خفاش؛ شبیهروزی که در روشنایی گم میشود
ویژگیهای شگفتانگیز زیستی خفاش
خفاشها برخلاف بسیاری از پستانداران دیگر، توانایی پرواز دارند. بالهای آنها از پوستی نازک و کشسان ساخته شده است که میان انگشتان دست و پاهایشان کشیده شده است. جالب است بدانید که خفاش تنها پستانداری است که میتواند واقعاً پرواز کند، نه مانند سنجابهای پرنده که فقط از درختی به درخت دیگر سر میخورند. بیشتر خفاشها در شب به دنبال غذا میگردند و در روز در غارها، درختان یا ساختمانهای متروک میخوابند. آنها برای پیدا کردن غذا در تاریکی، از روشی به نام «مکانیابی صوتی» یا «پژواکیابی» استفاده میکنند. به این صورت که امواج صوتی با فرکانس بسیار بالا از دهان یا بینی خود بیرون میفرستند و وقتی این امواج به مانعی برخورد میکنند، بازمیگردند. خفاش با گوش دادن به بازگشت این امواج، فاصله، اندازه و حتی سرعت حرکت مانع را تشخیص میدهد.
انواع خفاشها از نظر غذا خوردن با هم تفاوت دارند. برخی حشرهخوارند و شبها هزاران پشه و پروانه را شکار میکنند. برخی دیگر میوهخوارند و با خوردن میوهها، دانههای آنها را به نقاط دیگر میبرند و به رشد جنگلها کمک میکنند. همچنین خفاشهای خونآشامی وجود دارند که از خون حیوانات دیگر تغذیه میکنند. با وجود این تنوع، همه خفاشها به گروه پستانداران تعلق دارند، زیرا بچههای خود را با شیر تغذیه میکنند و بدنشان پوشیده از کرک یا موی کوتاه است.
| نوع خفاش | نوع تغذیه | نقش در طبیعت |
|---|---|---|
| خفاش حشرهخوار | پشه، پروانه و سوسک | کنترل جمعیت حشرات |
| خفاش میوهخوار | میوههای رسیده و گردهگلها | پراکندهسازی دانهها و گردهافشانی |
| خفاش خونآشام | خون پرندگان یا پستانداران | تصفیهکنندهٔ طبیعی جمعیت |
خفاش در آیینهٔ ادبیات فارسی
در شعر و نثر کهن فارسی، خفاش جایگاه ویژهای دارد. شاعران و نویسندگان از این جانور برای بیان یک مفهوم اخلاقی استفاده کردهاند: کسی که از دیدن حقیقت روشن میگریزد و در تاریکی جهل و نادانی راحتتر است. خفاش در روشنایی روز، قدرت بینایی خود را از دست میدهد و نمیتواند راه خود را پیدا کند. بنابراین، در ادبیات، به انسانی تشبیه میشود که با حقیقت روشن مشکل دارد و ترجیح میدهد در وهم و خیال خود باقی بماند. مثلاً وقتی شاعری میگوید: «خفاش به روز روشن از نور گریزد»، منظور این است که بعضی افراد حقیقت را برنمیتابند و به جای رویارویی با واقعیت، به عذرها و بهانهها پناه میبرند.
در کتابهای درسی فارسی، از این تمثیل برای آموزش تفکر نقادانه استفاده میشود. مثلاً در داستانهای کلیله و دمنه یا مرزباننامه، از خفاش به عنوان موجودی نامطمئن و دورو یاد شده است. چرا که خفاش نه پرندهای کامل است و نه پستانداری معمولی؛ هم به پرندگان شباهت دارد و هم به جانوران خشکی. این ویژگی باعث شده که در بعضی حکایتها، او را نماد تردید و بیارادگی بدانند. اما از دیدگاه علمی، این ویژگیها نشانهٔ سازگاری منحصربهفرد او با محیط زندگیاش است، نه نقص یا عیب.
نکتهٔ جالب این است که بسیاری از دانشآموزان هنگام خواندن این اشعار، خیال میکنند که خفاش واقعاً نمیتواند در روز ببیند. در حالی که خفاش در روز هم میبیند، اما به دلیل حساسیت زیاد چشمهایش به نور، ترجیح میدهد در پناهگاههای تاریک استراحت کند. پس «نابینایی» خفاش در ادبیات، یک استعاره است، نه یک واقعیت زیستی. این تفاوت میان نگاه علمی و نگاه ادبی، خود میتواند تمرین خوبی برای درک بهتر مفاهیم باشد.
پرسشهای چالشی دربارهٔ خفاش
خیر. خفاش کور نیست، اما چشمهایش به نور حساس است و در روشنایی شدید، دید دقیقی ندارد. این ویژگی به او کمک میکند که در شب بهتر شکار کند. در ادبیات، این موضوع به صورت استعاری به کار رفته و نباید آن را با واقعیت علمی اشتباه گرفت.
زیرا نور غروب برای چشم خفاش آزاردهنده نیست و او میتواند هم از مزایای نور کم استفاده کند و هم از تاریکی شب برای شکار بهره ببرد. این زمان، بهترین فرصت برای یافتن حشرات فراوان است.
نه، تنها سه گونه از بیش از هزار گونه خفاش، خونآشام هستند و بقیه حشرهخوار یا میوهخوارند. بیشتر خفاشها به انسان آسیبی نمیرسانند و حتی در کشاورزی و گردهافشانی بسیار مفیدند.
زیرا خفاش هم ویژگیهای پرندگان را دارد (پرواز) و هم ویژگیهای پستانداران (شیر دادن به بچه). در ادبیات تمثیلی، این دوگانگی به عنوان نماد تردید و بیثباتی استفاده شده است، در حالی که از دیدگاه زیستشناسی، این ترکیب ویژگیها، نشانهٔ تکامل موفق اوست.