صفتگذاری در خبر: وقتی کلمات رنگ احساس میگیرند
صفت چیست و در خبر چه نقشی دارد؟
صفت کلمهای است که یک اسم را توصیف میکند. در خبرنویسی، صفتها مثل رنگهایی هستند که بر روی طرح سیاه و سفید واقعیت زده میشوند. یک خبرگزاری ممکن است در گزارش یک تظاهرات از عبارت «تظاهرات مسالمتآمیز» استفاده کند و دیگری همان رویداد را «اغتشاش گسترده» بنامد. هر دو در حال توصیف یک اتفاق هستند، اما صفتهای انتخاب شده (مسالمتآمیز در مقابل اغتشاش) احساس کاملاً متفاوتی را به خواننده القا میکنند.
هدف اصلی خبر، انتقال واقعیتها است. صفتها وقتی برای افزایش دقت به کار میروند مفیدند؛ مثل «سقوط مهیب بورس» که بزرگی رویداد را میرساند. اما مشکل زمانی آغاز میشود که صفتها برای القای احساس، قضاوت یا توجیه یک موضع خاص استفاده شوند.
| نوع صفتگذاری | هدف | مثال | تأثیر احساسی |
|---|---|---|---|
| احساسی/عاطفی | برانگیختن همدردی، ترس، خشم یا شادی | «فاجعهبار1» ، «قلبخراش» ، «روحافزا» | مخاطب را درگیر احساس شدید میکند و ممکن است قضاوت منطقی را کاهش دهد. |
| ارزشی/قضاوتی | دادن برچسب خوب/بد، درست/نادرست | «خشونتآمیز» ، «غیرقانونی» ، «ستودنی» | به مخاطب میگوید چه فکری کند و موضع مشخصی را به او تحمیل مینماید. |
| کمیساز/دقیق | افزایش شفافیت و درک بهتر اندازه/میزان | «افت 3 درصدی» ، «طوفان سهمگین» | به درک عینی و واقعبینانهتر کمک میکند. جهتگیری احساسی کمتری دارد. |
| تبلیغاتی/اغواگرانه | ترغیب مخاطب به انجام کاری یا باور به چیزی | «معجزهآسا» (برای یک دارو)، «انقلابی» (برای یک محصول) | انتظارات غیرواقعی ایجاد میکند و ممکن است منجر به تصمیمگیری اشتباه شود. |
چگونه صفتها ذهن ما را جهتدهی میکنند؟ (مکانیزم تأثیر)
صفتها مانند فیلترهای رنگی روی دوربین عمل میکنند. آنها واقعیت را تغییر نمیدهند، اما نحوه دیدن ما را تغییر میدهند. این فرآیند اغلب در پسزمینه ذهن و به شکل ناخودآگاه رخ میدهد.
وقتی بارها و بارها در اخبار، یک گروه با صفتهای منفی مانند «تروریست» یا «خرابکار» توصیف شود، ذهن ما بهطور خودکار یک ارتباط احساسی منفی با آن گروه برقرار میکند، حتی اگر اطلاعات کاملی درباره آنان نداشته باشیم. به این پدیده «برچسبزنی2» میگویند.
یک بازی فکری: مقایسه تیترهای مختلف برای یک رویداد
فرض کنید در یک مسابقه فوتبال بین دو تیم محلی، تماشاگران تعدادی صندلی را شکستهاند. بیایید ببینیم خبرگزاریهای مختلف چگونه این خبر را عنوان میکنند:
| جهتگیری خبری | تیتر پیشنهادی (با صفتهای رنگی) | تجزیه و تحلیل صفتها |
|---|---|---|
| خنثی و واقعگرا | «تخریب تعدادی صندلی در ورزشگاه پس از بازی فوتبال» | فعل «تخریب» واقعیت را بدون بار احساسی اضافه بیان میکند. صفت جهتدار خاصی ندارد. |
| منفی و محکومکننده | «هرج و مرج و وحشیگری تماشاگران در ورزشگاه» | صفت احساسی منفی «وحشیگری» و عبارت «هرج و مرج» خشم و تقبیح شدید را القا میکنند. |
| توجیهگر یا کماهمیتکننده | «شور و هیجان جوانان پس از بازی منجر به آسیب دیدگی مختصر صندلیها شد» | صفت احساسی مثبت «شور و هیجان» عمل را طبیعی و قابل درک جلوه میدهد و «مختصر» شدت حادثه را کماهمیت نشان میدهد. |
همان طور که میبینید، یک واقعیت واحد میتواند بسته به صفتهای استفاده شده، به سه داستان کاملاً متفاوت تبدیل شود. مخاطب هر کدام از این تیترها، احساس و قضاوت متفاوتی خواهد داشت.
راهنمای عملی: چگونه خبرهای جهتدار را تشخیص دهیم؟
حالا که با مکانیزم صفتگذاری آشنا شدیم، میتوانیم مانند یک کارآگاه رسانهای، خبرهای جهتدار را شناسایی کنیم. این کار نیاز به تمرین دارد. در ادامه یک چکلیست ساده ارائه شده است:
۱. به صفتها دقت کنید: در تیتر و متن خبر، زیر صفتهای مهم خط بکشید. از خود بپرسید: «اگر این صفت را حذف کنم، معنای خبر تغییر میکند؟ آیا این صفت یک احساس (مثبت/منفی) یا یک قضاوت به خبر اضافه میکند؟»
۲. مقایسه کنید: همان خبر را از یک منبع دیگر (ترجیحاً با خطمشی متفاوت) جستوجو کنید. تفاوتهای صفتگذاری چه چیزی را نشان میدهد؟
۳. واقعیت را از توصیف جدا کنید: سعی کنید هسته مرکزی خبر (کی، کجا، چه چیزی، چه زمانی) را بدون صفتهای توصیفی بنویسید. این به شما کمک میکند اصل ماجرا را ببینید.
۴. به واژههای مطلق گوش به زنگ باشید: صفتهایی مانند «همه»، «هیچکس»، «همیشه»، «هرگز»، «کاملاً»، «وحشتناک» اغلب برای بزرگنمایی یا کوچکنمایی واقعیت به کار میروند.
مثال عملی: در گزارش یک تصادف، عبارت «راننده بیاحتیاط باعث فاجعه شد» را میخوانید. این صفت (بیاحتیاط) یک قضاوت است. خبر بیطرفتر ممکن است بگوید: «بررسیها درباره علت تصادف ادامه دارد» یا «بر اساس اعلام پلیس، سرعت غیرمجاز عامل تصادف بوده است» که بر یک واقعیت عینی (سرعت غیرمجاز) تأکید دارد.
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاورقی
1فاجعهبار (Catastrophic): صفتی که یک رویداد را با بزرگترین میزان تخریب و بدبختی توصیف میکند.
2برچسبزنی (Labeling): یک روش جهتدهی در رسانه که در آن به افراد، گروهها یا پدیدهها، صفت یا نامی خاص و اغلب باردار داده میشود تا نگرش مخاطب نسبت به آنها از پیش تعیین شود.
سواد رسانهای (Media Literacy): توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی و خلق محتوا در اشکال مختلف رسانهای.
خطمشی editorial (Editorial Policy): مجموعهای از اصول و رهنمودها که جهتگیری کلی و موضعگیریهای یک رسانه را تعیین میکند.
