اشک یا ارشک و مهرداد دوم: بنیانگذار و پادشاه برجستهٔ اشکانی
اشک یا ارشک؛ از یک رهبر کوچنشین تا بنیانگذاری یک امپراتوری
داستان اشکانیان با مردی آغاز میشود که نامش در تاریخ به دو گونه «اشک» و «ارشک» ثبت شده است. او رهبر قبیلهای از کوچنشینان بود، همانطور که امروز بعضی از خانوادهها هر سال برای تعطیلات به مسافرت میروند، اما اشک و قبیلهاش همیشه در کوچ بودند. ارشک در حدود سال ۲۵۰ پیش از میلاد، بر ضد فرمانروای یونانی که بر ایران زمین حکومت میکرد، شورش کرد. او توانست با شجاعت و هوشمندی، نخستین پادشاهی اشکانی را پایهگذاری کند. این کار مانند این است که کاپیتان تیم فوتبال مدرسه، تیمی تازه تأسیس کند و با برنامهریزی درست، آن را به قهرمانی برساند. اشک یا ارشک، پایتخت خود را در شهر «نسا» بنا نهاد و راه را برای پادشاهان بعدی هموار ساخت.
او برای اینکه حکومتش را پایدار کند، از روشهای ساده ولی هوشمندانه استفاده میکرد. مثلاً با قبایل همسایه پیمان دوستی میبست و سعی میکرد که همه را با خود همراه سازد. این کار، دقیقاً شبیه وقتی است که بچههای یک گروه، برای انجام یک پروژهٔ علمی با یکدیگر هماهنگ میشوند تا نتیجهٔ بهتری بگیرند.
مهرداد دوم؛ پادشاهی که ایران را بزرگ کرد
پس از گذشت حدود ۱۰۰ سال از بنیانگذاری اشکانیان، پادشاه بزرگی به نام مهرداد دوم بر تخت نشست. او را یکی از نیرومندترین شاهان اشکانی میدانند. مهرداد دوم مانند یک مدیر مدرسهٔ کارآمد، قلمرو خود را منظم کرد و مرزهای ایران را تا کنارههای رود فرات پیش برد. او با حکومتهای بزرگ همسایه، مانند رومیان، روابط دیپلماتیک برقرار کرد؛ درست مثل وقتی که نمایندهٔ کلاس برای گفتوگو با مدیر مدرسه فرستاده میشود.
یکی از کارهای مهم مهرداد دوم، ضرب سکههای زرین و سیمین بود. این سکهها در سراسر سرزمینهای اشکانی رواج یافت و نشان میداد که اقتصاد کشور در چه وضعیت خوبی است. سکهها مانند پول تو جیبی امروز ما بودند، اما با ارزش بسیار بیشتر. او همچنین جادههای امنی ایجاد کرد تا بازرگانان بتوانند کالاهای خود را از شرق به غرب و برعکس، بدون ترس حمل کنند. این شبکهٔ راهها، مانند خیابانهای اصلی یک شهر بزرگ است که همه را به هم وصل میکند.
| ویژگیها | اشک یا ارشک (بنیانگذار) | مهرداد دوم (پادشاه برجسته) |
|---|---|---|
| نقش تاریخی | بنیانگذاری دودمان اشکانی | گسترش قلمرو و اقتدار اشکانیان |
| کارهای مهم | شورش علیه یونانیان و ساختن پایتخت در نسا | ضرب سکه، ایجاد راههای امن و گسترش مرزها |
| نتیجهٔ کار | آغاز حکومتی بزرگ و پایدار | ایران به اوج قدرت و شکوفایی رسید |
اگر اشک یا ارشک و مهرداد دوم در مدرسه بودند، چه میکردند؟
فرض کنید اشک یا ارشک، یک دانشآموز جدید به مدرسه میآید و هیچ کس او را نمیشناسد. او با کمک چند دوست جدید، یک تیم علمی تشکیل میدهد و در مسابقات مدرسه برنده میشود. این دقیقاً کاری است که اشک یا ارشک در تاریخ کرد؛ او با یاری چند تن از همقبیلههای خود، حکومتی نو بنیان نهاد. حالا مهرداد دوم را تصور کنید که بعد از چند سال، مدیر مدرسه میشود. او قوانین مدرسه را بهتر میکند، کتابخانه را بزرگتر و زمین بازی را مرتبتر میسازد. این همان گسترش قدرت و آبادانی بود که مهرداد دوم در ایران انجام داد. پس هر دو این پادشاهان، مثل معلمها و مدیران خوب، برای پیشرفت و نظم کوشیدند.
پرسش و پاسخهای چالشی
پرسش: چرا اشک یا ارشک تصمیم گرفت بر ضد یونانیان شورش کند؟
پاسخ: یونانیان که پس از اسکندر بر ایران حکومت میکردند، با مردم ایران چندان مهربان نبودند و بیشتر به فکر جمعآوری مالیات بودند. اشک یا ارشک که رهبر یک قبیلهٔ کوچنشین بود، از این وضعیت ناراضی بود و میخواست مردم ایران استقلال داشته باشند. مانند وقتی که شما از یک قانون ناعادلانه در مدرسه ناراحت میشوید و سعی میکنید آن را تغییر دهید.
پرسش: مهرداد دوم چگونه توانست ایران را اینقدر قدرتمند کند؟
پاسخ: مهرداد دوم با سه کار مهم، ایران را قدرتمند کرد: نخست، با رومیان پیمان دوستی بست تا جنگ کمتری رخ دهد. دوم، راههای امن برای بازرگانی ساخت تا اقتصاد رونق یابد. سوم، سکههای زرین و سیمین ضرب کرد تا مردم بتوانند به راحتی دادوستد کنند. این کارها مثل این است که یک مدیر مدرسه، با برنامهریزی درست، هم نظم را برقرار کند، هم امکانات را افزایش دهد و هم بچهها را به فعالیتهای مفید تشویق کند.
پرسش: آیا اشک یا ارشک و مهرداد دوم با یکدیگر خویشاوند بودند؟
پاسخ: بله، هر دو از دودمان اشکانی بودند، اما مهرداد دوم حدود ۱۰۰ سال پس از اشک یا ارشک به پادشاهی رسید. پس آنها مانند پدربزرگ و نوه نیستند، بلکه مانند دو پادشاه از یک خانوادهٔ بزرگ هستند که یکی پایهگذار و دیگری ادامهدهندهٔ راه او بود.
نکتهٔ پایانی
اشک یا ارشک و مهرداد دوم، هر یک به سهم خود، نقشی سرنوشتساز در تاریخ ایران داشتند. اولی با شجاعت و میهندوستی، پایههای حکومتی نوین را ریخت و دومی با مدیریت و برنامهریزی، آن را به اوج رساند. ما میتوانیم از این دو پادشاه، درس شجاعت، برنامهریزی و تلاش برای پیشرفت را بیاموزیم؛ درست مانند هنگامی که برای یک پروژهٔ علمی یا مسابقهٔ ورزشی، هدفگذاری میکنیم و با پشتکار به سوی آن میرویم.