستان‌های قاب‌بندی شده نوشته شده است. معادل انگلیسی آن (One Thousand and One Nights) است.