عدالت و احترام در مدرسه: مدرسهٔ منصف و دوستداشتنی
سه ستون عدالت در کلاس و حیاط
| رفتار عادلانه و محترمانه | رفتار ناعادلانه و بیاحترامی | معلم از همه به یک اندازه سؤال میپرسد. | معلم فقط از دانشآموزان زرنگ یا فقط از دانشآموزان تنبل سؤال میگیرد. | کسی به خاطر لهجه یا لباسش مسخره نمیشود. | گروهی از بچهها به خاطر کفش کهنهاش یا اشتباه گفتن یک کلمه، او را با اسم زشت صدا میزنند. | مدیر مدرسه بدون تنبیه بدنی مشکل را حل میکند. | معلم یا مدیر برای ادب کردن، کتک میزند یا سیلی میزند. |
|---|
در مدرسهای که عدالت هست، هر دانشآموزی حق دارد روی صندلی بنشیند، در بازی گروهی شرکت کند و نظر بدهد. مثلاً وقتی نوبت به پاسخ دادن میرسد، معلم عادل به جای اینکه فقط به چند نفر خاص توجه کند، اسم همه را داخل یک ظرف میگذارد و هر بار یکی را بیرون میآورد. این کار نشان میدهد که همه مهم هستند. همچنین احترام یعنی من به همکلاسیام که در ریاضی ضعیفتر است، برچسب «کندذهن» نزنم و او را تهدید نکنم که «اگر جواب را اشتباه بگویی، دیگر با تو بازی نمیکنم.»
مثالهای ملموس: در زنگ تفریح و کلاس چه میگذرد؟
فرض کنید در زنگ ورزش، کاپیتان تیم همیشه دوست صمیمی خود را انتخاب میکند و بچههای چاق یا کمتوان را آخر از همه برمیدارد. این کار تبعیض است. یک دانشآموز منصف میگوید: «بیایید نوبتی انتخاب کنیم.» یا اگر کسی در گوشی دیگری زمزمه کند «فلانی خیلی خنگ است»، این تمسخر آشکار است. در مدرسهٔ بدون تمسخر، بچهها به جای خندیدن، به آن دانشآموز کمک میکنند: «میخواهی با هم تمرین کنیم؟» همچنین تنبیه بدنی مثل ایستادن در زیر آفتاب سوزان با دستهای باز یا کتک زدن با چوب، کاملاً ممنوع است. به جای آن، معلمان خوب از راههای دیگری مانند نوشتن چند بار قانون خوب یا کمک کردن به نظافت کلاس استفاده میکنند. این روشها هم مؤثرند، هم به کسی آسیب نمیرسانند.
پرسشهای چالشی برای فکر کردن
پاسخ: نه همیشه. گاهی دانشآموزی که نشنیده خوب، نیاز دارد جلوتر بنشیند. این عادلانه است، چون شرایطش فرق دارد. اما در قوانین اصلی مثل نوبت گرفتن و تنبیه نشدن با کتک، همه باید برابر باشند.
پاسخ: اول خونسرد باش و جبراً تهدید را نادیده نگیر. بعد به یک بزرگتر قابل اعتماد مثل معلم موردعلاقهات یا مشاور مدرسه بگو. نگهداشتن تهدید در دل فقط به تو آسیب میزند و جلوی رفتار زشت را نمیگیرد.
پاسخ: بله، هرگونه تنبیه بدنی، حتی به ظاهر آرام، به تو احساس خجالت و ترس میدهد و نشان میدهد که مدرسه جای امنی نیست. جای آن را باید با گفتگو و قوانین منطقی پر کرد.