باغچه اطفال: نام نخستین کودکستان ایران در تبریز
باغچه اطفال چگونه در تبریز پا گرفت؟
سالهای دور، وقتی پدربزرگها و مادربزرگهای شما کوچک بودند، بیشتر بچهها به مدرسه نمیرفتند مگر اینکه هفت یا هشت سالشان شده بود. در آن زمان در ایران، جای خاصی برای کودکان کوچکتر از شش سال وجود نداشت. تا اینکه مرد مهربانی به نام «جبار باغچه بان» تصمیم گرفت نخستین جای بازی و یادگیری را برای بچههای کوچک درست کند. او اهل تبریز بود و کارش ساختن وسایل چوبی بود، اما عشق زیادی به بچهها داشت. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، جبار باغچه بان در محلهٔ «ششگلان» شهر تبریز، نخستین کودکستان ایران را با نام «باغچه اطفال» راه انداخت. او این نام را انتخاب کرد چون فکر میکرد بچهها مانند گُلهای یک باغچه هستند که باید با مهربانی از آنها مراقبت کرد.
| دورهٔ زمانی | نام کودکستان | معنی نام |
|---|---|---|
| ابتدای کار در تبریز | باغچه اطفال | باغچهٔ بچهها (مثل گُل) |
| چند سال بعد | باغچهٔ کودکان | جای بازی و یادگیری کودکان |
| از سالهای بعد تا امروز | کودکستان | جای مخصوص کودکان |
در نخستین کودکستان چه خبر بود؟ مثل امروز یا فرق داشت؟
شاید فکر کنید کودکستان قدیم مانند الان بود، با میز و صندلی رنگارنگ و وسایل بازی پلاستیکی. ولی نه! در باغچه اطفال، وسایل از چوب ساخته میشدند و خودِ جبار باغچه بان با دستانش اسباببازیهای چوبی میساخت. بچهها آوازهای ساده یاد میگرفتند، شعر میخواندند، نقاشی میکشیدند و با گل بازی میکردند. یک فرق بزرگ هم داشت: امروز در بیشتر کودکستانها، بچهها از هم جدا هستند، ولی در باغچه اطفال، بچههای سالم و بچههایی که نمیتوانستند بشنوند یا حرف بزنند، کنار هم بازی میکردند. جبار باغچه بان به همهٔ بچهها یک جور عشق میورزید. او حتی برای بچههای ناشنوا روشی ابداع کرد تا با اشاره حرف بزنند و درس بخوانند. برای خودتان تصور کنید در حیاط مدرسهتان، همه با هم -چه عینک به چشم داشته باشید، چه نشنوید خوب، چه خیلی تند بدوید- یک تیم باشید. این همان کاری بود که جبار باغچه بان در نخستین کودکستان ایران انجام داد.
جبار باغچه بان برای آن کودکستان، کتاب و دفتر مخصوص درست کرده بود. هیچ کتابفروشی آن را نمیفروخت؛ چون خودش با دست مینوشت و نقاشی میکشید. بعدها این ایده باعث شد او نخستین مدرسهٔ ناشنوایان ایران را هم در تبریز بسازد.
سه پرسش و پاسخ چالشی دربارهٔ باغچه اطفال
پرسش نخست: چرا جبار باغچه بان اسم کودکستان را «باغچه» گذاشت، نه «مدرسهٔ کوچک»؟
پاسخ: چون باور داشت بچهها مانند شکوفه و گُل هستند که باید آزادانه رشد کنند، نه مثل سربازانی که در مدرسههای سخت قدیم روی نیمکت خشک مینشستند. او میخواست کودکستان یک باغچهٔ شاد باشد، نه یک کلاس خشک و ترسناک.
پرسش دوم: مگر در آن زمان پدر و مادرها میگذاشتند بچههای کوچک به بیرون از خانه بروند؟
پاسخ: بسیاری از پدر و مادرها در ابتدا نمیپذیرفتند چون چنین جایی ندیده بودند. جبار باغچه بان خودش در کوچهها میگشت و با مهربانی با خانوادهها حرف میزد. او به آنها میگفت: «بچههایتان آنجا شعر میخوانند و بازی میکنند، نه اینکه زندانی شوند.» کم کم اعتماد کردند و بچههایشان را فرستادند.
پرسش سوم: امروز هم در تبریز میتوان «باغچه اطفال» را دید؟
پاسخ: ساختمان اصلی نخستین کودکستان دیگر به همان شکل قدیم نیست، اما در تبریز مردم آن را فراموش نکردهاند. در برخی کتابهای درسی و موزهها از آن یاد میشود. حتی خیابانی در تبریز به نام جبار باغچه بان هست تا همیشه یادش زنده بماند.
مرور سریع آنچه خواندیم:
نخستین کودکستان ایران در شهر تبریز و با نام «باغچه اطفال» کار خود را شروع کرد. بنیانگذار آن، جبار باغچه بان، با ساختن وسایل چوبی و یاد دادن شعر و بازی به بچهها نشان داد که کودکستان جای رشد و شادی است. او بچههای سالم و ناشنوا را کنار هم جمع کرد و برای همه احترام قائل بود. بعدها این نام به «باغچهٔ کودکان» و سپس «کودکستان» تغییر کرد، اما ایدهٔ اصلی همان باقی ماند: بچهها مانند گلهای یک باغچه، به آب، نور و مهربانی نیاز دارند. امروز وقتی شما نام «کودکستان» را میشنوید، به یاد آن مرد مهربان تبریزی و نخستین باغچه اطفال ایران باشید.