گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!

ابرَهه کیست؟

بروزرسانی شده در: 13:10 1404/07/22 مشاهده: 34     دسته بندی: کپسول آموزشی

ابرَهه: مردی که می‌خواست خانهٔ خدا را خراب کند

داستان شگفت‌انگیز حملهٔ سپاه فیل به شهر مکه
این مقاله به داستان ابرَهه، فرمانده‌ی سپاهیان فیل که قصد داشت خانهٔ خدا (کعبه) را در شهر مکه ویران کند، می‌پردازد. شما با خواندن این مطلب، با شخصیت ابرهه، هدف او و نتیجهٔ کارش آشنا خواهید شد. این داستان تاریخی نشان می‌دهد که چگونه قدرت خداوند از خانه‌ی او محافظت می‌کند.

ابرَهه چه کسی بود و چه می‌خواست؟

ابرَهه یک فرماندهٔ نظامی بود که در سرزمینی به نام یمن زندگی می‌کرد. او پادشاهی قدرتمند بود و سربازان زیادی داشت. ابرَهه یک کلیسای بسیار زیبا ساخته بود و می‌خواست همه‌ی مردم برای عبادت به آنجا بروند. اما مردم عربستان، به خانه‌ی خدا یعنی کعبه در شهر مکه علاقه‌ی زیادی داشتند و برای زیارت به آنجا می‌رفتند. این موضوع ابرَهه را عصبانی کرد. او تصمیم گرفت کعبه را با لشکری بزرگ که شامل چندین فیل بزرگ بود، ویران کند. فکر کنید شما یک قلعهٔ شنی بسیار قشنگی در ساحل ساخته‌اید و یک نفر با یک بیل بزرگ بخواهد آن را خراب کند. ابرَهه دقیقاً همین کار را می‌خواست با کعبه بکند.

چه کسی / چه چیزی توضیح هدف
ابرَهه یک فرمانده و پادشاه در یمن ویران کردن کعبه
سپاه فیل سربازان و فیل‌های بزرگی که ابرَهه آورده بود حمله به شهر مکه
کعبه خانهٔ خدا که مردم آن را دوست داشتند محافظت شده توسط خداوند

سفر پرماجرای سپاه فیل به سمت مکه

ابرَهه با لشکری بزرگ که در آن فیل‌های عظیم‌الجثه وجود داشتند، به سمت شهر مکه حرکت کرد. فیل‌ها مانند کامیون‌های زرهی امروزی بودند و مردم با دیدن آن‌ها بسیار می‌ترسیدند. وقتی لشکر ابرَهه به نزدیکی‌های مکه رسید، سربازانش همهٔ شترهای مردم آن منطقه را که مال باارزشی بودند، دزدیدند. در میان این شترها، شترهای متعلق به رئیس قبیلهٔ مکه، عبدالمطلب، نیز بود. عبدالمطلب نزد ابرَهه رفت و گفت: "شترهای مرا به من برگردان." ابرَهه تعجب کرد و گفت: "من آمده‌ام تا خانهٔ خدا را خراب کنم و تو فقط نگران شترهایت هستی؟" عبدالمطلب جواب داد: "من صاحب شترها هستم و باید از آن‌ها محافظت کنم، اما خانهٔ خدا، صاحبی دارد که خودش از آن محافظت خواهد کرد." این حرف خیلی قشنگ نشان می‌دهد که عبدالمطلب چقدر به خداوند اعتماد داشت.

یک مثال ساده: فرض کنید شما در حیاط مدرسه یک گل کاشته‌اید و از آن مراقبت می‌کنید. اگر یک نفر بخواهد به گل شما آسیب بزند، شما از آن محافظت می‌کنید. خداوند هم مانند یک باغبان مهربان، از خانه‌ی خود (کعبه) محافظت کرد.

معجزهٔ پرندگان و پایان کار ابرَهه

وقتی سپاه ابرَهه آمادهٔ حمله به کعبه شد، اتفاق عجیبی افتاد. خداوند دسته‌های بزرگی از پرندگان را فرستاد. هر پرنده یک سنگریزه در منقار خود داشت. این پرندگان سنگریزه‌ها را بر سر سربازان ابرَهه فرو ریختند. این سنگریزه‌ها مانند تیرهای کوچک بودند و هر سربازی که به آن‌ها برخورد می‌کرد، از بین می‌رفت. به این ترتیب، کل لشکر ابرَهه از جمله فیل‌های بزرگ، نابود شدند و کعبه در امان ماند. این داستان به ما یادآوری می‌کند که هیچ قدرتی بزرگ‌تر از قدرت خداوند نیست. حتی اگر کسی خیلی قوی به نظر برسد، خداوند می‌تواند از چیزهای کوچک (مانند پرندگان و سنگریزه) برای محافظت از آنچه دوست دارد، استفاده کند.

اشتباهات رایج و پرسش‌های مهم

سوال: آیا فیل‌ها واقعاً توانستند کعبه را خراب کنند؟
پاسخ: خیر. فیل‌ها حتی به کعبه نرسیدند. خداوند قبل از رسیدن آن‌ها، لشکر ابرَهه را نابود کرد.
سوال: چرا ابرَهه این‌قدر از کعبه عصبانی بود؟
پاسخ: چون او می‌خواست مردم فقط به کلیسای زیبای او بروند، اما مردم بیشتر به کعبه علاقه داشتند. این حسادت او را برانگیخت.
سوال: درس اصلی این داستان برای ما چیست؟
پاسخ: درس اصلی این است که غرور و حسادت می‌تواند باعث شود انسان کارهای بسیار بدی انجام دهد. همچنین، این داستان به ما می‌آموزد که همیشه به خداوند اعتماد کنیم، زیرا او از ما محافظت می‌کند.
جمع‌بندی: ابرَهه فرمانده‌ی متکبری بود که به خاطر حسادت، قصد ویران کردن خانهٔ خدا (کعبه) را کرد. او با لشکری بزرگ شامل فیل‌ها به سمت مکه حرکت کرد، اما خداوند با فرستادن پرندگانی که سنگریزه پرتاب می‌کردند، لشکر او را نابود کرد و کعبه را نجات داد. این روایت تاریخی نشان می‌دهد که قدرت خداوند برتر از هر قدرتی است و غرور انسان همیشه به شکست منجر می‌شود.

پاورقی

1کعبه (Kaaba): خانه‌ی خدا در شهر مکه که مسلمانان سراسر جهان برای عبادت به سوی آن رو می‌کنند.
2عبدالمطلب (Abd al-Muttalib): پدربزرگ پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، و رئیس قبیله‌ی قریش در مکه.
3غرور (Arrogance): احساس برتری بی‌جا نسبت به دیگران که در این داستان باعث شکست ابرَهه شد.

ابرَههسپاه فیلکعبهداستان تاریخیمعجزه پرندگان