حلال کروماتوگرافی: مایعی که مواد را در کروماتوگرافی جابهجا میکند
حلال کروماتوگرافی دقیقاً چیست؟
در کروماتوگرافی، ما دو فاز اصلی داریم: فاز ساکن (مثل کاغذ یا لایه نازک سیلیکا) که مواد به آن میچسبند، و فاز متحرک که همان حلال کروماتوگرافی است. کار این مایع، حل کردن نمونه و کشیدن آن روی فاز ساکن است. هر ماده با توجه به ساختار شیمیایی خود، تمایل متفاوتی به فاز ساکن و حلال دارد. مواد پرتمایل به حلال، سریعتر حرکت میکنند و آنهایی که به فاز ساکن میچسبند، عقب میمانند. این اختلاف سرعت، همان راز جداسازی رنگها در یک آزمایش سادهٔ خودکار است. برای درک بهتر، به یک مسابقهٔ دو میدانی فکر کنید. فاز ساکن، زمین گلآلود است و حلال، بادی است که از پشت به دوندهها میوزد. دوندهای که سبکتر است (تمایل زیاد به حلال) باد او را سریعتر به جلو میراند. دوندهٔ سنگینتر (تمایل زیاد به زمین) بیشتر در گل میماند و عقب میافتد.انواع حلالها از نظر «قطبیت»
مهمترین ویژگی یک حلال کروماتوگرافی، قطبیت آن است. قطبیت یعنی توزیع نابرابر بار الکتریکی در مولکول. برخی حلالها مثل آب، بسیار قطبی هستند و برخی مثل هگزان، ناقطبی. قانون کلی این است: «مواد مشابه، مشابه را حل میکنند». بنابراین، یک مادهٔ قطبی در حلال قطبی خوب حل میشود و حرکت میکند، در حالی که در حلال ناقطبی ممکن است اصلاً از جایش تکان نخورد.| نام حلال | قطبیت | مورد استفاده برای | مثال جداسازی |
|---|---|---|---|
| آب | بسیار قطبی | جداسازی نمکها، قندها و رنگهای خوراکی | رنگهای موجود در نوشابه |
| اتانول (الکل) | قطبی | جداسازی رنگدانههای گیاهی (کلروفیل) | عصارهٔ برگ اسفناج |
| استون | نسبتاً قطبی | جداکنندهٔ قوی جوهر خودکار و لاکها | رنگهای ماژیک و نشانگر |
| هگزان | ناقطبی | جداسازی چربیها، روغنها و ویتامینها | رنگدانهٔ کاروتن در هویج |
چرا گاهی از مخلوط حلالها استفاده میکنیم؟
به ندرت پیش میآید که یک حلال خالص بتواند مخلوطی پیچیده از مواد را به خوبی از هم جدا کند. معمولاً دانشمندان از ترکیب دو یا چند حلال با قطبیتهای مختلف استفاده میکنند تا قدرت جداسازی را تنظیم کنند. به این کار بهینهسازی فاز متحرک میگویند. با تغییر نسبت حلالها در مخلوط، میتوانیم سرعت حرکت مواد را کنترل کنیم. برای مثال، در کروماتوگرافی لایه نازک، برای جداسازی سه مادهٔ A (بسیار قطبی)، B (نسبتاً قطبی) و C (ناقطبی) ممکن است از مخلوطی از اتانول و هگزان استفاده کنیم. اگر هگزان بیشتر باشد، فقط C حرکت میکند. با افزودن تدریجی اتانول، B و سپس A نیز شروع به حرکت میکنند. نسبت مناسب، جایی است که هر سه ماده به خوبی از هم فاصله بگیرند.کاربرد عملی: تشخیص داروهای تقلبی با یک قطره حلال
تصور کنید یک داروساز به قرصی مشکوک است. او میخواهد بداند قرص اصلی است یا تقلبی. مقدار بسیار کمی از نمونه را در یک حلال مناسب (مثلاً متانول) حل کرده و روی صفحهٔ کروماتوگرافی (فاز ساکن) قرار میدهد. سپس صفحه را درون یک محفظهٔ شیشهای حاوی مخلوط خاصی از حلالها (مثلاً استات اتیل و هگزان) قرار میدهد. حلال از روی صفحه بالا میرود و مواد موجود در نمونه را با خود جابهجا میکند. بعد از اتمام کار، نقاطی روی صفحه ظاهر میشود. اگر تعداد نقاط و جای آنها با نمونهٔ اصلی دارو دقیقاً یکسان باشد، دارو اصل است. اگر نقاط اضافی یا کمتری ببیند، یعنی دارو تقلبی یا ناخالص است. همهٔ این تشخیص ارزشمند، مدیون انتخاب درست حلال کروماتوگرافی است.چالشهای مفهومی
زیرا اگر حلال از نقطهٔ نمونه بالاتر باشد، نمونه مستقیماً درون حلال حل میشود و دیگر فرصتی برای حرکت روی کاغذ (فاز ساکن) پیدا نمیکند. در این حالت، جداسازی به درستی انجام نمیشود و همهٔ مواد با هم و به صورت یک لکهٔ پخش شده حرکت میکنند. حلال باید از پایین نقطهٔ نمونه شروع به حرکت کند و ضمن عبور از کنار آن، مواد را با خود بردارد.
اگر ماده در حلال حل نشود، اصلاً از جایش تکان نمیخورد و در نقطهٔ شروع باقی میماند. حلال بیفایده است و جداسازی رخ نمیدهد. این مشکل وقتی پیش میآید که قطبیت ماده و حلال بسیار متفاوت باشد. مثلاً روغن (ناقطبی) در آب (قطبی) حل نمیشود و روی آن شناور میماند. راه حل، انتخاب حلالی با قطبیت مناسب یا استفاده از مخلوط حلالهاست.
این پدیده که «دمکشیدگی» نام دارد، اغلب به دلیل انتخاب نامناسب حلال یا بارگذاری بیش از حد نمونه رخ میدهد. اگر حلال خیلی قوی باشد، ماده بیش از حد سریع حرکت میکند و با خود حلال بیشتری حمل میکند که باعث پخش شدن آن میشود. همچنین اگر نمونه ناخالصی داشته باشد که با حلال تداخل کند، این مشکل دیده میشود. تنظیم دقیق ترکیب حلال میتواند این مشکل را برطرف کند.