محاصره؛ وقتی دور چیزی را میگیریم
دو گونهٔ مهم محاصره: فیزیکی و معنایی
محاصره در زندگی روزمره دو شکل اصلی دارد. گاهی شما دور یک چیز یا یک مکان را به طور کامل میگیرید. گاهی هم با کارهایتان احساس محاصره شدن را در دیگران ایجاد میکنید. بیایید با هم نگاهی به این دو گونه بیندازیم.
| نوع محاصره | معنی ساده | مثال برای دانشآموز | فیزیکی | دور یک جا یا شیء را با دیوار، آدم یا وسیله گرفتن | بچهها در بازی وسط حیاط دور توپ جمع میشوند و اجازه نمیدهند کسی توپ را بگیرد. | معنایی (ذهنی) | با حرف، سؤال یا فشار روانی کسی را در تنگنا گذاشتن | وقتی چند نفر همزمان از تو میپرسند «تکالیف را انجام دادی؟»، احساس میکنی محاصره شدهای. |
|---|
در زندگی روزمره کجاها محاصره میبینیم؟
محاصره فقط مال کتابهای تاریخی یا فیلمها نیست. هر روز در مدرسه، خانه و بازی با دوستانت میتوانی نمونههای سادهای از آن پیدا کنی. مثلاً وقتی در زنگ ورزش همه بچهها دور یک دانشآموز حلقه میزنند تا او نتواند از دایره خارج شود، یعنی او را محاصره کردهاند. یا در آشپزخانه وقتی مورچهها دور یک دانه شکر جمع میشوند و راه ورود و خروج مورچههای دیگر را میبندند، یک محاصرهٔ کوچک شکل گرفته است.
یک نمونهٔ دیگر که شاید خودت تجربه کرده باشی: وقتی معلم در کلاس از تو سؤالی میپرسد و همهٔ همکلاسیها ناگهان به تو نگاه میکنند، انگار که با نگاههایشان دورت را گرفتهاند. این یک نوع محاصرهٔ اجتماعی است. حتی در بازی فوتبال وقتی چند مدافع دور مهاجم تیم حریف جمع میشوند تا او نتواند به دروازه شوت کند، در واقع دارند او را محاصره میکنند.
سه پرسش چالشی دربارهٔ محاصره
نه همیشه. گاهی محاصره برای محافظت انجام میشود. مثلاً پدر و مادرت دور تخت خواب تو حفاظ میگذارند تا نیفتی. یا در بازی «گرگم به هوا» بچهها دور یک دوست حلقه میزنند تا او را از دست «گرگ» نجات بدهند. این نوع محاصره جنبهٔ محافظتی دارد، نه هجومی.
وقتی دری را قفل میکنی، فقط مانع ورود دیگران میشوی. اما محاصره یعنی از همهٔ راهها (ورود و خروج) را ببندی. مثلاً اگر خواهرت را در اتاقش حبس کنی، او محبوس شده، نه محاصره. اما اگر تو و چند نفر دیگر دورتادور اتاق بایستید و همهٔ در و پنجرهها را گرفته باشید، او محاصره شده است. در محاصره راه فرار از هیچ طرفی وجود ندارد.
در قدیم، سربازان برای تصرف یک شهر، همهٔ دروازهها و راههای ورودی شهر را میبستند. آنها نمیگذاشتند هیچ خوراکی یا آبی وارد شهر شود. به این کار «محاصرهٔ نظامی» میگفتند. مردم شهر بعد از مدتی خسته میشدند و تسلیم میشدند. امروزه هم گاهی در اعتراضات یا مسابقات ورزشی از این روش استفاده میشود، اما به شکل صلحآمیز.