گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

شرمسار: خجالت‌زده، شرمنده

بروزرسانی شده در: 21:09 1405/03/12 مشاهده: 34     دسته بندی: کپسول آموزشی

شرمسار؛ آن لحظه‌هایی که دلمان می‌خواهد زمین دهان باز کند

چگونه «خجالت» و «شرمندگی» را بشناسیم، درک کنیم و با آنها کنار بیاییم.
چکیده
در این مقاله با دو کلمهٔ مهم و نزدیک به هم آشنا می‌شوی: «خجالت» و «شرمندگی». می‌خوانی که چرا گاهی صورت مان قرمز می‌شود، چرا بعضی کارها باعث می‌شود از خودمان ناراحت شویم، و چطور می‌توانیم این حس‌ها را در مدرسه، خانه و میان دوستان مدیریت کنیم. کلیدواژه‌های اصلی: خجالت‌زدهشرمندهاحساس پشیمانیرفتار در جمع

خجالت و شرمندگی چه فرقی دارند؟

خیلی از ما فکر می‌کنیم «خجالت» و «شرمنده بودن» یعنی یک چیز. اما این دو حس کمی با هم تفاوت دارند. خجالت بیشتر در جمع به سراغمان می‌آید؛ مثلاً وقتی معلم از تو می‌خواهد جلوی کلاس شعر بخوانی و ناگهان صورتت داغ می‌شود و نمی‌دانی دست‌هایت را کجا بگذاری. این همان خجالت‌زدگی است. اما شرمندگی بیشتر بعد از انجام کاری می‌آید که از ته دل می‌دانی اشتباه بوده است؛ مثلاً وقتی به خواهر کوچک‌ات دروغ گفته‌ای و بعد وجدانت آرام نمی‌گیرد.

هر دوی این حس‌ها طبیعی هستند و همهٔ آدم‌ها – حتی بزرگ‌ترها – آنها را تجربه می‌کنند. هیچ‌کس نیست که هیچ‌وقت خجالت نکشد یا هیچ‌وقت از کاری پشیمان نشود. مهم این است که یاد بگیریم با این حس‌ها چطور رفتار کنیم.

نوع احساس چه موقع پیش می‌آید؟ مثال روزمره
خجالت‌زدگی وقتی دیگران به تو نگاه می‌کنند یا مورد توجه هستی فراموش کردن متن نمایشگاه علمی موقع ارائه
شرمندگی (شرمنده بودن) بعد از کار اشتباهی که به کسی آسیب زده است قرض گرفتن خودکار دوست و برگشت ندادن آن

لحظه‌های خجالت‌آوری که برای هر دانش‌آموزی پیش می‌آید

تصور کن در زنگ ورزش، تویی که تازه یاد گرفته‌ای والیبال بازی کنی، توپ را طوري پرتاب می‌کنی که به جای خالص، به پنجره می‌خورد. همه برمی‌گردند و نگاه می‌کنند. صورتت قرمز می‌شود و دوست داری همان جا ناپدید شوی. این یک نمونهٔ رایج از خجالت است. یا گاهی معلم از تو می‌خواهد جواب سوالی را روی تخته بنویسی، در حالی که جواب را اشتباه فهمیده‌ای. دستت می‌لرزد و صدایت در گلو می‌ماند.

همچنین شرمندگی در مدرسه زیاد دیده می‌شود: مثلاً ناهارِ دوستت را بی‌اجازه برمی‌داری و می‌خوری. بعد که ناراحتی او را می‌بینی، دلت می‌گیرد و یک حس سنگین درونت می‌گوید «اشتباه کردم». این همان شرمنده بودن است. جالب است که این حس می‌تواند مفید هم باشد؛ چون باعث می‌شود دفعهٔ بعد بیشتر فکر کنیم تا کار زشتی انجام ندهیم.

نکته: اگر گاهی خیلی خجالت می‌کشی، بدان که بیشتر مردم اصلاً متوجه جزئیات کوچک نمی‌شوند. آن قرمزی صورت یا لکنت زبانت را فقط خودت خیلی بزرگ می‌بینی.

پرسش‌های چالشی دربارهٔ خجالت و شرمندگی

پرسش اول: آیا خجالتی بودن به معنی ضعیف بودن است؟
نه، هرگز. خجالت کشیدن نشانهٔ ضعف نیست، بلکه نشان می‌دهد تو به واکنش دیگران اهمیت می‌دهی. بسیاری از دانشمندها، نویسنده‌ها و هنرمندان بزرگ در کودکی خجالتی بوده‌اند. فقط کافی است گاهی تمرین کنی که در جمع حرف بزنی. کم‌کم راحت‌تر می‌شود.
پرسش دوم: اگر کاری کنم که باعث شرمندگی‌ام شود، آیا هیچ‌وقت فراموش می‌شود؟
بله. حافظهٔ آدم‌ها بیشتر کارهای خوب و بد بزرگ را نگه می‌دارد، نه هر اشتباه کوچکی. همان دفعه که در زنگ هنر لیوان آب را روی دفتر دوستت ریختی، احتمالاً یک هفته بعد دیگر کسی یادش نمی‌آید. خودت هم اگر از ته دل عذرخواهی کنی، خیالت راحت می‌شود.
پرسش سوم: چه فرقی بین «شرمنده بودن مفید» و «شرمنده بودن آسیب‌زننده» وجود دارد؟
شرمندگی مفید آن است که تو را وادار به جبران اشتباه کند؛ مثلاً بروی و از دوستت عذرخواهی کنی. اما شرمندگی آسیب‌زننده وقتی است که مدام خودت را سرزنش کنی و فکر کنی «آدم بدی هستی». در این حالت بهتر است با یک بزرگ‌تر (پدر، مادر یا مشاور مدرسه) حرف بزنی.
جمع‌بندی
خجالت و شرمندگی دو احساس رایج و کاملاً انسانی هستند. خجالت بیشتر در جمع و هنگام دیده شدن به سراغ ما می‌آید، در حالی که شرمندگی بعد از انجام کار اشتباه خودمان را نشان می‌دهد. هیچ‌کدام از این دو احساس «بد» نیستند؛ آنها مانند چراغ هشدار ماشین به ما می‌گویند: «کمی آهسته‌تر و با دقت‌تر رفتار کن». برای مدیریت خجالت، می‌توانی نفس عمیق بکشی و به یاد بیاوری که همه گاهی اشتباه می‌کنند. برای درمان شرمندگی، بهترین کار عذرخواهی صادقانه و جبران کار خطاست. همیشه یادت باشد که ارزش تو به یک یا دو لحظهٔ خجالت یا شرمندگی مشخص نمی‌شود. تو انسانی با احساسات گوناگون هستی و همین تو را واقعی و دوست‌داشتنی می‌کند.