گروه نجات و امداد
وظایف اصلی گروه نجات و امداد
فعالیت گروه نجات و امداد را میتوان به سه بخش کلی تقسیم کرد که هر کدام برای نجات جان انسانها حیاتی هستند. در ادامه، هر یک از این وظایف را با جزئیات بیشتری بررسی میکنیم.
| وظیفه | توضیحات | نمونهی عملی |
|---|---|---|
| نجات و کمکرسانی اولیه | بیرون آوردن مصدومان از زیر آوار، خاموش کردن آتشسوزیهای کوچک، و انجام اقدامات اولیه مانند ایستادنِ خونریزی یا باز کردن راه تنفسی. | پس از زلزله، امدادگران با استفاده از ابزارهای مخصوص، فردی را که زیر تیرآهن گیر کرده، نجات میدهند. |
| انتقال آسیبدیدگان | جابهجایی اصولی مجروحان با استفاده از برانکارد، صندلی نجات یا حتی با روشهای دستی، به پایگاههای اورژانس یا بیمارستان. | انتقال یک کوهنورد که پایش در کوهستان پیچ خورده، با کمک برانکارد مخصوص و طی مسیر صعبالعبور. |
| حمایت روحیروانی | گوش دادن به صحبتهای فرد آسیبدیده، ایجاد آرامش در او، کاهش ترس و اضطراب و کمک به حفظ امیدواری. | امدادگری کنار کودکی که خانوادهاش را در سیل از دست داده مینشیند و با حرفهای امیدبخش، او را دلگرم میکند. |
اهمیت حمایت روحی در کنار نجات جسمی
شاید بسیاری از ما فکر کنیم کار گروه نجات و امداد فقط به نجات جسمانی ختم میشود، اما یکی از ظریفترین و تأثیرگذارترین بخشهای کار این گروه، حمایتهای روانی است. وقتی فردی حادثهای سخت مانند زلزله، تصادف یا آتشسوزی را تجربه میکند، علاوه بر آسیبهای جسمی، دچار شوک روحی بزرگی هم میشود. این شوک میتواند باعث سردرگمی، بیخوابی، کابوسهای شبانه و حتی گوشهگیری شود. در چنین شرایطی، حضور یک امدادگر آگاه و مهربان که بتواند بهخوبی با او صحبت کند و احساس امنیت را به او برگرداند، بهاندازهی بستن زخمهایش اهمیت دارد.
به عنوان مثال، تصور کنید در مدرسهی شما زنگ خطر آتشسوزی به صدا درآمده و همه با اضطراب از کلاسها خارج میشوند. در این میان، دانشآموزی آنقدر میترسد که توانایی راه رفتن ندارد. یک امدادگرِ آموزشدیده، اول با لحنی آرام و مطمئن به او میگوید: «نگران نباش، کنارتم و همه چیز را کنترل میکنیم.» سپس با کمک دوست دیگرش، او را بهآرامی از ساختمان خارج میکند. همین جملهی ساده، گاهی از صدها دستور علمی تأثیر بیشتری دارد. به همین دلیل، در کنار آموزش کمکهای اولیه، به امدادگران مهارتهایی مانند «گوش دادن فعال» و «همدلی» نیز آموزش داده میشود تا بتوانند از بحرانهای روحیِ آسیبدیدگان بکاهند.
پرسشهای چالشی دربارهی گروه نجات و امداد
آیا هر فرد داوطلبی میتواند در لحظهی حادثه به عنوان نجاتگر وارد عمل شود؟
خیر. کار نجات و امداد بسیار حساس است و اگر فرد آموزشندیده وارد عمل شود، ممکن است نهتنها کمکی نکند، بلکه باعث آسیبهای بیشتر به مصدوم یا حتی خودش شود. به عنوان مثال، جابهجاییِ غلطِ فردی که آسیبِ گردنی دارد، میتواند او را برای همیشه فلج کند. بنابراین، تا رسیدن نیروهای آموزشدیده، بهترین کار تماس با اورژانس و دور نگه داشتن جمعیت از محل حادثه است.
چرا گاهی امدادگران ابتدا به فردی که کمتر جیغ میزند، رسیدگی میکنند؟
این یکی از جالبترین نکات در امداد است. در حوادث، افرادی که شدیدترین آسیب را دیدهاند، معمولاً توانایی فریاد زدن یا ابراز درد را ندارند و ساکتتر از بقیه هستند. این سکوت خطرناک است، چون ممکن است نشانهی از دست دادن هوشیاری یا آسیبهای داخلی شدید باشد. به همین دلیل، امدادگران آموزش میبینند که اولویتش را با افراد ساکتتر و بیحرکتتر شروع کنند، نه کسانی که سر و صدای بیشتری دارند.
آیا حمایت روحی فقط برای بچهها لازم است یا بزرگترها هم به آن نیاز دارند؟
بزرگترها هم به شدت به حمایت روحی نیاز دارند، اما ممکن است آن را پنهان کنند. یک پدر یا مادر بعد از دیدن خانهی تخریبشدهشان، ممکن است دچار شوک عمیقی شود که آن را بروز نمیدهد. کار امدادگر این است که با دقت، علائم خاموشِ اضطراب و ناراحتی را در همهی افراد، صرفنظر از سنشان، شناسایی کند و با کلمات و رفتارهای آرامبخش، به آنها کمک کند.
گروه نجات و امداد، تنها به وسایل و ابزار پیشرفته محدود نمیشود؛ بلکه مهمترین سرمایهی آن، انسانهایی هستند که با قلب مهربان و مهارتهای علمی خود، در سختترین لحظات، چراغ امید را برای دیگران روشن میکنند. هر یک از ما میتوانیم با شرکت در دورههای کمکهای اولیه و یادگیری مهارتهای همدلی، خود را برای نقشی کوچک اما مؤثر در این گروه آماده کنیم. به یاد داشته باشیم که نجات یک جان، ارزشمندترین کاری است که یک انسان میتواند انجام دهد.