گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

استعمار: تسلط پیدا کردن کشوری قوی بر کشوری ضعیف

بروزرسانی شده در: 2:12 1405/03/14 مشاهده: 56     دسته بندی: کپسول آموزشی

استعمار: وقتی یک کشور قدرتمند، کشور ضعیف‌تر را زیر کنترل خود درمی‌آورد

آشنایی با مفهوم استعمار با زبانی ساده و مثال‌هایی از زندگی روزمره
چکیده: استعمار یعنی کشورهای زورگو، کشورهای ضعیف‌تر را به زور تصاحب می‌کنند. در این مقاله با تسلط، چپاول و مقاومت آشنا می‌شوید.

۱. کشور زورگو چه بلایی سر کشور ضعیف می‌آورد؟

تصور کن در حیاط مدرسه، یک دانش‌آموز قلدر و خیلی قوی، هر روز از دانش‌آموز ضعیف‌تر پول توجیبی‌اش را بگیرد، دفتر مشق‌هایش را بردارد و حتی به او بگوید با کی دوست باشد و با کی نباشد. به این کار می‌گویند «زورگویی». استعمار هم دقیقاً همین طور است، اما در مقیاس کشورها. یک کشور قدرتمند (استعمارگر) به کشور ضعیف‌تر (مستعمره) حمله می‌کند و منابع آن را می‌دزدد. استعمارگرها معمولاً سه کار اصلی انجام می‌دهند:

کاری که می‌کنند مثال ساده
دزدیدن منابع (نفت، طلا، آب، زمین) مثل این است که کسی خوراکی‌های کوله‌پشتی تو را بدون اجازه بردارد.
تحمیل قانون‌های خودشان مثل این که ناظم مدرسه به تو بگوید به جای فارسی، به زبانی دیگر حرف بزن.
مجبور کردن مردم به کار اجباری مثل این که قلدر مدرسه تکالیف خودش را به تو بدهد تا برایش انجام دهی.

۲. استعمار در زندگی روزمره؛ مثل بازی کامپیوتری

فرض کن داری بازی گروهی انجام می‌دهی. یک بازیکن حرفه‌ای (قوی) تمام جان‌های اضافه، مهمات و نقشه را برای خودش برمی‌دارد و به تو می‌گوید: «یا با من هم‌تیم می‌شوی و هر چه گفتم گوش می‌کنی، یا بازی‌ات را خراب می‌کنم». این یعنی «تسلط کامل». استعمار هم همین حالت را در دنیای واقعی دارد. وقتی انگلیس یا فرانسه (در گذشته) به کشورهایی مثل هند یا الجزیره حمله کردند، اول راه‌ها و بندرها را گرفتند، بعد کارخانه‌ها و معادن را تصاحب کردند و بعداً حتی به مردم می‌گفتند چه لباسی بپوشند و چه دینی داشته باشند. جالب است بدانی که بسیاری از خطوط راه‌آهن در کشورهای مستعمره را برای بردن طلا و پنبه به سمت کشتی‌های استعمارگرها ساختند، نه برای رفت‌وآمد خود مردم.

نکته: استعمار فقط اقتصادی نیست. گاهی کشور قوی، زبان، فرهنگ و حتی کتاب‌های درسی خودش را به کشور ضعیف تحمیل می‌کند. درست مثل این که معلم خصوصی بیاید و بگوید: «دیگر نباید از روش خودت درس بخوانی، فقط باید از روش من استفاده کنی.»

۳. سؤال‌های چالشی؛ مثل معمای کلاسی

پرسش ۱: آیا همیشه کشور قوی از نظر نظامی، برنده است؟
پاسخ: نه همیشه! گاهی کشور ضعیف با هوشمندی مقاومت می‌کند. مثل یک مسابقهٔ کشتی که کشتی‌گیر کوچک‌تر با تکنیک و دانایی حریف بزرگ را زمین می‌زند. کشورهایی مثل ویتنام توانستند استعمار فرانسه را شکست بدهند. مقاومت یعنی «نه» گفتن به زورگویی و ایستادگی برای آزادی.
پرسش ۲: آیا استعمار فقط در گذشته بوده؟
پاسخ: شکل قدیمی آن مثل اشغال نظامی کمتر شده، اما نوع جدیدی از استعمار به نام «استعمار اقتصادی» وجود دارد. مثلاً یک شرکت بزرگ خارجی می‌آید و زمین‌های کشاورزی یک کشور ضعیف را می‌خرد، سود کلان می‌برد ولی به مردم محلی هیچ نقشی در تصمیم‌گیری نمی‌دهد. مثل این می‌ماند که کسی مغازه‌ی خوراکی محل را بخرد، اما به همسایه‌ها اجازه ندهد نظر بدهند چه چیزی بفروشد.
پرسش ۳: چه فرقی بین استعمار و یک معاملهٔ عادلانه وجود دارد؟
پاسخ: در معاملهٔ عادلانه، دو طرف با رضایت و برابر چیزها را مبادله می‌کنند. مثل دادوستد پاکت‌های کروکت و چیپس در زنگ تفریح که هر دو خوشحال هستند. ولی در استعمار، یک طرف با زور و بدون اجازه، همه چیز را می‌گیرد و هیچ چیزی برنمی‌گرداند. در حقیقت استعمار یعنی «برد-باخت» نه «برد-برد».
به زبان ساده، استعمار یعنی زورگویی سازمان‌یافتهٔ یک کشور به کشور دیگر. کشورهای مستعمره معمولاً سال‌ها از فقر و عقب‌ماندگی رنج می‌برند، چون منابعشان دزدیده شده. اما مردم جهان یاد گرفته‌اند که با اتحاد و آگاهی در مقابل زورگویی بایستند. تو هم اگر در مدرسه یا محله جای زورگویی دیدی، می‌توانی با آرامش و منطق جلوی آن بایستی یا به بزرگ‌ترها بگویی. عدالت یعنی هیچ کس حق ندارد فقط به خاطر قدرتمند بودن، بر زندگی دیگران مسلط شود.