گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

بازنمایی قومی و ملی: نحوه نمایش ملت‌ها یا اقوام در رسانه‌ها که می‌تواند منجر به کلیشه‌سازی شود.

بروزرسانی شده در: 14:40 1404/10/16 مشاهده: 25     دسته بندی: کپسول آموزشی

بازنمایی قومی و ملی: آینه‌ای که گاهی ذهن ما را فریب می‌دهد

چگونه نمایش ملت‌ها و اقوام در رسانه‌ها می‌تواند به کلیشه‌های سخت و نادرست منجر شود؟
خلاصه: رسانه‌ها، از فیلم و سریال گرفته تا اخبار و شبکه‌های اجتماعی، نقش بسیار مهمی در چگونگی دیدن ما از اقوام و ملت‌های مختلف دارند. این نمایش که به آن بازنمایی[1] می‌گویند، اگر بر اساس واقعیت‌های گوناگون و متنوع نباشد، به سرعت به ایجاد کلیشه[2] منجر می‌شود. کلیشه یعنی یک تصویر ساده‌شده، ثابت و اغلب نادرست از یک گروه که همه اعضای آن را شبیه به هم نشان می‌دهد. این مقاله به زبان ساده بررسی می‌کند که این کلیشه‌ها چگونه در رسانه ساخته می‌شوند، چه تأثیری بر نگرش ما می‌گذارند و چگونه می‌توانیم مخاطبانی هوشیارتر باشیم.

بازنمایی و کلیشه‌سازی: از تصویر تا باور

بیایید با یک مثال ساده شروع کنیم. اگر در ده فیلم مختلف، شخصیت‌هایی از یک قومیت خاص فقط در نقش‌های خاصی (مثلاً راننده یا فروشنده یک مغازه خاص) نشان داده شوند، ذهن بیننده به مرور زمان باور می‌کند که شغل اصلی و تنها توانایی آن قومیت، فقط همان کار است. این فرآیند ساده، قلب ماجرای کلیشه‌سازی رسانه‌ای است. رسانه‌ها با تکرار یک تصویر خاص و حذف دیگر جنبه‌های واقعی و متنوع یک فرهنگ یا گروه، کمک‌مک تصویری قالبی در ذهن ما ایجاد می‌کنند .

این کلیشه‌ها می‌توانند مثبت به نظر برسند (مثلاً همه افراد یک ملت را بسیار منظم نشان دادن) یا منفی باشند (مثل پیوند دادن یک قومیت خاص به رفتارهای خلافکارانه). اما در هر دو حالت مشکل یکسان است: آنها تنوع انسانی و تفاوت‌های فردی را نادیده می‌گیرند و همه اعضای یک گروه بزرگ را در یک قالب می‌گنجانند.

نمادها: سوخت کلیشه‌سازی: یکی از قوی‌ترین ابزارها برای ساخت کلیشه، استفاده از نمادها است. نماد چیزی است که نشان‌دهنده یک مفهوم بزرگ‌تر است؛ مانند پرچم برای یک کشور یا یک نوع پوشش خاص برای یک قومیت. وقتی رسانه‌ها به‌طور مکرر و تنها از یک نماد خاص برای نشان دادن یک گروه استفاده می‌کنند، آن نماد تبدیل به کلیشه می‌شود و همه پیچیدگی‌های آن گروه را پشت یک تصویر ساده پنهان می‌کند .

تاریخچه‌ای کوتاه: از حاشیه تا مرکز؟

نحوه نمایش اقوام و ملیت‌ها در رسانه، همیشه ثابت نبوده و همراه با تغییرات جامعه، تحول یافته است. برای نمونه، در تلویزیون آمریکا در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، خانواده‌های سفیدپوست در حومه شهر، تصویر غالب بودند و شخصیت‌های متعلق به اقلیت‌های قومی یا اصلاً وجود نداشتند یا فقط در نقش‌های حاشیه‌ای و کلیشه‌ای (مثل مستخدم) ظاهر می‌شدند .

کم‌کم و با مبارزات اجتماعی برای برابری، این تصاویر شروع به تغییر کردند. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، سریال‌هایی تولید شدند که زندگی خانواده‌های سیاهپوست یا لاتین‌تبار را در مرکز داستان قرار می‌دادند و مسائل واقعی‌تری مانند تبعیض نژادی و مشکلات اقتصادی را نشان می‌دادند . با این حال، حتی امروز هم این تنوع به طور عادلانه‌ای محقق نشده است. آمارها نشان می‌دهند که در صنعت فیلم و سریال آمریکا، سهم بازیگران آسیایی‌تبار یا بومیان آمریکایی از نقش‌های اصلی و غیرکلیشه‌ای هنوز بسیار کم است .

گروه قومی/نژادی سهم از نقش‌های اصلی فیلم‌ها (۲۰۱۱-۲۰۲۴ میانگین تخمینی) وضعیت کلیشه‌سازی
سفیدپوستان بیش از ۷۰٪ -
سیاهپوستان حدود ۱۳٪ نگرانی از نمایش کلیشه‌ای (مثلاً مرتبط با جرم)
آسیایی‌تبارها کمتر از ۶٪ کم‌نمایی و نقش‌های کلیشه‌ای
لاتین‌تبارها حدود ۵٪ نقش‌های حاشیه‌ای یا مرتبط با مهاجرت غیرقانونی

تصویر ما در رسانه ملی: نگاهی به درون

مسئله بازنمایی، تنها مختص رسانه‌های غربی نیست. در جامعه چندقومیتی ایران نیز، چگونگی نمایش اقوام مختلف در رسانه ملی (صداوسیما) همواره موضوع بحث بوده است. یک تحقیق میدانی که با مصاحبه با افراد متعلق به اقوام مختلف انجام شد، نشان می‌دهد که این افراد اغلب از نحوه نمایش خود در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی ناخرسند هستند .

انتقاد اصلی این است که این رسانه‌ها یا افراد اقوام را کم‌نمایی می‌کنند (یعنی نقش کافی به آنها نمی‌دهند) و یا اگر نشان می‌دهند، اغلب در نقش‌های حاشیه‌ای و بر اساس ویژگی‌های قالبی و کلیشه‌ای رایج هستند . برای مثال، ممکن است یک شخصیت آذری‌زبان فقط برای ایجاد لحظه‌های طنز با لهجه خاصش نشان داده شود، بدون اینکه شخصیت پیچیده، داستان مستقل و ویژگی‌های فردی متنوعی داشته باشد.

جالب است که پژوهش‌های دانشگاهی در ایران نشان می‌دهند که هویت قومی و هویت ملی ایرانی در بین اقوام مختلف لزوماً با هم در تضاد نیستند و می‌توانند به صورت تلفیقی و هم‌افزا وجود داشته باشند . این یافته اهمیت بازنمایی منصفانه و همه‌جانبه را بیشتر می‌کند، زیرا رسانه می‌تواند با نشان دادن این همزیستی و غنای فرهنگی، به تقویت انسجام ملی کمک کند.

از تماشاگر منفعل تا مخاطب فعال: راهکارهای مقابله

حالا سؤال اینجاست که ما به عنوان یک دانش‌آموز یا یک شهروند عادی، در برابر این جریان کلیشه‌سازی چه کار می‌توانیم بکنیم؟ کلید کار، تبدیل شدن از یک تماشاگر منفعل به یک مخاطب فعال و منتقد است. این کار چند مرحله ساده دارد:

۱. سؤال کردن: همیشه از خود بپرسید: "آیا نمایش این شخصیت از یک قومیت خاص، کلیشه‌ای است؟" "آیا همه اعضای آن گروه در واقعیت این‌گونه هستند؟" "چه جنبه‌های دیگری از زندگی و فرهنگ آنها نشان داده نشده است؟"

۲. جست‌وجوی منابع متنوع: اطلاعات خود را فقط از یک سریال یا یک شبکه خبری خاص نگیرید. در فضای مجازی، صفحات متعلق به خود آن اقوام یا رسانه‌های مستقل را هم دنبال کنید تا تصویر کامل‌تری به دست آورید.

۳. توجه به پشت صحنه: چه کسانی این فیلم را ساخته‌اند؟ نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده آن از چه قوم یا فرهنگی هستند؟ وقتی افراد متنوعی در تیم سازنده حضور داشته باشند، احتمال خلق شخصیت‌های واقعی‌تر و غیرکلیشه‌ای بیشتر می‌شود .

۴. صحبت کردن: اگر نمایشی را توهین‌آمیز یا کلیشه‌ای دیدید، درباره آن با دوستان، خانواده یا حتی در فضای مجازی (به صورت محترمانه) صحبت کنید. افزایش آگاهی عمومی، اولین قدم برای ایجاد تغییر است.

یک تمرین ساده: دفعه بعد که فیلم یا سریالی می‌بینید، یک قلم و کاغذ بردارید. شخصیت‌های متعلق به اقوام یا ملیت‌های مختلف را یادداشت کنید. شغل، ویژگی‌های اخلاقی، نقش در داستان (قهرمان، شرور، فرد خنده‌دار) و هر کلیشه احتمالی را کنار آن بنویسید. این کار به شما کمک می‌کند الگوهای پنهان کلیشه‌سازی را واضح‌تر ببینید.

پرسش‌های رایج درباره بازنمایی و کلیشه

سوال: آیا نمایش مثبت از یک قومیت (مثلاً به عنوان افراد بسیار باهوش) هم می‌تواند مضر باشد؟

پاسخ: بله، حتی کلیشه‌های به ظاهر "مثبت" هم مشکل‌ساز هستند. زیرا اولاً فشار غیرواقعی بر اعضای آن گروه وارد می‌کنند (مثلاً اگر همه توقع داشته باشند تو حتماً باید نابغه ریاضی باشی!). ثانیاً، این کلیشه‌ها نیز تنوع درون‌گروهی را حذف می‌کنند و افرادی که با آن تصویر قالبی مطابقت ندارند، احساس بیگانگی یا کم‌ارزشی می‌کنند.

سوال: چرا ساخت کلیشه برای رسانه‌ها آسان است؟

پاسخ: چون راهی سریع و کم‌هزینه برای انتقال مفهوم به مخاطب است. وقتی بیننده شخصیتی را می‌بیند که با کلیشه‌های از پیش موجود در ذهنش مطابقت دارد، سریع‌تر او و نقشش را می‌شناسد و نویسنده نیاز کمتری به توضیح و پرداخت شخصیت دارد. متأسفانه این راحتی، به قیمت تحریف واقعیت و ترویج دیدگاه‌های ساده‌انگارانه تمام می‌شود .

سوال: آیا این موضوع فقط به فیلم و سریال محدود می‌شود؟

پاسخ: خیر. اخبار یکی از قوی‌ترین زمینه‌های کلیشه‌سازی است. مثلاً اگر در گزارش‌های خبری، افراد یک قومیت خاص تنها در هنگام پوشش اخبار جنایی یا فقر نشان داده شوند، ذهن بیننده ناخودآگاه آن قومیت را با جرم و فقر مرتبط می‌داند . تبلیغات، برنامه‌های طنز، انیمیشن‌ها و حتی محتوای تولیدشده در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و تیک تاک نیز می‌توانند حاوی کلیشه باشند.

جمع‌بندی: رسانه‌ها پنجره‌ای به جهان هستند، اما این پنجره گاهی شیشه‌های رنگی دارد که واقعیت را تحریف می‌کند. بازنمایی قومی و ملی در رسانه، اگر با دقت و انصاف همراه نباشد، به ساختن کلیشه منجر می‌شود. کلیشه‌ها دشمن تفکر نقادانه و درک پیچیدگی‌های جوامع انسانی هستند. آگاهی از نحوه کار رسانه‌ها، پرسشگری مداوم و جست‌وجوی فعالانه برای دیدن تصاویر متنوع و واقعی، سلاح‌های ما در برابر این جریان هستند. به یاد داشته باشیم که پشت هر برچسب قومی یا ملی، انسان‌های منحصربه‌فردی با داستان‌ها، آرزوها و شخصیت‌های گوناگون وجود دارند.

پاورقی

[1]بازنمایی (Representation): در مطالعات رسانه، به فرآیند ساخت معنا و بازتولید واقعیت از طریق زبان، تصویر و صدا در رسانه‌ها اشاره دارد. یعنی رسانه‌ها واقعیت را عیناً منتقل نمی‌کنند، بلکه آن را "باز-نمایی" می‌کنند که این بازنمایی تحت تأثیر دیدگاه‌های سازندگان آن است.

[2]کلیشه (Stereotype): یک تصویر ساده‌شده، ثابت و اغراق‌آمیز از یک گروه از مردم که معمولاً بر اساس پیش‌داوری شکل گرفته و تفاوت‌های فردی اعضای آن گروه را نادیده می‌گیرد.

[3]هویت قومی (Ethnic Identity): احساس تعلق فرد به یک گروه قومی که بر اساس اشتراک در عواملی مانند فرهنگ، زبان، تاریخ، نژاد یا سرزمین اجدادی شکل می‌گیرد.

[4]هویت ملی (National Identity): احساس تعلق فرد به یک ملت-دولت که معمولاً حول عواملی مانند شهروندی، پرچم، سرزمین مشترک، تاریخ ملی و نمادهای مشترک تعریف می‌شود.

کلیشه رسانه‌ایبازنمایی قومیهویت ملی و قومیمخاطب فعالانتقاد رسانه‌ای