بیطرف نبودن تصویر: نگاهی به انتخاب و جهتگیری در رسانه
چرا تصویر بیطرف نیست؟ سه عامل کلیدی
وقتی یک عکس در خبری تلویزیونی یا پستی در اینستاگرام میبینیم، اغلب فکر میکنیم که یک «واقعیت خالص» را مشاهده میکنیم. اما حقیقت این است که هر تصویر، حتی قبل از ثبت شدن، تحت تأثیر تصمیماتی است که آن را از بیطرفی دور میکند. این تصمیمات را میتوان در سه دسته کلی قرار داد:
| عامل | تأثیر بر ادراک مخاطب | مثال ملموس |
|---|---|---|
| انتخاب سوژه1 و کادربندی | تعیین میکند مخاطب چه چیزی را ببیند و از دیدن چه چیزی محروم شود. این کار توجه را متمرکز میکند. | عکسی از یک تظاهرات که فقط افراد خشمگین را نشان میدهد و افراد آرام حاضر در صحنه را حذف میکند. |
| زاویه دوربین و نورپردازی | میتواند قدرت، ضعف، بزرگی یا کوچکی سوژه را القا کند. نور شدید میتواند حالتی دراماتیک یا مخوف ایجاد کند. | فیلمبرداری از یک ورزشکار از زاویه پایین به بالا (Low Angle) تا قدرتمندتر به نظر برسد. |
| ویرایش و فیلترگذاری پس از تولید | رنگها، کنتراست و حتی محتوا را تغییر میدهد تا احساس یا پیام خاصی را تقویت کند. | استفاده از فیلترهای غمگین و خاکستری در گزارش یک حادثه ناگوار، یا فیلترهای روشن و شاد برای تبلیغ یک تفریحگاه. |
فرمول سادهای برای درک جهتگیری تصویر
$I_f = C(S, A, L, E)$
در این رابطه، $I_f$ تصویر نهایی است که ما میبینیم. این تصویر، تابعی است از انتخابها ($C$) که روی چهار متغیر اصلی اعمال میشوند: سوژه1 ($S$)، زاویه دوربین ($A$)، نورپردازی ($L$) و ویرایش ($E$). تغییر در هر کدام از این ورودیها، خروجی نهایی و پیام تصویر را تغییر میدهد.
شکار لحظه یا ساختن روایت؟ مثالهایی از اطراف ما
بیایید با چند مثال ساده از زندگی روزمره، این انتخابها را بررسی کنیم:
مثال اول: گزارش یک مسابقه فوتبال. تصور کنید دوربین فقط بازیکنی را دنبال میکند که در طول بازی اعتراض میکند و خطا میگیرد، و از بازیکنی که تمام بازی را دویده و پاسهای خوب داده، تصویری نشان نمیدهد. مخاطبی که فقط این تصاویر را دیده، ممکن است فکر کند آن بازیکن فقط «اعصابخردکن» بوده است. اینجا انتخاب سوژه و کادر، روایت خاصی را پیش میبرد.
مثال دوم: تبلیغات یک رستوران فستفود. در تبلیغ، همبرگر بزرگ، خوشرنگ و پر از مخلفات نشان داده میشود. اما وقتی شما همان محصول را میخرید، ممکن است کوچکتر و کممایهتر باشد. اینجا از نورپردازی حرفهای، زاویهای که غذا را بزرگتر نشان میدهد و احتمالاً ویرایش رنگ برای جذابتر کردن استفاده شده است. هدف این انتخابها، تحریک اشتهای شما و ایجاد انتظاری خاص بوده است.
مثال سوم: پستهای شبکههای اجتماعی دوستان. وقتی صفحه کسی را میبینید که فقط تصاویر شاد، سفرهای لوکس و موفقیتهایش را منتشر میکند، ممکن است فکر کنید زندگی او «کامل» و بیدغدغه است. این در حالی است که او انتخاب کرده است فقط بخشی خاص (و اغلب مثبت) از واقعیت زندگی خود را به نمایش بگذارد. این یک جهتگیری طبیعی اما مؤثر است.
چگونه یک بیننده هوشمند باشیم؟
حال که میدانیم تصاویر بیطرف نیستند، چگونه باید با آنها روبهرو شویم؟
| کار | توضیح | نمونه سؤال |
|---|---|---|
| سؤال کردن | همیشه از خود بپرسید چه چیزی خارج از کادر قرار دارد؟ چرا این زاویه خاص انتخاب شده؟ | «اگر دوربین را کمی به چپ میچرخاندند، چه چیزی در تصویر دیده میشد؟» |
| مقایسه کردن | یک رویداد را در رسانههای مختلف با تصاویر متفاوت ببینید. تفاوتها بسیار گویا هستند. | تصاویر یک خبر خاص در دو سایت خبری مختلف را کنار هم بگذارید و تفاوت کادر و عنوان را ببینید. |
| توجه به منبع | بدانید که هر رسانه یا صفحهای ممکن است اهداف خاصی (تبلیغاتی، سیاسی، شخصی) داشته باشد. | «این عکس را چه کسی و با چه هدفی منتشر کرده؟ آیا میخواهد مرا متقاعد کند یا فقط اطلاع دهد؟» |
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاسخ: خیر. حتی در این حالت نیز انتخابهای مهمی صورت میگیرد: چه چیزی را در کادر قرار میدهید؟ چه چیزی را حذف میکنید؟ از چه زاویهای عکس میگیرید؟ (مثلاً از بالا یا همسطح؟). این انتخابها خود نوعی جهتگیری هستند.
پاسخ: بزرگترین اشتباه، برداشت «حقیقت محض» از یک تصویر منفرد است. بسیاری فکر میکنند «دیدن یعنی باور کردن». در حالی که هر تصویر فقط یک نما یا روایت از واقعیت است، نه تمام آن. باید همیشه به یاد داشته باشیم که احتمالاً نماهای دیگری نیز وجود داشته که انتخاب نشدهاند.
پاسخ: خیر. هدف نفی اعتماد نیست، بلکه تقویت «سواد بصری» است. یعنی مهارت درک، تحلیل و تفسیر تصاویر. باید یاد بگیریم مانند یک کارآگاه، سرنخهای موجود در تصویر (و آنچه حذف شده) را بررسی کنیم و تصویر را به عنوان یک «بیانگر دیدگاه» ببینیم، نه لزوماً «منعکسکننده واقعیت».
پاورقی
1سوژه (Subject): به شخص، شیء یا صحنه اصلی که تمرکز عکس بر روی آن است اشاره دارد.
2ادراک (Perception): فرآیند دریافت، تفسیر و سازماندهی اطلاعات حسی از محیط. در این متن، به معنای درک و برداشت مخاطب از تصویر است.
3روایت (Narrative): داستان یا گزارش مرتبط از رویدادها که تصویر سعی در بیان یا القای آن دارد.
4سواد بصری (Visual Literacy): توانایی درک، تفسیر و ارزیابی پیامهای بصری و تصاویر.
