مشبّه؛ ابزاری برای روشنتر شدن ویژگیها
در زندگی روزمره، گاهی برای توضیح یک چیز، آن را به چیز دیگری مانند میکنیم. به این کار در زبان و ادبیات فارسی، «تشبیه» میگویند. در یک تشبیه، آن چیزی که ویژگیاش را میسنجیم، «مشبّه» نام دارد و چیزی که آن ویژگی را به خوبی نشان میدهد، «مشبّهبه» است. شناخت مشبّه به ما کمک میکند تا منظور گوینده یا نویسنده را دقیقتر بفهمیم و همچنین خودمان بتوانیم زیباتر و رساتر صحبت کنیم. در این مقاله با مفهوم مشبّه، انواع آن از نظر وضوح و کاربردش در جملهها آشنا میشویم.
مشبّه چیست و چه جایگاهی در تشبیه دارد؟
در یک تشبیه، ما دو چیز را با هم مقایسه میکنیم تا یکی از آنها را بهتر بشناسیم. به آن چیزی که میخواهیم ویژگیاش را روشن کنیم، «مشبّه» میگوییم. مثلاً وقتی میگوییم «علی مثل شیر شجاع است»، علی مشبّه است و شیر مشبّهبه. در این جمله، ما با کمک شیر که برای همه نماد شجاعت است، شجاعت علی را بهتر درک میکنیم. مشبّه همیشه بخش اصلی تشبیه است و بقیه اجزای تشبیه برای روشنتر کردن آن به کار میروند.
برای اینکه مشبّه را بهتر بشناسیم، باید به ابزار تشبیه هم توجه کنیم. ابزار تشبیه کلماتی هستند که مانند پلی بین مشبّه و مشبّهبه قرار میگیرند. کلماتی مثل «مانند»، «همانند»، «چون»، «مثل» و «گویی» از رایجترین ابزارهای تشبیه هستند. گاهی هم ابزار تشبیه در جمله حذف میشود و ما از قراین و نشانهها میفهمیم که یک تشبیه رخ داده است. در این حالت، تشخیص مشبّه نیاز به دقت بیشتری دارد.
همیشه مشبّه چیزی است که برای ما آشناست یا دستکم از مشبّهبه شناختهشدهتر است. اگر مشبّه را نشناسیم، تشبیه برای ما بیمعنا خواهد بود. برای مثال، وقتی میگوییم «فلان دانشمند مثل خوارزمی است»، اگر خوارزمی را نشناسیم، نمیتوانیم بفهمیم آن دانشمند چه ویژگی برجستهای دارد.
مشبّه میتواند یک شخص، یک شیء، یک حیوان، یک مکان، یک حس، یا حتی یک مفهوم انتزاعی مثل عشق، امید یا ترس باشد. هرچه مشبّه گستردهتر و کلیتر باشد، تشخیص آن هم مهمتر میشود؛ زیرا گوینده با تشبیه کردن آن به یک چیز عینی، سعی دارد آن را برای شنونده ملموستر کند.
چرا مشبّه مهم است و چگونه به درک ما کمک میکند؟
اهمیت مشبّه در این است که به ما نشان میدهد گوینده یا نویسنده دقیقاً درباره چه چیزی صحبت میکند. وقتی در یک متن ادبی یا حتی در یک درس علمی، تشبیهی میبینیم، اولین قدم این است که مشبّه را پیدا کنیم. با پیدا کردن مشبّه، متوجه میشویم که موضوع اصلی بحث چیست و بعد از آن به دنبال فهمیدن ویژگیهایی میرویم که گوینده میخواهد به آن نسبت دهد.
برای مثال، در جملهٔ «زندگی چون کشتی است در دریای پرتلاطم»، مشبّه «زندگی» است و «کشتی» مشبّهبه. با این تشبیه، گوینده میخواهد بگوید زندگی مانند یک کشتی، فراز و نشیبهای زیادی دارد و ما باید مانند یک ناخدا، آن را به سمت مقصد هدایت کنیم. اگر مشبّه را نشناسیم و فقط به مشبّهبه توجه کنیم، ممکن است اصل مطلب را از دست بدهیم.
مشبّه در یادگیری ما هم نقش مهمی دارد. معلمان و نویسندگان کتابهای درسی از تشبیه برای توضیح مفاهیم دشوار استفاده میکنند. وقتی معلم میگوید «اتم مانند یک منظومهٔ شمسی کوچک است»، مشبّه «اتم» است و با این تشبیه، ساختار اتم را برای ما قابلدرکتر میکند. بنابراین، شناخت مشبّه به ما کمک میکند تا از تشبیهها به بهترین شکل برای یادگیری استفاده کنیم.
گاهی یک مشبّه در طول یک متن یا یک داستان بارها تکرار میشود و به آن «تشبیه بسطیافته» میگویند. در این حالت، نویسنده هر بار مشبّه را به یک مشبّهبه جدید مانند میکند تا زوایای مختلف آن را نشان دهد. مثلاً در یک شعر، شاعر ممکن است «دل» را مشبّه قرار دهد و آن را گاهی به آتش، گاهی به دریا و گاهی به یک پرنده تشبیه کند تا همهٔ حالات و احساساتش را بیان کند.
برای پیدا کردن مشبّه در هر جمله، این پرسش را از خود بپرسید: «گوینده قصد دارد دربارهٔ چه چیزی حرف بزند؟» پاسخ به این پرسش، شما را مستقیماً به مشبّه میرساند. سپس بپرسید: «این چیز به چه چیزی مانند شده است؟» که پاسخ آن مشبّهبه خواهد بود.
پرسشهایی که به درک بهتر مشبّه کمک میکنند
خیر، مشبّه میتواند یک جملهٔ کامل یا حتی یک اتفاق باشد. مثلاً در جملهٔ «درس خواندن مثل آب خوردن است برای او»، مشبّه «درس خواندن» است که یک فعل و یک مفهوم است، نه یک اسم ساده. پس مشبّه میتواند هر چیزی باشد که گوینده بخواهد دربارهاش توضیح دهد.
بله، گاهی در ادبیات، مشبّه را حذف میکنند و فقط مشبّهبه را میآورند تا جمله زیباتر شود. به این حالت «تشبیه بلاغی» میگویند. مثلاً وقتی میگوییم «فلانی خورشید است»، مشبّه (فلانی) در جمله آمده است، اما در جملهٔ «خورشید تابید» در معنای تشبیهی، منظور شخص مورد نظر است و مشبّه حذف شده. در این موارد، باید با توجه به بافت جمله، مشبّه را حدس بزنیم.
تشخیص مشبّه زمانی سخت میشود که ابزار تشبیه حذف شده باشد یا جمله خیلی کوتاه باشد. همچنین، اگر مشبّه و مشبّهبه هر دو از یک جنس باشند (مثلاً هر دو انسان)، تشخیص اینکه کدام یک مشبّه است، نیاز به دقت بیشتری دارد. در این موارد، باید به قراین و نشانههای دیگر در جمله یا متن توجه کنیم تا منظور گوینده را بفهمیم.
قطعاً بله. یک مشبّه میتواند ویژگیهای مختلفی داشته باشد و گوینده با تشبیه آن به چند مشبّهبهٔ مختلف، هر بار یک ویژگی از آن را برجسته کند. مثلاً در شعر «دل گاهی آتش است، گاهی دریا، گاهی کوه»، مشبّه «دل» است و هر بار به چیزی متفاوت تشبیه شده تا جنبهٔ جدیدی از آن نشان داده شود.
مشبّه، آن بخش از تشبیه است که ویژگیهایش را با کمک چیز دیگر روشن میکنیم. شناخت مشبّه به ما کمک میکند تا منظور اصلی گوینده را بفهمیم و از تشبیهها برای یادگیری بهتر مفاهیم تازه استفاده کنیم. مشبّه میتواند اسم، فعل، یا حتی یک جمله باشد و گاهی در جمله نیاید و حذف شود. برای پیدا کردن مشبّه، همیشه باید بپرسیم که گوینده قصد دارد دربارهٔ چه چیزی صحبت کند. با تمرین و دقت، میتوانیم مشبّه را در هر جملهای بهراحتی تشخیص دهیم و از زیبایی و رسایی تشبیهها لذت ببریم.