گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

روش شش کلاه تفکر: روشی برای بررسی یک مسئله از شش دیدگاه مختلف برای تصمیم‌گیری بهتر

بروزرسانی شده در: 19:30 1404/10/16 مشاهده: 34     دسته بندی: کپسول آموزشی

روش شش کلاه تفکر: جادوی تصمیم‌گیری گروهی

یک نقشه راه ساده و قدرتمند برای بررسی هر موضوعی از شش دیدگاه کاملاً متفاوت
آیا تا به حال در یک جلسه بحث و گفت‌وگو شرکت کرده‌اید که هر کسی فقط از دیدگاه خودش دفاع کند و در نهایت هیچ تصمیم خوبی گرفته نشود؟ روش شش کلاه تفکر،تفکر موازی راه‌حلی است که توسط ادوارد دبونو1 ابداع شد. این روش با تقسیم تفکر به شش حالت یا "کلاه" رنگی، به افراد و گروه‌ها کمک می‌کند تا از تفکر انتقادی و خلاقانه‌تری برخوردار شوند، تصمیم‌گیری بهتری داشته باشند و از بن‌بست در مباحث جلوگیری کنند. در این مقاله، با زبانی ساده و با مثال‌های ملموس، این روش جذاب را گام‌به‌گام یاد خواهیم گرفت.

ماجرای تولد روش شش کلاه: چرا ما به این روش نیاز داریم؟

ذهن انسان تمایل دارد در یک زمان، کارهای زیادی انجام دهد. هنگام فکر کردن درباره یک مشکل، ممکن است همزمان به احساسات، منطق، اطلاعات و ریسک‌ها فکر کنیم. این موضوع شبیه این است که بخواهیم با چند توپ متفاوت همزمان ژانگل بزنیم! نتیجه اغلب سردرگمی، بحث‌های بی‌ثمر و تصمیم‌های احساسی یا ناقص است. ادوارد دبونو با الهام از این مسئله، روش "شش کلاه تفکر" را طراحی کرد. کلاه در اینجا نماد یک "نقش" است. وقتی کلاه سفید بر سر می‌گذاریم، فقط نقش یک کامپیوتر بی‌عاطفه را بازی می‌کنیم که داده‌ها را ارائه می‌دهد. این کار باعث می‌شود تفکر ما متمرکز، منظم و بسیار کارآمد شود.

مثال ساده: فرض کنید قرار است با خانواده به اردو بروید. بدون این روش، ممکن است بحث اینگونه پیش برود: "من دوست دارم برویم فلانجا (احساس)، اما هوا ممکن است بارانی باشد (منفی‌بینی)، ولی پارک آبی آنجا خیلی معروف است (مثبت‌اندیشی)، اما پولش را داریم؟ (واقعیت)". همه این حرف‌ها درهم است. روش شش کلاه به ما می‌گوید: "بیایید اول فقط واقعیت‌ها (کلاه سفید) را بگوییم، سپس فقط احساسات (کلاه قرمز) را، بعد فقط نکات منفی (کلاه سیاه) و به همین ترتیب." این نظم، معجزه می‌کند.

آشنایی با شخصیت‌های شش‌گانه: معرفی هر کلاه

هر کلاه یک رنگ و یک شخصیت کاملاً مشخص دارد. درک نقش هر کلاه، کلید موفقیت در این روش است.

رنگ کلاه شخصیت و تمرکز سوالات کلیدی
سفید بی‌طرف و واقع‌نگر. فقط بر واقعیت‌ها، ارقام و اطلاعات موجود تمرکز می‌کند. چه اطلاعاتی داریم؟ چه اطلاعاتی نیاز داریم؟ واقعیت‌های خالص چیست؟
قرمز عاطفی و احساسی. به احساسات، شهود و درون‌بینی‌ها بدون نیاز به دلیل اجازه بروز می‌دهد. در این مورد چه حسی دارم؟ دل‌نگرانی‌ها یا هیجان‌های من چیست؟
سیاه محافظه‌کار و منتقد. به دنبال خطرات، اشتباهات، نقاط ضعف و دلایل عدم موفقیت است. چه چیزی ممکن است اشتباه شود؟ خطرات چیست؟ چرا این کار عملی نیست؟
زرد مثبت‌نگر و خوشبین. به مزایا، فرصت‌ها، ارزش‌ها و جنبه‌های امیدوارکننده می‌پردازد. مزایای این کار چیست؟ بهترین نتیجه ممکن کدام است؟ چرا ارزش امتحان کردن را دارد؟
سبز خلاق و رشد‌یافته. به دنبال ایده‌های جدید، جایگزین‌ها، نوآوری و "خارج از چارچوب" فکر کردن است. ایده‌های جدید چیست؟ آیا راه‌حل کاملاً متفاوتی وجود دارد؟ چه می‌شد اگر...؟
آبی مدیر و ناظر. بر فرآیند تفکر نظارت می‌کند، دستور کار را تنظیم می‌کند و جمع‌بندی می‌نماید. حالا باید چه کاری انجام دهیم؟مرحله بعدی چیست؟ جمع‌بندی ما از بحث چه بود؟
نکته طلایی: هیچ کلاهی بهتر از کلاه دیگر نیست! کلاه سیاه (منفی‌بینی) به اندازه کلاه سبز (خلاقیت) مهم است. کلاه سیاه مانند ترمز خودرو است. آیا می‌توانید ماشینی را بدون ترمز تصور کنید؟ خطرناک است! اما رانندگی فقط با ترمز هم ممکن نیست. هدف، استفاده متوازن از همه این نگاه‌هاست.

اجرا در عمل: چگونه یک جلسه شش کلاهی برگزار کنیم؟

این روش بسیار منعطف است. می‌تواند در گروه‌های دو یا سه نفره دانش‌آموزی تا جلسات رسمی بزرگ‌تر استفاده شود. مراحل اصلی به این صورت است:

1. تعریف مسئله: ابتدا موضوع یا تصمیم مورد نظر به وضوح بیان می‌شود. مثلاً: "آیا ما به عنوان شورای دانش‌آموزی، باید یک جشن پایان سال بزرگ برگزار کنیم؟"

2. انتخاب رهبر (کلاه آبی): یک نفر نقش مدیر جلسه (کلاه آبی) را بر عهده می‌گیرد. وظیفه او حفظ نظم، اعلام زمان‌بندی و تغییر کلاه‌ها و در نهایت جمع‌بندی است.

3. طی کردن ترتیب کلاه‌ها: رهبر از همه حاضرین می‌خواهد که همزمان "یک کلاه" را بر سر بگذارند و از آن دیدگاه صحبت کنند. ترتیب ثابتی وجود ندارد اما یک ترتیب متداول این است: سفید (واقعیت‌ها)سبز (ایده‌های جدید)زرد (مثبت‌ها)سیاه (منفی‌ها)قرمز (احساسات)آبی (جمع‌بندی).

4. صحبت کردن تحت هر کلاه: هر فرد فقط از دیدگاه همان کلاه صحبت می‌کند. اگر کلاه زرد بر سر است، همه باید فقط مزایا را بگویند، حتی اگر شخصاً مخالف آن ایده باشند. این تمرین، همکاری را جایگزین بحث و جدل می‌کند.

5. ثبت نظرات و نتیجه‌گیری: نظرات گفته شده ثبت می‌شود. در پایان، کلاه آبی همه اطلاعات جمع‌آوری شده از دیدگاه‌های مختلف را مرور می‌کند و به یک تصمیم آگاهانه کمک می‌کند.

یک مثال ملموس از مدرسه تا زندگی

بیایید موضوع ساده "خرید یک تبلت جدید برای درس‌خواندن" را با هم بررسی کنیم. فرض کنید این بحث بین شما و والدینتان در جریان است.

مرحله (کلاه) نظرات دانش‌آموز نظرات والدین
سفید (واقعیت‌ها) قیمت مدل مناسب 5 میلیون تومان است. باتری آن 10 ساعت کار می‌کند. بودجه فعلی خانواده برای این کار 3 میلیون تومان است. لپ‌تاپ قدیمی هنوز کار می‌کند.
سبز (خلاقیت) می‌توان بخشی از پول را از پس‌انداز خودم بدهم. می‌توان تبلت دست‌دوم خوبی پیدا کرد. می‌توان خرید را به سه ماه بعد موکول کرد و ماهانه پس‌انداز کرد. می‌توان از فروش لپ‌تاپ قدیم کمک گرفت.
زرد (مثبت) حمل آن آسان است. برای کلاس‌های آنلاین و نرم‌افزارهای آموزشی عالی است. می‌تواند به پیشرفت تحصیلی کمک کند. سرمایه‌گذاری برای آموزش است.
سیاه (منفی) ممکن است حواس‌پرتی ایجاد کند و برای بازی بیش از درس استفاده شود. هزینه بالایی دارد و ممکن است به بودجه سایر نیازها آسیب بزند. ممکن است زود خراب شود.
قرمز (احساس) خیلی دوست دارم صاحبش شوم. نگرانم دوستانم داشته باشند و من نداشته باشم. نگران اتلاف وقت فرزندم هستم. دوست دارم برایش بهترین چیزها را فراهم کنم اما در حد امکان.

حالا با اطلاعات کامل از همه دیدگاه‌ها، کلاه آبی (مثلاً یکی از والدین) جمع‌بندی می‌کند: "با توجه به واقعیت‌های مالی و مزایای آموزشی، پیشنهاد می‌کنیم هدف خرید تبلت را با هم دنبال کنیم. تو 1 میلیون از پس‌اندازت می‌گذاری، ما هم ماهی 1 میلیون کنار می‌گذاریم. در این سه ماه به دنبال مدل مناسب یا دست‌دوم خوب می‌گردیم. همچنین قوانینی برای استفاده درست از آن می‌نویسیم." این تصمیم، برآمده از یک تفکر همه‌جانبه است.

اشتباهات رایج و پرسش‌های مهم

سوال 1: آیا باید حتماً شش نفر باشیم تا از شش کلاه استفاده کنیم؟

پاسخ: خیر. حتی یک نفر هم می‌تواند از این روش استفاده کند! شما می‌توانید به تنهایی درباره یک تصمیم شخصی فکر کنید و به ترتیب از دیدگاه هر شش کلاه به آن نگاه کنید. در گروه‌های کوچک، همه افراد همزمان یک کلاه را بر سر می‌گذارند. در گروه‌های بزرگ می‌توان افراد را به تیم‌های رنگی تقسیم کرد.

سوال 2: بزرگترین اشتباه در استفاده از این روش چیست؟

پاسخ: دو اشتباه بزرگ وجود دارد. اول، برچسب زدن به افراد: مثلاً گفتن "تو همیشه کلاه سیاه می‌زنی!". این روش درباره نقش‌هاست، نه شخصیت افراد. دوم، عدم رعایت نظم: اگر اجازه دهیم هنگام صحبت با کلاه زرد، کسی بگوید "ولی این ضررش اینه..." (کلاه سیاه)، کل سیستم به هم می‌ریزد. رهبر جلسه (کلاه آبی) باید مراقب این مسئله باشد.

سوال 3: فرمول یا قانون ریاضی برای تصمیم نهایی وجود دارد؟

پاسخ: خیر، تصمیم نهایی یک فرمول مکانیکی نیست. این روش یک فرآیند سازمان‌یافته برای گردآوری اطلاعات است. تصمیم‌گیری نهایی بر عهده افراد است، اما اکنون با دیدگاهی کامل‌تر. می‌توان برای وزن دادن به نظرات از یک سیستم ساده امتیازدهی استفاده کرد. مثلاً به هر "مزایا" (زرد) و "معایب" (سیاه) یک امتیاز +1 یا -1 داد. اما در نهایت، احساسات (قرمز) و خلاقیت (سبز) هم بخش مهمی از معادله هستند که در هیچ فرمولی نمی‌گنجند. جمع‌بندی را می‌توان اینگونه نشان داد: $Decision = Facts(W) + Creativity(G) + Benefits(Y) - Risks(B) + Intuition(R)$ که در آن هر متغیر نماینده دیدگاه آن کلاه است.

جمع‌بندی: روش شش کلاه تفکر، یک ابزار ساده اما بسیار قدرتمند است که تفکر ما را از حالت پراکنده و دفاعی به سمت تفکر متمرکز و مشارکتی هدایت می‌کند. این روش نه تنها برای تصمیم‌گیری‌های گروهی در مدرسه، شورای دانش‌آموزی یا خانواده عالی است، بلکه می‌تواند مهارت فردی ما را در تحلیل مسائل شخصی زندگی به شدت افزایش دهد. یادگیری و تمرین این روش، یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه برای موفقیت در تحصیل و زندگی است.

پاورقی

1ادوارد دبونو (Edward de Bono): پزشک، روانشناس و نویسنده مالتایی-بریتانیایی که به عنوان پدر "تفکر جانبی2" شناخته می‌شود و کتاب‌های بسیاری در زمینه مهارت‌های تفکر نوشته است.

2تفکر جانبی (Lateral Thinking): روشی برای حل مسئله با استفاده از رویکردی غیرمستقیم و خلاقانه، به جای دنبال کردن گام‌به‌گام منطق صرف.

3تفکر موازی (Parallel Thinking): اصطلاحی که دبونو برای توصیف روش شش کلاه به کار برد، جایی که همه افراد همزمان در یک جهت (یک کلاه) فکر می‌کنند، برخلاف بحث‌های متقابل.

تفکر انتقادی تصمیم‌گیری گروهی حل مسئله ادوارد دبونو خلاقیت