تیپ شخصیتی: نقشهای درونتان
تیپ شخصیتی چیست و چگونه شکل میگیرد؟
اگر دوست دارید بدانید چرا بعضی افراد پرحرف و گروهگرا هستند و برخی دیگر ساکت و درونگرا[4]، یا چرا یکی با برنامهریزی دقیق پیش میرود و دیگری خودجوش و انعطافپذیر است، پاسخ در تیپ شخصیتی آنها نهفته است. تیپ شخصیتی مانند دست خط منحصربهفرد یا اثر انگشت روانی هر فرد است؛ الگویی نسبتاً پایدار که نحوه نگاه ما به جهان، پردازش اطلاعات، تصمیمگیری و ارتباط با دیگران را مشخص میکند.
این الگوها از ترکیب وراثت (چیزی که با آن به دنیا میآییم) و محیط (تجربیات زندگی، تربیت، فرهنگ) شکل میگیرند. برای مثال، ممکن است فردی ذاتاً مستعد اضطراب باشد (وراثت)، اما رشد در محیطی حمایتگر میتواند این ویژگی را تعدیل کند. دانشمندان روانشناسی برای طبقهبندی این الگوهای پیچیده، مدلهای مختلفی ایجاد کردهاند.
نگاه علمی: دو مدل معروف برای شناخت تیپها
روانشناسان برای مطالعه شخصیت، ابزارهای مختلفی ساختهاند. دو مدل بسیار شناختهشده که درک آنها ساده است، در زیر معرفی شدهاند.
| نام مدل | ایده اصلی | ابعاد/تیپهای اصلی | کاربرد مثال |
|---|---|---|---|
| پنج عامل بزرگ شخصیت[2] (OCEAN) | شخصیت را روی یک طیف از پنج بعد مستقل اندازهگیری میکند. هر فرد در هر بعد، امتیازی بین دو سر طیف دارد. |
۱. گشودگی[5] به تجربه ۲. وجدانگرایی[6] ۳. برونگرایی[7] ۴. توافقپذیری[8] ۵. روانرنجورخویی[9] |
پیشبینی عملکرد شغلی، سازگاری تحصیلی، تحلیل روابط. |
| شاخص مایرز-بریگز[3] (MBTI) | افراد را در 16 تیپ مجزا دستهبندی میکند که از ترکیب چهار ترجیح دوتایی تشکیل میشوند. |
منبع انرژی: برونگرایی (E) / درونگرایی (I) دریافت اطلاعات: حسی (S) / شهودی (N) تصمیمگیری: منطقی (T) / احساسی (F) سبک زندگی: قضاوتی (J) / ادراکی (P) |
مشاوره شغلی، توسعه تیم، خودشناسی اولیه. |
تیپ شخصیتی در عمل: از کلاس درس تا انتخاب شغل
شناخت تیپ شخصیتی فقط یک بازی فکری نیست؛ کاربردهای عملی و ملموسی در زندگی دارد. بیایید چند مثال را با هم مرور کنیم:
مثال ۱: روش مطالعه. یک دانشآموز با ترجیح شهودی (N) ممکن است علاقهمند به درک کلیات و مفاهیم انتزاعی یک درس باشد، در حالی که دانشآموز با ترجیح حسی (S) بر جزئیات، حقایق عینی و تمرینهای عملی تمرکز کند. هیچکدام روش غلطی نیستند، اما آگاهی از این ترجیح به هر فرد کمک میکند روش مطالعه مؤثرتر خود را پیدا کند.
مثال ۲: کار گروهی. در یک پروژه کلاسی، فرد برونگرا (E) انرژی خود را از بحث و گفتوگوی گروهی میگیرد و ایدهها را بهسرعت مطرح میکند. فرد درونگرا (I) ممکن است ترجیح دهد ابتدا به تنهایی فکر کند و سپس ایدههای خود را به صورت نوشتاری ارائه دهد. درک این تفاوتها از بروز سوءتفاهم جلوگیری میکند.
مثال ۳: انتخاب رشته و شغل. اگرچه تیپ شخصیتی تعیینکننده قطعی موفقیت در یک شغل نیست، اما میتواند مسیرهای مناسبتری را پیشنهاد دهد. معمولاً افراد در مشاغلی که با ترجیحات ذاتی آنها هماهنگی بیشتری دارد، رضایت شغلی بالاتری تجربه میکنند. برای نمونه، مشاغلی مانند مددکاری اجتماعی یا مشاوره ممکن است برای افراد با توافقپذیری و احساسی (F) بالا جذابتر باشد، در حالی که مشاغل تحلیلگرایانه و فنی ممکن است برای افراد با منطقی (T) بالا مناسبتر به نظر برسد.
پرسشهای مهم و باورهای نادرست
خیر. تیپ شخصیتی الگویی پایدار است، ولی ثابت و تغییرناپذیر نیست. هسته مرکزی شخصیت در طول زمان ثبات نسبی دارد، اما ما در موقعیتهای مختلف میتوانیم رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهیم و حتی با تمرین و آگاهی، میتوانیم روی برخی جنبههای شخصیت خود کار کنیم. برای مثال، یک فرد درونگرا میتواند مهارتهای اجتماعی خود را تقویت کند، اما احتمالاً پس از یک گردهمایی شلوغ، همچنان برای شارژ مجدد انرژی نیاز به زمانی در تنهایی خواهد داشت.
قطعاً نه. هر تیپ شخصیتی نقاط قوت و چالشهای خاص خود را دارد. جامعه به هر دو گروه برونگراها و درونگراها، افراد منطقی و احساسی، برنامهریزها و منعطفها نیاز دارد. هدف از شناخت تیپها، قضاوت یا رتبهبندی نیست، بلکه درک تفاوتها، پذیرش خود و دیگران، و استفاده از این دانش برای بهبود ارتباطات و زندگی شخصی است.
خیر. تیپ شخصیتی فقط یک چارچوب کلی ارائه میدهد. رفتار انسان تحت تأثیر عوامل بسیار زیادی از جمله موقعیت، فرهنگ، خلقوخوی لحظهای، ارزشها و انگیزههای خاص قرار میگیرد. استفاده از تیپشناسی برای «جعبهای کردن» افراد و نادیده گرفتن پیچیدگی و منحصربهفرد بودن آنها، یک اشتباه رایج است.
پاورقی
[1] تیپ شخصیتی (Personality Type)
[2] مدل پنج عاملی / پنج عامل بزرگ شخصیت (Big Five Personality Traits) - ابعاد آن: گشودگی (Openness to Experience)، وجدانگرایی (Conscientiousness)، برونگرایی (Extraversion)، توافقپذیری (Agreeableness)، روانرنجورخویی (Neuroticism).
[3] شاخص تیپشناسی مایرز-بریگز (Myers-Briggs Type Indicator) - مخفف: MBTI.
[4] درونگرا (Introvert)
[5] گشودگی به تجربه (Openness to Experience)
[6] وجدانگرایی (Conscientiousness)
[7] برونگرایی (Extraversion)
[8] توافقپذیری (Agreeableness)
[9] روانرنجورخویی (Neuroticism)
