فرم رأس سهمی: کلید طلایی تحلیل سهمیها
۱. چیستی فرم رأس و ارتباط آن با فرم استاندارد
هر معادلۀ درجۀ دوم به فرم استاندارد $y = ax^2 + bx + c$ را میتوان به فرم رأس $y = a(x-h)^2 + k$ تبدیل کرد. در این نمایش، نقطۀ $(h,k)$ رأس سهمی و خط $x=h$ محور تقارن آن است. ضریب $a$ نیز تعیین میکند که سهمی به سمت بالا باز شود ($a \gt 0$) یا به سمت پایین ($a \lt 0$). این فرم دیدگاه دقیقتری از موقعیت و شکل سهمی نسبت به فرم استاندارد ارائه میدهد.برای مثال، سهمی $y = 2x^2 - 8x + 5$ را در نظر بگیرید. با تکمیل مربع[3] میتوان آن را به فرم رأس تبدیل کرد:
۲. روشهای تعیین رأس: از فرمول تا تکمیل مربع
برای یافتن مختصات رأس یک سهمی، دو روش رایج وجود دارد:| روش | فرآیند | مثال ( $y = -x^2+4x-1$ ) |
|---|---|---|
| استفاده از فرمول | طول رأس از رابطۀ $h = \frac{-b}{2a}$ و عرض آن از $k = f(h)$ | $a=-1, b=4 \Rightarrow h = \frac{-4}{2(-1)} = 2$ $k = - (2)^2 +4(2)-1 = 3$ رأس: $(2,3)$ |
| تکمیل مربع | تبدیل معادله به فرم $y = a(x-h)^2+k$ | $y = -(x^2-4x) -1 = -(x^2-4x+4-4)-1$ $= -( (x-2)^2 -4)-1 = -(x-2)^2 +4-1$ $= -(x-2)^2 +3$$\Rightarrow$ رأس: $(2,3)$ |
۳. کاربرد عملی: از پرتاب توپ تا طراحی طاق پل
فرم رأس سهمی در بسیاری از زمینههای علمی و مهندسی کاربرد دارد. در فیزیک، معادلۀ حرکت پرتابهها به صورت سهمی است. فرض کنید توپی با سرعت اولیه به هوا پرتاب میشود و ارتفاع آن بر حسب زمان از رابطۀ $h(t) = -5t^2 + 20t + 1$ بهدست میآید. با نوشتن آن به فرم رأس:در معماری، از خاصیت سهمی برای طراحی پلها و طاقها استفاده میشود. مهندسان با نوشتن معادلۀ قوس به فرم رأس، نقطۀ اوج (مرتفعترین نقطه) و دهانۀ آن را بهدقت تعیین میکنند تا فشار وارده را بهینه سازند.
۴. چالشهای مفهومی (پرسش و پاسخ)
پاسخ: اگر $a=0$ باشد، معادله به شکل $y = k$ درمیآید که نشاندهندۀ یک خط افقی است و دیگر سهمی نخواهد بود. شرط سهمی بودن، $a \neq 0$ است.
پاسخ: دامنۀ توابع درجۀ دوم همیشه مجموعۀ اعداد حقیقی ($\mathbb{R}$) است. برد تابع به علامت $a$ و مقدار $k$ بستگی دارد. اگر $a \gt 0$، سهمی رو به بالا است و برد $[k, +\infty)$ خواهد بود. اگر $a \lt 0$، برد $(-\infty, k]$ است.
پاسخ: بله. برای یافتن نقاط برخورد با محور $x$ها ($y=0$)، معادلۀ $a(x-h)^2 + k = 0$ را حل میکنیم: $(x-h)^2 = -\frac{k}{a}$. اگر سمت راست نامنفی باشد، دو ریشه (یک ریشه مضاعف یا دو ریشۀ متمایز) خواهیم داشت که فاصلۀ آنها از خط تقارن $x=h$ برابر است.
پاورقیها
2خط تقارن (Axis of Symmetry): خطی عمودی به معادلۀ $x=h$ که سهمی را به دو نیمۀ قرینۀ چپ و راست تقسیم میکند و از رأس سهمی میگذرد.
3تکمیل مربع (Completing the Square): روشی جبری برای بازنویسی یک عبارت درجۀ دوم به صورت مربع کامل یک دو جملهای بهعالوۀ یک مقدار ثابت.