ضربالمثل «برو کار میکن، مگو چیست کار»
چرا نباید پیش از هر کاری کلی سؤال بپرسیم؟
گاهی پیش میآید که از ما کاری میخواهند؛ مثلاً اتاقمان را مرتب کنیم یا مشقهای سخت ریاضی را بنویسیم. در چنین لحظهای ممکن است کلی سؤال بپرسیم: «چرا من باید این کار را بکنم؟»، «چه فایدهای دارد؟»، «چرا کس دیگری انجام نمیدهد؟» این سؤالها مثل دامی هستند که وقت ما را میگیرند و انرژیمان را هدر میدهند. ضربالمثل «برو کار میکن، مگو چیست کار» دقیقاً به همین مشکل اشاره دارد. یعنی به جای گفتوگو دربارهٔ کار، بهتر است شروع کنیم به انجام دادن آن. گاهی در حین انجام کار، خودمان به همهٔ جوابها میرسیم.
این ضربالمثل به ما یاد میدهد که تلاش و عمل کردن از هزاران سؤال بیجواب مهمتر است. البته پرسیدن سؤال اشتباه نیست، اما اگر همیشه بگوییم «اول جواب همهٔ سؤالهایم را بگیرم، بعد کار میکنم»، هیچوقت کارها پیش نمیروند.
خیلی از چیزهایی که امروز بلد هستی، مثل دوچرخهسواری یا حل کردن جدول ضرب، را اول با انجام دادن یاد گرفتهای، نه با سؤال کردن. عمل کردن بهترین معلم است.
کاربرد این ضربالمثل در زندگی روزمرهٔ دانشآموز
بیا با هم چند مثال ساده و ملموس بزنیم:
| موقعیت روزمره | رفتار سؤالکننده (غلط) | رفتار عملکننده (درست) |
|---|---|---|
| تکلیف گروهی علوم | «ببینم چرا باید من پوستر را بکشم؟ اون چرا فقط جمع میکند؟» | مداد را برمیدارد و شروع میکند به کشیدن طرح پوستر. |
| مرتب کردن کیف | «چرا همیشه من باید کیفم را مرتب کنم؟ مگه چند وقته اینجوری مانده؟» | دفترها را درمیآورد و بر اساس اندازه میچیند. |
| تمرین فوتبال در خانه | «این شوت زدن چه فایدهای دارد؟ من که هرگز فوتبالیست نمیشوم» | توپ را برمیدارد و ۱۰ بار شوت میزند. بعد از ۳ روز مهارتش بهتر میشود. |
چالشهای فکری: سه پرسش و پاسخ ساده
پرسش : آیا همیشه باید بدون فکر کردن وارد هر کاری بشویم؟ ممکن است کار خطرناک یا اشتباه باشد.
پاسخ : نه، منظور این نیست که هر کاری را کورکورانه انجام دهیم. ضربالمثل میگوید وقتی کار خوب و مفیدی را تشخیص دادی، به جای بهانهتراشی، سریع شروع کن. مثلاً اگر مادرت از تو خواست سماور را روشن کنی، نباید بپرسی «چرا امروز؟». اما اگر کسی از تو خواست از بالکن چیزی پرت کنی پایین، حتماً باید اول دلیلش را بپرسی. پس تشخیص کار درست اول است، بعد شروع بیدرنگ.
پرسش : اگر کاری را بلد نباشم، چه؟ مثلاً تا حالا کیک نپختهام. باز هم بدون سؤال شروع کنم؟
پاسخ : در اینجا هم باید «عمل کنی» یعنی دستور العمل را بخوانی و قدم به قدم جلو بروی. سؤال کردن برای یادگیری اشکالی ندارد. اشکال وقتی است که سؤالهای بیربط و وقتگیر بپرسی. مثلاً اگر بگویی «خب حالا چرا کیک گرد باشد؟ چرا مربع نباشد؟» این سؤالها تو را از پختن کیک دور میکند. اما پرسیدن «چند گرم آرد لازم است؟» یک سؤال مفید است. ضربالمثل ما با پرسشهای مفید مخالف نیست، با سؤالهای بینتیجه مخالف است.
پرسش : گاهی واقعاً انگیزه ندارم و خستهام. چطور میتوانم خودم را وادار به «برو کار میکن» کنم؟
پاسخ : یک راه ساده این است که بگویی «فقط برای ۵ دقیقه شروع میکنم». معمولاً بعد از ۵ دقیقه، کار برایت شیرین میشود و ادامه میدهی. مثلاً اگر مشق انفاق داری، بگو «فقط دو خط اول را مینویسم». بعد از نوشتن دو خط، میبینی که راحتتر ادامه میدهی. این همان رمز «عمل کردن» است؛ حتی یک قدم کوچک بهتر از هزار نقشهٔ کشیده نشده است.
حرف آخر: ضربالمثل «برو کار میکن، مگو چیست کار» مثل یک دوست دانا به ما میگوید: نگذار سؤالهای بیپایان، دست و پایت را ببندند. بیشتر کارهایی که امروز از آنها میترسی یا بهانه میآوری، اگر فقط شروع کنی، خودبهخود پیش میروند. از تکلیف مدرسه گرفته تا مرتب کردن اتاق و تمرین ورزش. یادت باشد: هر بار که خواستی بپرسی «چرا؟» یا «چه فایدهای دارد؟»، اول آن کار را فقط به مدت یک دقیقه انجام بده. نتیجه را خواهی دید.