گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها

محمدتقی بهار (ملک‌الشعرا): شاعر معاصر ایرانی

بروزرسانی شده در: 18:27 1405/03/11 مشاهده: 40     دسته بندی: کپسول آموزشی

محمدتقی بهار؛ شاعری که از چشمه و سنگ حرف زد

آشنایی با ملک‌الشعرای بهار و داستان زیبای چشمه و سنگ
چکیده: در این مقاله با زندگی محمدتقی بهار، شاعر بزرگ ایرانی، آشنا می‌شوی. او را ملک‌الشعرا می‌نامیدند. یکی از شعرهای معروفش به نام «چشمه و سنگ» را بررسی می‌کنیم. همچنین می‌فهمیم چطور یک شاعر می‌تواند مثل یک نقاش با کلمات، صحنه‌های قشنگ بسازد.

بهار که بود و چرا ملک‌الشعرا نام گرفت؟

محمدتقی بهار در سال ۱۲۶۵ خورشیدی در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش هم شاعر بود و لقب «ملک‌الشعرا» داشت. ملک‌الشعرا یعنی «پادشاه شاعران». وقتی پدر بهار از دنیا رفت، محمدتقی جوان به خاطر شعرهای قشنگش توانست همین لقب را از دربار بگیرد. فکر کن در کلاس درس ادبیات، معلم به تو بگوید «پادشاه انشای کلاس»! برای بهار هم گرفتن این لقب افتخار بزرگی بود.

بهار فقط شاعر نبود. او روزنامه‌نگار، نویسنده و استاد دانشگاه هم بود. عاشق ایران و زبان فارسی بود. شعرهایش پر از عشق به میهن، آزادی و طبیعت است. یک شاعر می‌تواند مثل یک دوست خوب، احساسات ما را با کلمات بیان کند. بهار این کار را خیلی خوب بلد بود.

نکتهلقب ملک‌الشعرا: در زمان‌های قدیم، پادشاهان به شاعری که شعرهایش را خیلی دوست داشتند، لقب «ملک‌الشعرا» می‌دادند. یعنی او بهترین شاعر دربار است.

داستان منظومهٔ «چشمه و سنگ» چه می‌گوید؟

منظومه یعنی شعری بلند که مثل یک داستان است. «چشمه و سنگ» یکی از معروف‌ترین منظومه‌های بهار است. در این شعر، یک چشمه و یک سنگ با هم حرف می‌زنند. سنگ از اینکه همیشه در یک جا افتاده ناراحت است و به چشمه می‌گوید: «خوش به حالت تو که می‌توانی به این طرف و آن طرف بروی و جویبارها را شاداب کنی.» اما چشمه جواب می‌دهد: «اگر تو نبودی، من از دست گرما زود خشک می‌شدم. تو به من سایه می‌دهی و کمک می‌کنی تا مسیرم را پیدا کنم.»

این شعر به ما یاد می‌دهد که هر چیزی در جای خودش ارزش دارد. شاید تو در کلاس در ریاضی خیلی قوی نباشی، اما شاید در نقاشی یا ورزش خیلی خوب باشی. درست مثل چشمه و سنگ، همهٔ ما برای هم مفید هستیم. شاید دوستت در حفظ کردن درس خیلی سریع‌تر از تو عمل کند، اما تو در حل معماهای سخت بهتر هستی. این تفاوت‌ها باعث می‌شود دنیا قشنگ‌تر شود.

چشمه سنگ
جاری و روان است ساکن و آرام است آب را به باغ و کشتزار می‌رساند از فرسوده شدن چشمه جلوگیری می‌کند صدای قشنگی هنگام جاری شدن دارد پناهگاه خزه‌ها و حشرات ریز است

سه پرسش و پاسخ دربارهٔ بهار و شعرش

پرسش: چرا بهار در شعرهایش از چشمه و سنگ استفاده کرده؟
پاسخ: بهار دوست داشت مفاهیم ساده را با مثال‌هایی از طبیعت به ما یاد بدهد. چشمه و سنگ دو چیز کاملاً متفاوت هستند، اما به هم نیاز دارند. این شبیه زندگی خود ماست. مثلاً تو و دوستت شاید علاقه‌های متفاوتی داشته باشید، اما در پروژهٔ گروهی مدرسه می‌توانید به هم کمک کنید.
پرسش: ملک‌الشعرا یعنی چه؟ آیا هر شاعری می‌تواند این لقب را بگیرد؟
پاسخ: نه، این لقب را بیشتر پادشاهان به شاعران خیلی معروف می‌دادند. امروزه دیگر کسی این لقب را نمی‌گیرد. اما شاعران بزرگی مثل فردوسی و حافظ هم مانند بهار، شاهکارهای ماندگاری آفریده‌اند. فرق بهار با خیلی از شاعران دیگر این بود که هم شعرهای کلاسیک می‌سرود، هم شعرهای نو.
پرسش: چگونه می‌توانم مثل بهار شعر بگویم؟
پاسخ: اول زیاد کتاب و شعر بخوان. دوم همیشه یک دفترچه با خودت داشته باش و احساساتت را بنویس. سوم به طبیعت دقت کن. وقتی باران می‌بارد یا باد می‌وزد، می‌توانی دربارهٔ آن شعر بگویی. بهار هم از کودکی کلی شعر خوانده بود و بعد خودش شعرهای ناب سرود. تمرین و پشتکار کلید موفقیت است.
حرف آخر
محمدتقی بهار، شاعر مهربانی بود که با منظومهٔ «چشمه و سنگ» به ما یادآوری کرد هر موجودی در دنیا جایگاه ویژه‌ای دارد. چه سنگ باشی و چه چشمه، مهم این است که نقش خود را خوب بازی کنی. تو هم در خانواده و مدرسه نقش مهمی داری. شاید امروز شعر بهار را می‌خوانی و فردا خودت شاعر بزرگی بشوی. یادت باشد: هیچ کس مثل تو نیست. تو یک چشمه‌ای یا یک سنگ ارزشمند.