کارل گوستاو یونگ از ابتدا به دنبال این بود که یک نقشه از روان شناسی عمومی ارائه دهد تا بتواند مرزهای روان را از بالاترین تا پایین ترین و از نزدیکترین تا دورترین کرانه های آن به تصویر بکشد؛ یک نقشه ی حقیقی و راستین از روح! که ادمی نقشی در آن ندارد و فقط حامل آن است.در حقیقت هدف یونگ به دست آوردن یک دیدکلی و گسترده نسبت به روان و درک روان همانند یک کل بود تا بتواند از این دیدگاه، جزئیات گوناگون را در ارتباط متقابل پویایشان ببیند در نتیجه حوزه هایی مثل واژه شناسی، تاریخ، باستان شناسی، اسطوره شناسی، مردم شناسی، قوم شناسی، فلسفه، الهیات، علوم تربیتی و زیست شناسی را برای روانشناسی با ارزش و سودمند میدانست.
کدام یک باعث تقویت متن نمیشود؟
1 )
انسان مالک چیزهای بسیاری است که خود هرگز آنها را به دست نیاورده بلکه میراث مشترکی بوده است.یونگ میگوید: روان ناحیه ای درفضای میان ماده ی محض و روح یا میان غریزه و کهن الگو کشیده شده است و روی هر پایانه روزنه هایی است که اجازه می دهد اطلاعات به درون روان راه یابند.
3 )
تمام الگوهای اطلاعاتی، ریشه در یک سرچشمه واحد دارند.
4 )
دین الهی، روح و روان ادمی را می شناسد و برای آن برنامه ریزی کرده است.پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!